ابزار رایگان وبلاگ

#childlabour #کودکان_کار
 
جندی شاپور (البرز)
علمی فرهنگی

مرد مسلحی که در دالاس پنج مامور پلیس را کشت و هفت نفر دیگر را زخمی کرد از حامیان گروه‌های شبه‌نظامی جدایی‌طلب سیاه‌پوستان بود. اقدام او باعث شد جنبشی که در نتیجه تیراندازی‌های پلیس به سیاهپوستان طی‌ سال‌های اخیر در آمریکا شدت گرفته بود، بیش از پیش علنی شود.

 فرد مسلح، میکا خاویر جانسون بود که ۲۵ سال سن داشت و با گروه‌های جدایی‌طلب سیاه‌پوست از جمله "حزب نوین پلنگ سیاه"، "امت اسلام" و "حزب آزادی‌بخش سواران سیاه" ارتباط داشته است.

پیش از این‌که میکا جانسون توسط بمبی که با استفاده از یک ربات پلیس منفجر شد کشته شود، به مذاکره کنندگان گفته بود که قصد کشتن ماموران پلیس سفیدپوست را دارد.او همچنین به پلیس گفته بود که به تنهایی دست به این اقدام زده و به هیچ گروهی وابسته نبوده است.هر چند حضور جانسون در شبکه‌های مجازی از ارتباط او با گروه‌های جدایی‌طلبی سیاهپوستان خبر می‌دهد.

عکس فیسبوک جانسون او را در حالی‌ که مشتش را به نشانه سلام نظامی به سبک حزب پلنگ سیاه بالا برده است نشان می‌‌داد. سازمان سیاسی رادیکالی که در واکنش به تحولات حقوق مدنی دهه شصت در آمریکا قدرت یافت. با این وجود وابستگی او به گروه‌هایی از این دست هنوز به صورت قطعی مشخص نیست.

او همچنین در شبکه‌های مجازی منسوب به حزب پلنگ سیاه عضویت داشت.

هرچند طبق گزارش‌ها، بسیاری از سازمان‌هایی از این دست که به نظر می‌‌رسد الهام‌بخش جانسون بوده‌اند، جانسون را در "لیست سیاه" خود قرار داده بودند.

  • چه چیزی در باره گروه‌های جدایی‌طلب سیاه‌پوست می‌دانیم؟

در حالی‌ که گروه‌های فعالی‌ مانند جنبش "زندگی سیاهان اهمیت دارد" نقش معتدلی را در راستای ایجاد اصلاحات در پلیس و برقراری عدالت نژادی در آمریکا عهده‌دار شده‌اند، گروه‌های حامی‌ جدایی‌طلبی سیاهان رویکردی نظامی و نژادپرستانه‌ای را در پیش گرفته‌اند.

به گفته هایدی بیریچ، معاون مدیر "مرکز حقوقی فقر جنوبی" در آمریکا، رویکرد بسیاری از این گروه‌های جدایی‌طلب و "نفرت‌پراکن" ریشه در نژاد‌پرستی‌ و یهودی‌ستیزی دارد.

خانم بیریچ به بی‌بی‌سی ‌گفت آنها با گروه‌های معمول که به برتری سفیدپوستان (مانند کوکلاکس‌کلان) اعتقاد دارند فرق می‌کنند، چون در واکنش به بی‌عدالتی اجتماعی که از طرف سفیدپوستان صورت می‌گیرد، تشکیل شده‌اند.

ریشه بسیاری از این گروه‌های جدایی‌طلب به حزب قدیمی‌ پلنگ سیاه نسبت داده می‌‌شود. حزبی که در دهه شصت میلادی برای رصد کردن رفتار پلیس در کالیفرنیا، شهروندان را مسلح و به گشت در خیابان‌ها می‌گماشت.

هر چند که هیچ کدام از این گروه‌ها وابستگی سازمانی به حزب پلنگ سیاه ندارد.

به گفته کلیبورن کرسون، استاد تاریخ دانشگاه استنفورد، با این که حزب پلنگ سیاه پیش‌تر به ترویج مقاومت مسلحانه می‌‌پرداخت، اما بعدها عمده فعالیت خود را به هدایت گشت‌های نظارت بر پلیس تغییر داد.

او می‌گوید: " آنها به این نتیجه رسیدند که تکیه بر مبارزه مسلحانه نتیجه‌ای عکس آن چیزی که مطلوب آنها بود داشته و دلیل کاهش حمایت جامعه سیاها‌ن از این حزب بود."

می‌توان گفت گشت‌های نظارت بر پلیس که از سوی حزب پلنگ سیاه هدایت می‌شد به نوعی کار دوربین‌های مداربسته در خیابان‌ها را می‌‌کرد. اگر در آن‌ زمان آیفون وجود داشت، اعضای این گروه نه تنها بر فعالیت پلیس نظار‌ت می‌کردند، بلکه آن را با تلفنشان ضبط هم می‌‌کردند."

  • جدایی‌طلبان سیاه‌پوست شامل کدام گروه‌ها می‌شوند؟

حزب نوین پلنگ سیاه برای دفاع (NBPP) که سال ۱۹۸۹ در دالاس تاسیس شد، یکی‌ از گروه‌های اصلی‌ حامی‌ جدایی‌طلبی سیاها‌ن در آمریکا است.

این حزب مرامنامه‌ای ده ماده‌ای دارد که در آن خواهان اختیار "ملت سیاه‌پوست" برای تعیین سرنوشت خود، آزادی تمامی زندانیا‌ن سیاه‌پوست و پایان دادن به خشونت پلیس علیه سیاه‌پوستان شده و از همه سیاه‌پوستان می‌خواهد که برای دفاع از خود مسلح شوند.

"اتحادیه ضد افترا" و "مرکز حقوقی فقر جنوبی"، این حزب را به نفرت‌پراکنی و رهبران آن را "به تبلیغ خشونت علیه سفیدپوستان، یهودیان و مجریان قانون" متهم کرده‌اند.

بابی سیل، از بنیانگذاران حزب پلنگ سیاه، اظهارات این حزب جدید را بی‌‌معنی‌ و ناشی‌ از "بیگانه‌هراسی" خوانده است.

جنبش "امت اسلام" در سال ۱۹۳۰ تاسیس شد و به عنوان قدیمی‌ترین گروه ملی‌گرای سیاهان شناخته می‌‌شود.

این گروه به آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار برنامه‌های خدمات اجتماعی ارائه می‌‌دهد. با این وجود مرکز حقوقی فقر جنوبی و اتحاد ضد افترا این گروه را جزء احزاب نفرت‌پراکن، نژادپرست و یهودی‌ستیز می‌‌دانند.

باشگاه تیراندازی هویی پ نیوتن - که به اسم یکی‌ از موسسان حزب پلنگ سیاه نام‌گذاری شده – درمخالفت با "تروریسم پلیس" سال گذشته در دالاس راه‌اندازی شد.

این گروه دفاع شخصی‌ آموزش می‌‌دهد و در محله‌هایی که افراد سیاه‌پوست به دست پلیس کشته شده‌اند، افرادی را برای نظارت می‌گمارد.

راکم بالوگان، از موسسان این باشگاه تیراندازی، می‌گوید: "ما می‌خواهیم با مسلح شدن فرهنگ‌سازی کنیم تا بتوانیم از نهادهای دولتی که اهدافشان به ما نزدیک نیست مستقل شویم."

او به دن مورداچ ، گزارشگر بی‌بی‌سی، می‌‌گوید: "وقتی‌ سفیدپوست‌ها ما را تفنگ به دست می‌‌بینند، فکر می‌‌کنند با پسربچه‌های شرور مواجه شده‌اند، نه سربازان سیاه‌پوستی که قصد دفاع از خود را دارند."

با آن‌ که میکا جانسون در صفحه فیسبوک باشگاه هویی پ نیوتن عضو بود، اما اریک خفره، از اعضای این باشگاه، به روزنامه لس آنجلس تایمز گفته که جانسون هیچ‌گونه وابستگی سازمانی به این باشگاه نداشته است.

خانم بیریچ همچنین خاطر نشان می‌کند که چون این باشگاه عقاید نژادپراستانه را ترویج نمی‌کند، از طرف مرکز حقوقی فقر جنوبی یک گروه نفرت‌پراکن قلمداد نمی‌‌شود.

  • تعدادشان چقدر است؟

به گزارش مرکز حقوقی فقر جنوبی، در سال‌های اخیر افزایش موارد تیراندازی پلیس به آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار به افزایش تعداد گروه‌های جدایی‌طلب سیاهان منجر شده است.

طبق آمار واشنگتن‌پست، حدود هزار شهروند عادی در سال ۲۰۱۵ مورد اصابت گلوله پلیس قرار گرفته و کشته شده‌اند.

پایان بخش 1

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

حمله و قتل جنگل بانان و محیط بانان در ایران به گفته برخی منابع در بین کشورهای جهان کم سابقه‌است.به گفته محمد درویش، عضو مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع در ۹۰ سال گذشته در آمریکا ۲۵ محیط بان کشته شده‌اند که علت ۹۵ ٪ مرگ آنان حوادث و سوانح بوده‌است اما در۳۰ سال گذشته در ایران ۱۱۲ نفر محیط‌بان و ۱۱ جنگلبان کشته شده‌اند (جمعاً ۱۲۳ نفر).همچنین تعداد زیادی از محیط بانان و جنگل بانان مضروب و مجروح و دچار نقص عضو دائم شده‌اند. مواردی از تهدید اعضای خانواده محیط بانان نیز گزارش شده‌است.نکته مشترک تمامی حوادث فوق،در یک جمله خلاصه می شود و آن پیام مسئولان،مبنی بر ضرورت پیگیری جدی حادثه،دستگیری متخلفان و پایمال نشدن خون محیط بانان است،موضوعی که محیط بانان چندان به حصول و تحقق آن،خوشبین نیستند،منطق نیز حکم می کند امید چندانی به این موارد نبندند که اگر غیر از این بود در طول سه روز،سه محیط بان این مرز و بوم اینچنین پرپر امیال غیر انسانی عده ای کور دل نمی شد.

کار بجایی رسیده که هنوز کفن دو تن از هموطنانمان خشک نشده که خبر پرپر شدن سومین محیط بانمان را هم شنیدیم.تعارض زیباتر حقوق های چند صد میلیونی آقایانی است که معلوم نیست مطابق کدامین استاندارد و یا ملاک تعیین شده ای به چنین حقوقی دست پیدا کرده اند درحالیکه برخی افراد مانند این محیط بانان با حقوقی بخور و نمیر و با حداقل امکانات  باید جان خود را هم فدا کنند .تا کی این داستان ادامه دارد خدا می داند.

این کاریکاتور هم کار یکی از دوستان گرامی ماست در ارتباط با موضوعات فوق:

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

"غرش در جنگل"

در روز چهارشنبه سی‌ام اکتبر سال ۱۹۷۴ جرج فورمن، قهرمان سنگین وزن بوکس آن زمان جهان (چپ) در کینشاسا، پایتخت جمهوری دمکراتیک کنگو (زئیر سابق)، در برابر محمد علی، قهرمان سابق جهان قرار گرفت و برخلاف گمانه‌زنی‌های کارشناسان از او شکست خورد. برخی‌ها این مسابقه را که به "غرش در جنگل" شهرت یافته، معروف‌ترین نبرد تاریخ ورزش مشتزنی می‌دانند. تصویر: ضربه‌ی سهمگین محمدعلی (راست) به فورمن.

"بزرگ‌ترین"

از روز ۱۵ اوت تا ۱۰ اکتبر گالری Camera Work در برلین شماری از عکس‌های فوق‌العاده از محمدعلی، اسطوره‌ی مشتزنی را به نمایش گذاشته‌است، ستاره‌ای که همواره خود را "بزرگ‌ترین" می‌دانست و می‌خواند. این تصویر از توماس هوپکر، عکاس معروف آلمانی است که در سال ۱۹۶۶ در شیکاگو گرفته شده است. هوپکر یکی از عکاسان مورد علاقه محمد علی بود.

"شهادت محمدعلی"

این تصویری است که کارل فیشر در سال ۱۹۶۷ برای روی جلد مجله Esquire تهیه کرد. این تصویر از نقاشی‌های دوران رنسانس از سنت سباستیان یا قدیس سباستیان الهام گرفته شده است. هنگامی که محمدعلی در سال ۱۹۶۷ برای جنگ در ویتنام به خدمت فرا خوانده شد، سر باز زد و در پی آن به ۵ سال حبس محکوم شد. او با پرداخت پول، از زندان جان به در برد، البته عنوان قهرمانی جهان و مدرک بوکس از او گرفته شد. 

"یک تیر و چهار نشان"

این عکس اثر هری بنسون، عکس اسکاتلندی است و در میامی گرفته شده است. محمدعلی در آن زمان هنوز به اسلام نگرویده بود و کاسیوس کلی نام داشت. کلی در دیدار با ستارگان بیتل‌ها با یک ضربه‌ی کوچک همه را "ناک اوت" می‌کند.

قهرمان جوان

این تصویر یکی از معروف‌ترین عکس‌هایی است که از محمدعلی در رینگ مشتزنی گرفته شده است. او در سال ۱۹۶۵ در رقابت نهایی قهرمانی جهان به مصاف سونی لیستون رفت؛ حریفی پرآوازه که قهرمان جهان بود. لیستون اما در راند ششم به دلیل مصدومیت دیگر وارد رینگ نشد و بدین ترتیب کلی برای نخستین بار نخستین بار به قهرمانی جهان دست یافت. این عکس از چهره‌ی "قهرمان جوان" اثر نیل لیفر، عکاس آمریکایی است.

ایمان و باور

کاسیوس کلی در سال ۱۹۶۵ به دین اسلام گروید و نام خود را به محمدعلی تغییر داد. او در اواخر دهه‌ی شصت میلادی یکی از هواداران صاحب نام جنبش مسلمان آمریکا به رهبری ملکوم ایکس بود و علنا نیز در باره دین و باورش سخن می‌گفت. تصویری از محمدعلی در هنگام نیایش در رینگ مشتزنی. این عکس را توماس هوپکر در سال ۱۹۶۶ در جریان مسابقه‌ای در لندن گرفت.

سرگرم‌کننده‌ای بااستعداد

محمدعلی از هر فرصتی برای سرگرم کردن هوادارانش استفاده می‌کرد که دسته‌دسته حتی سر تمرینات این ستاره مشتزنی حاضر می‌شدند. این عکس را پیتر آنجلو سایمن در سال ۱۹۷۴ در حین یکی از تمرین‌های طناب زدن محمل علی گرفته است. در این سال بود که او جورج فورمن ستاره‌ی "شکست‌ناپذیر" بوکس را شکست داد. 

خودشیفتگی

این تصویر را نیز توماس هوپکر گرفته است. محمدعلی که برای کوتاه کرده مو سراغ آرایشگر رفته، به حاصل کار و چهره‌اش در آینه می‌نگرد. او در توصیف خود غالبا از واژه "زیبا" استفاده می‌کرد و می‌گفت که برخلاف دیگر بوکسورها در چهره او کمتر نشانی از جنگ و مبارزه دیده می‌شود. او در زمانی که سیاهان در آمریکا شهروند درجه دو بودند، خود را زیباترین می‌نامید. 

اراده و پشتکار

محمدعلی با سبک‌بالی مشت‌می‌زد و به نظر می‌رسید که او نیروی چندانی برای این کار صرف نمی‌کند، اما در واقع با پشتکار و اراده فوق‌العاده بود که او توانست به این موفقیت‌ها دست یابد. این مشت‌زن ۱۹۱ سانتی‌متری در مورد خود می‌گفت: «من هم‌چون پروانه بال می‌زنم و مثل زنبور نیش.» تصویری از کلی در حین تمرین در سال ۱۹۶۶ در شیکاگو. این عکس را توماس هوپکر گرفته است.

"استاد رسانه"

عکس‌هایی که در نمایشگاه "محمدعلی" در برلین ارائه شده‌اند، نشان می‌دهند که این اسطوره‌ی مشتزنی نه تنها سوژه عکاسی بود، بلکه خود نیز در شکلگیری اثر نقش و نفوذ داشت. عکاسان زیادی از سادگی کار با این ورزشکار محبوب سخن گفته ‌و بر این باور بوده‌اند که کلی درک و فهم خوبی از کار با رسانه و هنر داشته است. این تصویر نیز اثری از توماس هوپکر است.

نویسنده: Jefferson Chase / SA

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

بهای عضویت در اتحادیه

خواستاران ماندن:

امتیاز دسترسی به بازار انحصاری اروپا، بسیار ارزشمندتر از بهای عضویت در این اتحادیه است.

بازگشت سرمایه ای که اتحادیه اروپا برای بریتانیا ایجاد می کند نزدیک به ۱۰ برابر است. سهمِ کمک هر خانواده بریتانیایی به اتحادیه اروپا برابر ۳۴۰ پوند است، با این حال، تجارت، سرمایه گذاری و قیمتهای پایینتر که حاصل رابطه با اتحادیه اروپاست سالانه ۳۰۰۰ پوند به هر خانواده در این کشور کمک می کند.

خواستاران رفتن:

سیاستمداران بروکسل که با انتخابات برگزیده نشده اند سالانه میلیاردها پوند از بریتانیا دریافت می کنند، پولی که می تواند برای اولویت های بهداشت، آموزش و پژوهشهای علمی در بریتانیا هزینه شود. مقررات دست و پاگیر اتحادیه اروپا هر هفته ۶۰۰ میلیون پوند برای بریتانیا هزینه دارد.

مهاجرت

خواستاران ماندن:

مهاجرت برای اقتصاد خوب است و مهاجرانِ اتحادیه اروپا، در کل کمک ویژه ای به بودجه بریتانیا می کنند، آنها بیش از آنکه سرمایه خارج کنند، در داخل مالیات می پردازند. ترک اتحادیه اروپا به معنی کاستن از میزان مهاجرت نیست. بریتانیا احتمالا ناگزیر است در اِزای برخورداری از بازار انحصاری اروپا همچنان اجازه جابجایی آزادانه مهاجران این اتحادیه را بدهد.

خواستاران رفتن:

ممکن نیست بتوان عضو اتحادیه اروپا بود و مهاجرت را کنترل کرد. اگر بریتانیا کنترل کامل مرزهای خود را به دست بگیرد از میزان مهاجرت کاسته خواهد شد. این کار، برای کارگران بریتانیایی موقعیتهای شغلی فراهم می کند و فشارِ روی بخش خدمات عمومی را کاهش می دهد.

اقتصاد

خواستاران ماندن:

بخشی از اروپا بودن، اقتصاد بریتانیا را تقویت می کند. اتحادیه اروپا از کسب و کارهای بریتانیا پشتیبانی می کند، شغل ایججاد کرده، برای مصرف کنندگان هم قیمتهای پایینتر فراهم می کند. اگر بریتانیا از اتحادیه اروپا بیرون برود، سرمایه گذاری اُفت خواهد کرد و میلیونها شغل از دست خواهد رفت چرا که تولیدکنندگان جهانی، کارخانجات خود را به کشورهای کم هزینه تر اتحادیه اروپا منتقل خواهند کرد.

خواستاران رفتن:

اتحادیه اروپا از نظر تجاری شکست خورده است، و مقررات اروپایی بیش از آنکه به کسب و کارهای بریتانیا کمک کند مانع از پیشرفت آن می شود. بریتانیا به تنهایی بهتر کار می کند. خطرِ افزایش بیکاری چندان زیاد نیست چراکه مشاغل به تجارت و مبادله وابسته اند، نه به اتحاد سیاسی. وانگهی، وقتی شرکتها از قید هزینه و سنگینی مقرارت اروپایی رها شوند مشاغل بیشتری ایجاد خواهد شد.

تجارت

خواستاران ماندن:

اتحادیه اروپا، شریک تجاری شماره یک بریتانیاست. بیرون رفتن از اتحادیه اروپا خطرات جدی در بر دارد، چراکه موانع تجاری تازه ای (برای تجارت با کشورهای دیگر) در کار خواهد بود و تعرفه های گمرکی نیز اعمال خواهد شد. بریتانیا با عضویت در اتحادیه اروپا، در معاملات جهانی، شریک بیش از ۵۰ کشور است، و با توجه به بزرگی اتحادیه اروپا، در این معاملات از شرایط بهتری برخوردار است.

خواستاران رفتن:

تجارت با کشورهای اتحادیه اروپا قطعا ادامه خواهد داشت. بریتانیا می تواند با اتحادیه اروپا بر سر یک پیمان تجاری آزاد مذاکره کند بدون آنکه درگیر قوانین اروپایی باشد. بریتانیا آزاد خواهد بود تا توافقهای تجاری خود را با دیگر کشورها بخصوص صادرکنندگان رو به رُشدی مانند چین و هند داشته باشد.

امنیت و نفوذ جهانی

خواستاران ماندن:
بریتانیا، بیرون از اتحادیه اروپا از صحنه جهانی برکنار می مانَد و به این ترتیب نفوذ کمتری بر تصمیم گیریهای بین المللی و مسائلی نظیر مبارزه با تروریسم، تجارت و محیط زیست خواهد داشت. بیرون رفتن از اتحادیه اروپا یک ریسکِ امنیتی است. همکاری با همسایگانِ اروپایی به بریتانیا امکان می دهد با تهدیدها برخورد و امنیت خود را حفظ کند.

خواستاران رفتن:

اگر بریتانیا کار را بتنهایی ادامه بدهد صدای قویتری خواهد داشت. بریتانیای بیرون از اتحادیه اروپا، همچنان بازیگر کلیدی ناتو باقی می ماند و کُرسی خود را در شورای امنیت نیز حفظ می کند. بیرون رفتن از اتحادیه اروپا امنیت بریتانیا را افزایش می دهد و کشور از بندِ «منشور حقوق بنیادین» اتحادیه اروپا که تعیین می کند پلیس و نیروهای امنیتی بریتانیا چه اختیاراتی داشته باشند رها خواهد شد.

euronews

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ساختمان بلند (High-Rise) یک فیلم آخرالزمانی با شرکت تام هیدلستون و سینا میلر، نگاهی استعاری به جامعه طبقاتی است.

این فیلم تخیلی براساس یک رمان پرفروش دهه هفتاد میلادی، نوشته جی جی بالارد (J. G. Ballard)، نویسنده انگلیسی ساخته شده است. داستان در یک ساختمان بلند لوکس و مرفه روی می دهد که ثروتمندان بی خبر از کل جامعه در طبقات بالایی و کم درآمد ها در طبقات پایینی آن زندگی می کنند

تام هیدلستون، بازیگر فیلم با اشاره به انطباق داستان با جامعه امروز می گوید: «با توجه با ساختار جامعه انسانی امروز، به نظر من این داستان مفهوم دارد. مگر اینکه وضع تغییر کند. آن وقتی است که مردم از موقعیتی که برایشان تعیین شده ناراضی بشوند. افراد در موقعیتی تعریف شده در جامعه بدنیا می آیند و محکوم هستند که در همان سطح باقی بمانند. اما اگر آن را با فیلم مقایسه کنیم، در یک ساختمان بلند هر فرد در یک طبقه زندگی می کند و باید در همان سطح هم باقی بماند.»

لینگ، شخصیت فیلم و دوست فیلمبردار طبقه دومی او، تصمیم می گیرند نابرابری طبقاتی موجود در ساختمان بلند را ثبت کنند. با تحول داستان و حوداث تازه، این ساختمان به محل نزاع قبایل مختلف تبدیل می شود. سینا میلر، بازیگر بریتانیایی و لوک اوانز با ایده رمان جی جی بالارد و انطباق آن با شرایط جاری موافق هستند. سینا میلر می گوید: «من بخشی هایی از خودم را در شخصیت های مختلف فیلم می دیدم بعلاوه فیلم این سوال را طرح می کند که در چنین وضعیت فرضی من چکار می کنم و کجا می ایستم. این نکته برای من قابل فهم است.» لوک اوانز، بازیگر فیلم در همین زمینه گفت: «با وجود اینکه کتاب دهه ۷۰ میلادی، یعنی ۳۰ سال پیش نوشته شده و فیلم هم در موقعیت همان دوره روی می دهد ولی بازتاب دقیقی از آنچیزی است که امروز در دنیا شاهد آن هستیم. آن چیزی که از طبیعت انسان، جامعه و سیستم طبقاتی می بینیم.»

فیلم «ساختمان بلند» (High-Rise) بزودی در بریتانیا و در آینده نزدیک در کشورهای دیگر نمایش داده می شود.

euronews

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره تارنما


به تارنمای جندی شاپور البرز خوش آمدید. دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد.
آخرین نوشتارها
نگارندگان



Alternative content


شروع کد ساعت -->

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 593
بازدید دیروز : 3752
بازدید هفته : 4345
بازدید ماه : 92174
بازدید کل : 2071301
تعداد مطالب : 2062
تعداد نظرات : 430
تعداد آنلاین : 3

وبلاگ

قالب