ابزار رایگان وبلاگ

تندیس ناپیرآسو:شاهکاری از عیلامیان باستان
 
جندی شاپور (البرز)
علمی فرهنگی

تندیس ناپیرآسو یکی از آثار به جا مانده از تمدن عیلام است. ملکه ناپیرآسو همسر اونتاش ناپیریشا پادشاه عیلام می‌باشد. قدمت اثر به ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد باز می‌گردد. این تندیس که با لایه‌ای از مس و طلا روی قالب برنزی ساخته شده، حدود ۱۳۰ سانتی‌متر ارتفاع، ۷۰ سانتی‌متر عرض و ۱۷۵۰ کیلوگرم وزن دارد. به گفته دکتر پی یر آمیه، متخصص تمدن عیلامی درموزه لوور درباره این مجسمه چنین گفته است:

این تندیس نه تنها اثری هنری بلکه نقطه اوجی در هنر ریخته گری مفرغ است که حضور صنعتگرانی فوق العاده ماهر و چیره دست را در سرزمین عیلام نشان می دهد. این مجسمه بزرگ ترین اثر فلزی متعلق به شرق باستان است که حتی در مصر، بابل و آناتولی هم نظیر آن دیده نشده است. این تندیس اثر هنری بسیار با اهمیتی است که به قصد بزرگداشت و تکریم شهبانوی عیلامی ساخته شده و در واقع ارزش و اعتبار زن را در تمدن باستانی عیلامی نشان می دهد.

روی دامن حاشیه‌دار این مجسمه، نام ملکه و خدایان بزرگ شوش به خط میخی عیلامی حک شده‌است. در دست چپ ملکه انگشتری وجود دارد که احتمالاً حلقه عروسی او می‌باشد. تندیس ناپیرآسو در موزه لوور نگهداری می‌شود. تندیس توسط ژاکوب دو مورگان، باستان‌شناس فرانسوی، در سال ۱۹۰۳ کشف گردید. بر حاشیه دامن این تندیس و از زبان ملکه چنین آمده‌است:

من ناپیرآسو همسر اونتاش ناپیریشا هستم. هر کس که بخواهد مجسمهٔ مرا تصرف کند، هر کس که بخواهد آن را درهم بشکند، هر کس که این کتیبه را خراب کند و یا نام مرا پاک کند، باشد که مورد غضب خدایان اینشوشیناک، نپ ایریشا و کیریریشا قرار گیرد و نام و نسلش از میان برداشته شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در و دیوارهای اتاقش پر بود از عکس بزرگان.محمدرضا شجریان،اصغر فرهادی،بهروز وثوقی،محمود خیامی،محمد بهمن‌بیگی،آیت‌الله طالقانی،ناصر حجازی و خیلی‌های دیگر.سن و سالی داشت و راستش تعجب کردم که چرا مثل جوان‌ها،عکس آدم‌های مشهور را به در ودیوار دفتر کارش زده است. کنجکاوی‌ام را پنهان نکردم و پرسیدم.
گفت: همه دنیای من همین‌ها هستند.
مرد تاجری که در یکی از قدیمی‌ترین ساختمان‌های تهران دفتر داشت،طوری درباره ده‌ها قاب‌عکس دفترش سخن می‌گفت که برایم عجیب بود.
پرسیدم این عکس‌ها چه حسی به تو می‌دهند؟ گفت: هیچ چیز به اندازه این‌که به ایرانی بودنم افتخار ‌کنم برایم ارزشمند نیست و خیلی خوشحالم که با این آدم‌های بزرگ هم دوره‌ام.
درست بالای سرش، عکسی رنگی از یک خانم موکوتاه با چشم‌های آبی در قابی بزرگ، میان انبوهی عکس سیاه و سفید روی دیوار خودنمایی می‌کرد. با دقت که نگاه می‌کردی،متوجه تمایز این قاب با بقیه می‌شدی. آن‌روزها مریم میرزاخانی تازه جایزه فیلدز را برده بود و شاید پیش از آن، خیلی‌ها او را نمی‌شناختند. پرسیدم این خانم چرا؟ گفت: بدون شک او نابغه است. مهم‌ترین جایزه ریاضیات را برده و در بهترین دانشگاه‌های جهان درس می‌دهد.آرزو دارم نوه‌ام مثل او شود.
آن‌روز وقتی دفتر تاجر کهنه‌کار را ترک می‌کردم،پیش خودم گفتم دارایی آدم‌ها فقط خانه و ماشین و زمین و ملک نیست.همین آدم‌های بزرگ بخشی از دارایی‌های ما هستند.
مریم میرزاخانی در میان ناباوری همه ما درگذشت. جامعه ایران یکی از ارزنده‌ترین دارایی هایش را از دست داد.
او رفت اما این زخم کهنه دوباره سر باز کرد.این‌که چرا با او و هزاران نخبه نظیر او مهربان نبوده‌ایم؟ مریم می‌توانست در کشور خودش زندگی کند. مگر این بانوی معصوم چه چیزی می‌خواست؟ آن چشم‌های آبی چه در سر داشتند؟ مریم یکی از عاشق‌ترین آدم های زمانه‌اش بود.ساده بود و بی پیرایه و چه می‌شد اگر همین اطراف،رؤیاهایش را با فرزندان ما قسمت می‌کرد.چه می‌شد اگر میان این همه هیاهو،به بزرگی‌اش میدان می‌دادیم؟

ما را چه می‌شود؟ چرا همیشه علامت خروج را نشان می‌دهیم؟چند کشور را می‌توانیم مثال بزنیم که به این سادگی مسیر مهاجرت نخبگانش را هموار کرده باشد؟ زیان روحی و روانی و اقتصادی جامعه از مهاجرت این همه نخبه چقدر است؟
هرچند اعداد و ارقام متناقضی از تعداد مهاجران نخبه ايراني درديگر نقاط دنيا ارائه شده اما با توجه به جایگاه شایسته بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، به خوبي مي‌توان دريافت چه ثروت مادي و معنوي عظيمي از كشورمان در ديگر نقاط جهان توزيع شده‌است.
اما سؤال مهم این است که چرا بسياري از جوانان نخبه ایرانی عزم مهاجرت كرده و زندگي دور از وطن را بر مي‌گزينند؟
شايد دم دستی‌ترین پاسخ این باشد که آنها به دنبال رفاه یا شاید آزادی بیشتر،ترک وطن کرده‌اند. . اما براي من كه با خیلی از مهاجران نخبه ایرانی از نزديك صحبت كرده‌ام،دلیل دیگری هم وجود دارد.
خیلی از جوانان ما ایران را ترک می‌کنند چون امکان سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی بلند مدت ندارند.خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون فضای کسب وکار را عادلانه و شفاف نمی‌بینند. خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون حوصله این همه دعوای سیاسی و بی‌اطمینانی را ندارند.خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون فضای مساعدی برای شکوفایی توانایی هایشان نمی بینند.
اگربپذيريم نبوغ و استعداد هم ثروت خدادادي است،باید کاری کنیم که انگیزه مهاجرت کاهش پیدا کند. چرا باید جوانان نخبه ما به بهانه‌های واهی تحت فشار قرار گیرند و ترک وطن کنند؟
در یکی از سفرهایم به اروپا، دوساعت پای صحبت‌های یکی از همین نخبگان نشستم.او که جذب یکی از شرکت‌های بزرگ اروپایی شده و برای خودش شهرتی به هم زده بود،آرزو داشت به ایران بازگردد. پرسیدم در چه صورتی حاضری به کشور برگردی؟ گفت: فقط می‌خواهم سالم و شفاف در فضای رقابتی کار کنم.نمی‌خواهم برای کاری که می‌کنم،از همه مجوز بگیرم و به همه رشوه بدهم.

صدای پیرمردی که تصویر مریم میرزاخانی را به دیوار زده بود،هنوز در گوشم می‌پیچد.وقتی داشتم خداحافظی می‌کردم گفت: تو که دستت می‌رسد،کاری کن.کاری کن بچه‌های خوب ما به وطن بازگردند.

mohsen jalalpour

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

جعفر والی کارگردان تئاتر، بازیگر و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی، امروز شنبه ۲۷ آذر ماه در ۸۳ سالگی درگذشت. 

آقای والی در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. این سینماگر پرکار با کارگردانان شناخته‌شده‌ای چون ناصر تقوایی، علی حاتمی، امیر نادری، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و رسول صدرعاملی کار کرد و در تلویزیون به ویژه تله‌تئاترهای قبل از انقلاب هم حضور موثر داشت.

جعفر والی از سال ۳۹ بیش از بیست تله تئاتر کارگردانی کرد. او تله تئاتر گاو را بر اساس نوشته غلامحسین ساعدی حدود چهار سال قبل از نسخه سینمایی آن به کارگردانی داریوش مهرجویی، یعنی سال ۱۳۴۴ کارگردانی کرد. آقای والی بعدها در فیلم سینمایی گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی هم به ایفای نقش پرداخت.

 

ابن تنها نمایشنامه‌ای نبود که آقای والی از غلامحسین ساعدی کارگردانی کرد، او پیش از انقلاب چندین نمایشنامه­‌ از غلامحسین ساعدی را اجرا کرده بود که از آن جمله می­‌توان به نمایش‌های «آی با کلاه آی بی کلاه» و «چوب به دست‌های ورزیل» اشاره کرد.

او بعد از انقلاب هم با بازی در دو نمایش«اتاق شماره شش» نوشته خسرو حکیم رابط بر اساس اثری از چخوف و «ویتسک؛ یک داستان ناتمام» نوشته بوشنر هر دو به کارگردانی ناصر حسینی‌مهر به کار تئاتر ادامه داد.

از جمله تله‎تئاترهایی که او کارگردانی کرده می‌توان به "شنل" و "گرگها"اشاره کرد.

جعفر والی بعد از انقلاب اسلامی ایران به فعالیت‌های سینمایی‌اش هم ادامه داد. و در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های مهم بازی کرد.

از جمله فیلم‌ها و سریال‌های شناخته‌ای که آقای والی در آنها بازی کرده می‌توان به "گاو" با کارگردانی داریوش مهرجویی، "گل‌های داوودی" و "پاییزان" رسول صدرعاملی، "خاک" و "سفر سنگ" مسعود کیمیایی، "تنگسیر" امیر نادری، "ناخدا خورشید" ناصر تقوایی، سریال "هزاردستان" علی حاتمی و سریال هنوز در حال پخش "معمای شاه" اشاره کرد.

داستانی که جعفر والی درباره حضور فیلم "گاو" در یک جشنواره خارجی، با وجود توقیفش در ایران می‌گوید، داستانی است که بعد از آن هم به شکل‌های مختلف تکرار شد.

او در گفتگو با روزنامه ایران درباره این موضوع می‌گوید:

"رفتیم دفتر مهرداد پهلبد، وزیر فرهنگ وقت، دیدیم دور تا دور نشسته‌اند.. پهلبد با اشاره به اینکه گاو در فستیوال «ونیز»برنده جایزه فیپرشی شده است گفت من نمی‌دانم شما را تشویق کنم یا تنبیه. پهلبد پرسید چه کسی فیلم را به ونیز فرستاده؟ گفتم ما فرستادیم و از همین جا می‌خواهم اعلام جرم کنم نسبت به آن سانسورچی که فیلم را داخل ایران توقیف کرده است. چطور کاری که در دنیا جایزه اول را می‌برد در کشور خودش توقیف می‌شود؟"

والی می‌گوید با مهرداد پهلبد فیلم را دیده‌ بودند و قرار بر این شد که با همان خط تیتراژ بنویسند داستان این فیلم ۲۵ سال پیش اتفاق افتاده تا قابل نمایش باشد.

جعفر والی در آتش بدون دود نادر ابراهیمی به عنوان اولین سریال تلویزیونی‌اش بازی کرد، گرچه از کارگردانی آقای ابراهیم راضی نبود.

سابقه همکاری آقای والی با مسعود کیمیایی به فیلم «خاک» برمی‌گردد آنها بعدها در «سفر سنگ» نیز با هم همکاری کردند.

جعفر والی که از سال ۵۸ تا ۶۶ در سریال هزاردستان علی حاتمی نقش رییس نظمیه تهران را ایفا کرد در سال ۱۳۷۸ هم در فیلم تهران روزگار نوی او بازی کرد.

داستان این فیلم قبل از شهریور ۱۳۲۰ اتفاق می‌افتد؛ زمانی که رضاشاه می‌خواهد سرشماری کند. در جریان این سرشماری که لازم است مردم بخاطر آن در خانه‌هایشان بمانند، عده‌ای از عوامل نظمیه یک جواهر فروشی را در لاله زار غارت می‌کنند.

جعفر والی، مرحوم علی حاتمی را یکی از چهره‌های استثنایی ایران می‌دانست و می‌گفت آقای حاتمی آنقدر صمیمی و درست بود و کارش را بلد بود که هر کسی با او کار می‌کرد شیفته اش می‌شد. او که با ناصر تقوایی هم کار کرده بود می‌گفت که کار او را می‌پسندد و "وسواس‌های" ویژه او برخلاف برخی تهیه کنندگان و بازیگران دیگر، به دل او می‌نشیند. جعفر والی در "ناخدا خورشید" که یکی از فیلم‎های مطرح سینمای ایران است ایفای نقش کرده بود.

او قرار بود در سریال کوچک جنگلی به کارگردانی آقای تقوایی نقش دکتر حشمت را بازی کند اما به گفته آقای والی "نگذاشتند" که ناصر تقوایی کارش را بکند. بعد از آقای تقوایی بنا بر این شد که این سریال را که از محبوبترین سریال‌های دهه ۶۰ بود.، بهروز افخمی کارگردانی کند. این نخستین کارگردانی بهروز افخمی محسوب می‌شد. آقای افخمی که سراغ جعفر والی رفت اما او از بازی در این سریال به کارگردانی آقای افخمی سرباززد.

علیرضا مجلل در این سریال نقش میرزا کوچک خان جنگلی را بازی می‌کرد و مهدی هاشمی، سیروس گرجستانی و اسماعیل محرابی هم از سایر بازیگران آن بودند.

جعفر والی که اعلام کرده بود از بازی در سریال "معمای شاه " پشیمان است در گفتگوی مفصلش با سایت آی‌سینما گفت «من اصلاً آقای ورزی را نمی‌شناختم. یک روز من را دعوت کرد، همانجا قرارداد بستند و برای فردا قرار گذاشتند. نه سناریو را خوانده بودم و نه حتی اسم کار را می‌دانستم."

جعفر والی که نقش روح‌الله خالقی آهنگساز سرود معروف "ای ایران ای مرز پرگهر" را در این سریال بازی می‌کند گفت نمی‌داند چرا او را برای ایفای نقش آهنگسازی انتخاب کرده‌اند که در ۳۷ سالگی می‌میرد. به ویژه اینکه وقتی قرار بر این است که در مورد کار موسیقی او صحبت کنند، سازش را نمی‌توانند نشان بدهند و او باید فقط دستانش را تکان می‌داده است. خلاصه اینکه او علاوه بر این‌که از روایت‌های نادرست این سریال راضی نبود می‌گفت نقشش اصلا اوج یا لحظه دراماتیک نداشته و مثل "سیاهی‌لشکر و زینت المجالس" بوده است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

لباس‌های مشابه گارد جاوید هخامنشی در جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران

گارد جاویدان یا سپاه جاویدان، خُبره‌ترین و یکی از بزرگترین نیروهای جهان روزگار خود بود که برای ایفای دو نقش تربیت شده بودند، هم به عنوان گارد نگهدارنده شاهنشاهی و هم به عنوان عضوی از ارتش در جنگ‌های ایران و یونان در دوران هخامنشی ایفای نقش می‌کردند.

داریوش بزرگ برای این که بتواند از سرزمین ایران پاسداری کند، نیروی ویژه‌ای به وجود آورد به‌نام سپاه جاویدان، آن‌هم در سال ۴۶۵ پیش از میلاد یعنی زمانی که بسیاری از کشورها هنوز ارتشی نداشتند و هنوز از نظم نظامی ناآگاه بودند. رویدادنگاران نوشته‌اند که سپاه جاویدان از بین جوانان بلندبالا و نیرومند و خوش‌سیما گزینش می‌شد.

سنگ‌نگاره کمان‌داران، تزئیاناتی مجلل و معروف از بخش مسکونی کاخ آپادانا، ساخته شده توسط داریوش اولدر شوش را نمایش می‌دهد. این کتیبه از آجر سفالی براق ساخته شده‌است و بلندی آن ۴٫۷۵ متر و پهنای آن ۳٫۷۵ متر می‌باشد. هرودوت تاریخ‌نگار یونانی این سپاه برگزیده را فناناپذیر (جاویدان) می‌دانست. از این کتیبه هم‌اکنون در موزهٔ لوور در فرانسه نگهداری می‌شود.

این سپاه ۶ سال باید دورهٔ آموزشی را پشت سر می‌گذاشت. در این آموزشگاه افزون بر دانش آن زمان فنون جنگی را نیز فرا می‌گرفتند، ولی مهم‌تر از همه این‌ها، پرورش اخلاق بود که برای آن‌ها ارزش داشت. افراد حاضر در سپاه جاویدان از قبایل پارس و ماد بوده‌اند.

شمار آن‌ها به ده هزار تن می‌رسید. این سپاه به ده هنگ هزار نفری بخش می‌شد. از آن روی به آن سپاه جاویدان می‌گفتند که هیچ‌گاه از شمار آن‌ها کم نمی‌شد. اگر یک نفر بازنشسته یا کشته می‌شد، به‌شتاب فرد جدیدی جای او را پر می‌کرد. این سپاه ده هزار نفری در آن هنگامه از نظر دلیری نمونه بودند و از نظر جوانمردی یگانه. فرماندهی این سپاه در زمان خشایارشا بر عهده هایدرانوس بود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

تیم وردر برمن آلمان پس از اخراج ویکتور اسکریپنیک، سرمربی این تیم، در جست‌و‌جو برای یافتن مربی تازه‌ای بود. این جست‌و‌جو سرانجام پایان یافت و آلکساندر نوری، مربی ایرانی‌تبار هدایت این تیم را در بوندس‌لیگا به عهده گرفت.

آلکساندر نوری پس از موفقیت‌های اخیر در هدایت موقت تیم برمن اکنون به پست سرمربی‌گری این تیم دست یافته است. باشگاه فوتبال وردر برمن اعلام کرد که قرارداد مربی‌گری نوری تا پایان فصل کنونی فوتبال بوندس لیگا قرار است در چندروز آینده آماده شود.

فرانک باومان، مدیر باشگاه وردر برمن، در باره این مربی ایرانی‌تبار که درگذشته هدایت تیم زیر ۲۳ سال این باشگاه را بر عهده داشته، گفت: «آلکساندر نوری در چندهفته اخیر نشان داد که با تیم پیش می‌رود و فعالیت‌اش عالی است.»

وردربرمن پس از ثبت رکوردی منفی در تاریخ باشگاه، ویکتور اسکریپنیک، سرمربی تیم بزرگسالان خود را در هجدهم سپتامبر سال جاری (۲۰۱۶) اخراج کرد و آلکساندر نوری ۳۷ ساله را به عنوان مربی موقت به جای او نشاند.

بازیکنان تیم وردر برمن خود خواستار ادامه فعالیت آلکساندر نوری به عنوان سرمربی تیم شده‌اند. گفته شده است که فعالیت فلوریان برونز، دستیار نوری نیز همچنان ادامه خواهد یافت.

نوری که پدری ایرانی و مادری آلمانی دارد، از زمان سرمربی‌گری تیم وردر برمن تاکنون این تیم را از رده آخر به رده پانزدهم رسانده است. وردر برمن با او تاکنون چهار امتیاز به دست آورده است. این تیم در مقابل ولفسبورگ با نتیجه دو بر یک به پیروزی رسید و روز شنبه (۱۰ مهر / ۱ اکتبر) نیز با تیم دارمشتات مساوی کرد.

آلکساندر نوری پس از شنیدن خبر سرمربی شدن خود گفت از داشتن چنین مسئولیتی بسیار شادمان است و ادامه داد: «البته وظیفه سنگینی است، اما ما می‌توانیم این مسئولیت را در کنار هم با موفقیت به انجام رسانیم ... ما کادر خوبی داریم، گروه پرانگیزه‌ی مربیان داریم و افرادی که در کارشان متخصص هستند.»

فرانک باومان، مدیر باشگاه وردر برمن، همواره تاکید کرده بود که نمی‌خواهد انتخاب جانشین ویکتور اسکریپنیک، سرمربی پیشین تیم با عجله انجام شود. او همچنین گفته بود که برای او آلکساندر نوری یکی از بخت‌های سرمربی‌گری این تیم است.

فرانک باومان پس از انتخاب نوری گفت: «ما هیچ نامزدی را که در مجموع توانائی‌هایی چون نوری داشته باشد را نیافتیم.» پس از آن که مارکوس گیزدول، یکی از نامزدهای سرمربی‌گری وردر برمن، همین پست را در تیم هامبورگ پذیرفت، نوری دیگر تنها بخت این پست برای فرانک باومان شده بود.

به این ترتیب باشگاه فوتبال وردر برمن آلمان بار دیگر یکی از مربیان داخلی را به سرمربی‌گری این تیم گماشته است. این تیم در گذشته نیز از توماس شاف و اسکریپنیک به عنوان سرمربی استفاده کرده بود.

ویکتور اسکریپنیک، سرمربی پیشین وردربرمن پس از سه بازی در فصل جاری بوندس‌لیگا و ثبت رکوردی منفی در تاریخ این باشگاه، مجبور شد صندلی سرمربی‌گری این تیم را ترک کند.

فرانک باومان، مدیر ورزشی باشگاه وردربرمن، همان زمان ضمن قدردانی از اسکریپنیک و دستیارانش، الکساندر نوری را یک مربی "با وجدان و باانگیزه" توصیف کرده بود که به اعتقاد باشگاه از پس هدایت موفق تیم در دیدارهای پیش رو برمی‌آید.

نوری ۱۷۸ سانتی‌متری، متولد ۲۰ اوت ۱۹۷۹ در شهر "بوکسته‌هوده" در ایالت نیدرزاکسن (شمال آلمان) است و خود در خط میانی بازی ‌کرده است. او که از تیم ملی فوتبال ایران تجربیات فراوانی دارد، به سیستم بازی ۴-۴-۲ علاقمنداست. الکساندر نوری سابقه عضویت در باشگاه وردربرمن را دارد و از طرف این باشگاه به صورت قرضی در "سیَتل ساوندر" آمریکا هم توپ زده است.

او از سال ۲۰۱۴ به عنوان کمک‌مربی تیم اصلی و تیم دوم در باشگاه وردربرمن مشغول به کار بوده است.

البته تغییر مسیر سریع وردربرمن و صعود به رده های بالای جدول کار ساده‌ای نخواهد بود، به ویژه این‌که نوری دو ستاره‌ی تیم، کلاودیو پیزارو را به خاطر مشکل عضلانی و ماکس کروس را به خاطر جراحی زانو در اختیار ندارد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

بیژن پاکزاد فعالیت های حرفه ای خود را در دهه هفتاد میلادی از این مکان شروع کرد و پس از مدتی به یکی از بزرگترین طراحان لباس در آمریکا و چهره ای تأثیرگذار در صنعت مد جهان با دستاوردهای ارزنده بین المللی تبدیل شد.

او از جمله نخستین طراحان مستقلی بود که با استفاده از تابلوهای تبلیغاتی بزرگ در خیابان های مشهور، چاپ عکسهای رنگارنگ و پیامهای بازرگانی در نشریات و گفتگو با برنامه های پر طرفدار تلویزیونی در عرض مدت کوتاهی به اوج شهرت رسید.

این طراح ایرانی اهمیت ویژه ای برای ارتباط مستقیم با مشتریان خود قائل بود و با بسیاری از آنها دوستی و رفاقت داشت، روشی که عاملی مهمی در موفقیت های تجاری بیژن پاکزاد محسوب می شود.

او در بوتیک شیک و مجلل خود، پذیرای مشتریان ثروتمند و سرشناسی بود که با تعیین وقت قبلی، از گوشه و کنار جهان به ملاقاتش می رفتند. لباس های مردانه، عطر و ادوکلن، جواهرات و اشیای تزئینی از محصولات اصلی بوتیک بیژن است.

از مشتریان مشهور بیژن پاکزاد می توان به "خوان کارلوس" پادشاه اسپانیا، "مایکل جردن"، "آرنولد شوارتزینگر"، "جورج بوش"، "بیل کلینتون" و "باراک اوباما" اشاره کرد.

یکی از مهمترین دستاوردهای بیژن، همکاری او با شرکت خودروسازی "رولز رویس" بود، این کمپانی معتبر بریتانیایی طراحی داخلی و دکور تعدادی از اتوموبیلهای لوکس و گران قمیت خود را به این هنرمند ایرانی سپرد.

این خودروها به مدل بیژن شهرت دارند و از جمله گرانترین محصولات این شرکت هستند که فقط تعداد کمی از آنها برای مشتریان ویژه تولید شده است.

بیژن پاکزاد همواره از زادگاهش ایران به نیکی یاد کرد و علاقه فراوانی به فرهنگ، سابقه و پیشینه خود داشت. او در فعالیت های انساندوستانه زیادی مشارکت داشت، به بسیاری از کالج ها و مراکز آموزشی کمک کرد و بورس های تحصیلی مختلفی را برای هنرجویان و محصلین نیازمند فراهم کرد.

بیژن پاکزاد در سال دو هزار و یازده میلادی و در اثر سکته مغزی در هفتاد و یک سالگی گذشت، او دوبار ازدواج کرد و سه فرزند داشت.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ساختمان بوتیک "بیژن پاکزاد" طراح فقید ایرانی در شهر "بورلی هیلز" در لس آنجلس در یک معامله تاریخی با رقم ۱۲۲ میلیون دلار فروخته شد، به این ترتیب این بوتیک از نظر بهای متراژ ملک، گران ترین مغازه جهان شد.

بوتیک "بیژن" در خیابان "رودئو درایو" شمالی واقع شده و ساختمان زرد رنگ آن، یکی از نمادهای شهر "بورلی هیلز" است که شهرتی جهانی دارد.

در سالهای اخیر قیمت زمین در شهر "بورلی هیلز" به صورت چشمگیری افزایش یافته و یکی از گران ترین مناطق مسکونی و تجاری آمریکا محسوب می شود.

بر اساس اسناد رسمی، ملک بوتیک بِیژن به ارزش هر فوت مربع، نوزده هزار و چهار صد دلار یعنی حدودأ هر مترمربع، دویست و سیزده هزار دلار معامله شد.

گفته می شود این ساختمان توسط سرمایه گذاران کمپانی فرانسوی "لویی ویتان" خریداری شده و این شرکت برنامه های مفصلی برای استفاده از این ملک در قلب تجاری "بورلی هیلز" دارد. 

سال گذشته شرکت شانل، ساختمانی را در نزدیکی بوتیک بیژن در همین خیابان خرید به ارزش هر فوت مربع، سیزده هزار و دویست دلار یعنی حدودأ هر مترمربع، صد و چهل و پنج هزار دلار که در آن زمان گرانترین ملک تجاری جهان بود.

اما فروش ساختمان بوتیک بیژن، رکورد تازه ای در بازار املاک و مستغلات ثبت کرد و به همین دلیل بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری و نشریات اقتصادی داشت.

لویی ویتان و شرکتهای وابسته، مالک چند بوتیک و مغازه بزرگ در خیابان "رودئو درایو" و مناطق اطرف هستند و مشخص نیست این شرکت چه طرحی برای این ملک جدید دارد.

در حال حاضر بوتیک بیژن با توجه به اجاره نامه منعقده با مالکین قبلی، همچنان به فعالیتهای خود ادامه می دهد و توسط خانواده او اداره می شود. ولی بسیاری از مشاورین املاک و کارشناسان صنعت مد باور دارند این بوتیک در آینده نزدیک تعطیل خواهد شد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

محمد حیدری، نوازنده و آهنگساز در سن ۷۹ سالگی در آمریکا درگذشت. او برای بسیاری از خوانندگان مطرح ایرانی از جمله هایده، معین، داریوش و مهستی آهنگ ساخته بود.

محمد حیدری، نوازنده و آهنگساز به نام در روز سه‌شنبه (دوم شهریور/۲۳ اوت) در آمریکا چشم از جهان فرو بست. او سال‌ها با بیماری سرطان دست به گریبان بود.

محمد حیدری دی ماه ۱۳۱۶ در تهران متولد شد. در سن ۱۳ سالگی مقدمات نوازندگی سنتور را از ابوالحسن صبا فرا گرفت. مدتی هم از تجربیات عبدالله دوامی و محمد ایرانی مجرد بهره برد.

او از سال ۱۳۳۴ به مدت یک سال با ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به سرپرستی ابوالحسن صبا همکاری داشت. از سال ۱۳۳۶ نیز با گروه دیگری در اداره هنرهای زیبا به سرپرستی نصرت‌اله گلپایگانی همکاری کرد. محمد حیدری از همین دوران تا سال ۱۳۵۷ برنامه‌های متعددی در داخل و خارج کشور اجرا کرد.

او برای خوانندگان مشهوری مانند داریوش، هایده، معین، الهه، مهستی، مارتیک، شکیلا و امید کار آهنگسازی و تنظیم انجام داده بود. برای مثال ترانه‌های مشهوری مانند "سوغاتی" و "بهار بهار" با صدای هایده از آثار او است.

نام محمد حیدری پیش از انقلاب هم با ساخت آهنگی برای ترانه "نامهربونی" که متنش از تورج نگهبان بود و با صدای الهه منتشر شد، بر سر زبان‌ها افتاده بود.

محمد حیدری پس از انقلاب مدتی در ایتالیا زندگی و سپس به آمریکا مهاجرت کرد. او که سال‌ها از بیماری سرطان رنج می‌برد، در ۷۹ سالگی در جنوب کالیفرنیا درگذشت. بسیاری از اهالی هنر و چهره‌های سرشناس موسیقی درگذشت محمد حیدری را در شبکه‌های مختلف اجتماعی تسلیت گفتند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پس از ثبت جهانی قنات‌های ایران، کویر لوت نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

پرونده ثبت جهانی کویر لوت ایران به عنوان میراث طبیعی، روز یکشنبه ۲۷ تیر در جریان چهلمین اجلاس یونسکو در استانبول بررسی شد و با رای مثبت اعضا، این میراث طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

یک روز پیش از این، پرونده قنات‌های ایرانی نیز در این اجلاس بررسی شده و در فهرست میراث تاریخی – فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده بود. این قناتها به دلیل اهمیت تاریخی، نظام پیچیده و مدرن بکار رفته در آنها و سودمندی آنها برای محیط زیست به ثبت رسیدند.

کویر لوت ایران که در فهرست جهانی یونسکو به ثبت رسید، در شمال استان کرمان، در میان استانهای خراسان جنوبی، کرمان و سیستان و بلوچستان قرار گرفته است. این منطقه وسیع، سابقه ی تمدنی پنج هزار ساله دارد و در حاشیه آن حدود سه‌هزار اثر تاریخی کشف شده که برخی از آنها بی نظیر هستند؛ از جمله کشف درفش پنج‌ هزارساله شهداد، که قدیمی‌ترین درفش جهان محسوب می‌شود.

منطقه‌ای در کویر لوت ایران در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ به عنوان گرم ترین نطقه کره زمین شناخته شد.

بخشی از کویر لوت در شمال شرق کرمان که شامل کلوت‌های دشت شهداد است، در سالهای اخیر مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.

کویر لوت به سه واحد جغرافیایی لوت شمالی، لوت مرکزی که کلوت‌ها و تپه‌های ماسه‌ای در آن قرار دارد و لوت جنوبی که غنی‌ترین پوشش گیاهی این کویر را دارد، تقسیم می‌شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

سیزده سال پیش در چنین روزی امانوئل ملیک اصلانیان، پیانیست و آهنگساز ارمنی‌تبار ایرانی چشم از جهان فرو بست. امانوئل ملیک اصلانیان معلمی خدمتگزار بود که بسياری از موسيقی‌دانان طراز اول ايرانی را پرورش داد.

امانوئل ملیک اصلانیان در سال ۱۹۱۵ در شهر روستوف روسیه متولد شد. او پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ همراه با خانواده‌اش به شهر تبریز مهاجرت کرد؛ از سن ۱۰ سالگی نواختن پیانو را نزد خانم آماتونی، از معلمان این شهر که تحصیل‌کرده سوئیس بود، آغاز کرد. ملیک اصلانیان در سن ۱۴ سالگی عازم آلمان شد و ۲۴ سال در این کشور ماند. او پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، با هدف فراگیری شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر در مدرسه عالی موسیقی برلین، رهسپار این شهر شد؛ سپس به ایران بازگشت و استاد موسیقی دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی شد.

اصلانیان خالق آثاری چون "منظومه سمفونیک گلبانگ" بر اساس داستان کوتاهی از غلامحسین غریب، "افسانه‌آفرینش"، "پروانه"، "فانتزی برای تار"، "تنبک"، "سنتور و ارکستر"، و "آذربایجانی کنسرتو پیانو" بوده است. آثار او را بارها ارکسترهای بزرگ جهان و ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرده‌اند.

امانوئل مليک اصلانيان بدون شک از مهمترین آهنگسازان و نوازندگان پیانو در تاریخ معاصر ایران بود که با وجود شهرتش در میان طرفداران موسیقی کلاسیک غربی در ایران، در میان نخبگان فرهنگی و هنری ایران چندان شناخته شده نیست. بخشی از این ناشناختگی به روش فکری این هنرمند برمی‌گردد. او موسیقی را وسیله‌ای برای خودشناسی می‌دانست نه برای نمایش مهارت. او معتقد بود که کار یک نوازنده تنها انتقال نت‌های اثر خلق‌شده به ساز نیست، بلکه او باید چنان با قطعه یکی شود که گویا خود آن را ساخته است: «من به یاری این وسیله قصد خودسازی دارم .موسیقی فتوکپی‌هایی است که باید مرا به اصل برساند. من بوسیله قطعه‌ای از باخ وبتهوون می‌خواهم به ریشه خودم برسم ... هنوز در موسیقی کسی راه عرفانی نرفته است در حالی که در ادبیات بسیارند کسانی که از این طریق به هدف رسیده‌اند. مولوی، حافظ، گوته و شیلر بیشترین تاثیر را در رسیدن من به هدف داشته‌اند».

ملیک اصلانیان در زمینه نوازندگی پیانو هم دارای اندیشه‌ای منحصر به فرد بود. او می‌گوید: «می‌دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می‌رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می‌رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از نفس چنان سبک می‌شد که به رقص در می‌آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.»

او در پاسخ به ناقدانی که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می‌کردند، هم می‌گوید: «این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می‌نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهایی برایش متصور نیست».

روش او در تمرین آثار نیز متفاوت بود. او می‌گوید: «وقتی روی قطعه‌ای کار می‌کنم تا زمانی که مطمئن نشوم که همه زوایای آن را بی‌واسطه و بدون کوچکترین شکی می‌شناسم، آن را به معرض نمایش نمی‌گذارم. برای این کار ابتدا نت‌ها را بر روی شاسی‌های پیانو منتقل می‌کنم سپس آن شاسی‌ها را با وجود خود یکی می‌کنم. این تمرین را تا مرحله‌ای ادامه می‌دهم که گویی قطعه را خود ساخته‌ام.». او معتقد بود که یک نوازنده خوب باید کاری کند که به جای این‌ که انگشتان دستش بر او فرمان برانند، خود با نیروی ذهنش بر انگشتان فرمان دهد. به همین دلیل در تمرین‌های پیشرفته هنرجویان را وادار می‌کرد که به جای نوازندگی عادی بر روی ساز، روی پیانوی بی‌صدا یا بدون استفاده از ساز و فقط با نیروی ذهنی و تخیل تمرین کنند.

اصلانیان تفاوت موسیقی کلاسیک غربی و شرقی را اینگونه بیان می‌کند: «پلی‌فونی غربی یک نوع موسیقی منظم و اندیشیده است که در آن ملودی و صدای مخالف با حفظ کمال استقلال خود بر اساس یک دستگاه هارمونی به همدیگر مربوط و پیوسته است. اما موسیقی شرقی برخلاف آن هرگز به نحوی آگاهانه ساخته و پرداخته نشده بلکه زاییده الهام است. این موسیقی در هیچ جا ثبت و تدوین نشده و باز به همین دلیل این نوع موسیقی هیچ‌گاه چیز واحدی نیست. یعنی معمولا با یک ملودی ساده یک صدایی آغاز شده که به تدریج صداهای دیگر به آن می‌پیوندند و البته نه به معنای کنتر پوان بلکه به صورت آزاد چنانکه هریک به راه خود می‌رود».

امانوئل ملیک اصلانیان علاوه بر شناخت موسیقی کلاسیک غربی به موسیقی ایرانی هم توجه داشت و پس از بازگشت به ایران با بزرگترین موسیقیدان‌های سنتی ایرانی به خصوص ابوالحسن صبا در ارتباط بود. او به این واسطه با ردیف‌ها و دستگاه‌های ایرانی آشنا شد که نتیجه آن تصنیف قطعاتی بر مبنای موسیقی ایرانی چه برای پیانو و چه در سطح ارکستر بود. او معتقد بود که برای موسیقی ایرانی باید هماهنگی و فرم مخصوصی انتخاب کرد تا متناسب با بیان حالات و چگونگی آن باشد و اصولا درست نیست زیر ملودی‌های ایرانی بدون دقت هارمونی غربی گذاشته شود. او این عمل را مانند این می‌دانست که بخواهند فارسی را با دستور زبان فرانسه و انگلیسی تطبیق دهند.

امانوئل ملیک اصلانیان روز ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۳ در سن ۸۸ سالگی با زندگی وداع کرد. او همواره می‌گفت:

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شده به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

عباس کیارستمی٬ فیلمساز سرشناس ایرانی و تنها برنده ایرانی نخل طلای جشنواره کن پس از دوره‌ای بیماری و پشت سرگذاشتن چند عمل جراحی در پاریس درگذشت.

 کیارستمی از نگاه بسیاری از منتقدان و فیلمسازان جهان مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارگردان ایرانی بود و بارها نشریات مختلف او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانان جهان انتخاب کرده بودند.

روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۳ که او را به عنوان بهترین کارگردان زنده غیرآمریکایی جهان انتخاب کرده بود در وصفش نوشت: "کیارستمی ماهرانه تفسیر مرگ را در پشت سادگی و شفقت فیلم‌هایش پنهان کرده است. او همچنین با تلفیق داستان و مستند و استفاده از بازیگران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در فیلم‌هایش، سینمایش را پیچیده کرده است که تاثیری حیرت‌آور می گذارد."

 

عباس کیارستمی در سال ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد و در محله قلهک دبیرستان رفت؛ جایی که با علی گلستانه٬ آیدین آغداشلو٬ بهمن فرمان‌آرا٬ بهمن فرزانه و مرتضی ممیز هم‌مدرسه‌ای بود.

کیارستمی مثل چند هم‌مدرسه‌ای‌ دیگرش قلم به دست گرفت و نقاشی کرد. در دانشگاه هم نقاشی خواند٬ اما هرگز خودش را نقاش نمی‌دانست و با گرافیک وارد دنیای حرفه‌ای هنر شد.

گفته بود: "سال‌هاست که نقاشی نکرده‌ام و با اینکه رشته تحصیلی‌ام نقاشی بوده ولی هرگز نقاش خوبی نبودم و در واقع هیچگاه نقاش نشدم. شاید بتوان گفت که بخشی از توانایی های من در رشته های هنری دیگر مربوط به عدم توانایی من در نقاشی باشد."

کار در سینما را هم با طراحی گرافیک با قیصر آغاز کرد. فیلمی که خیلی‌ها را از زمین بلند کرد٬ از مسعود کیمیایی و مازیار پرتو٬ کارگردان و فیلمبردار فیلم تا معرفی نام‌های دیگری که هرکدام بعدها وزنه‌ای در سینمای ایران شدند؛ کیارستمی تیتراژ فیلم را ساخت٬ امیر نادری عکاسی کرد و اسفندیار منفردزاده موسیقی فیلم را نوشت. بهروز وثوقی هم با وجود اینکه پیشتر در چند فیلم بازی کرده بود٬ با این فیلم شد ستاره اول سینمای ایران.

کیارستمی کار فیلمسازی خود را از سال ۱۳۴۹ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. با فیلم‌های کوتاهی برای کودکان و درباره کودکان؛ مسیری که تا اواخر دهه ۱۳۶۰ با فیلم‌های بلندش ادامه پیدا کرد. نان و کوچه و تجربه و مسافر از جمله فیلم‌های کانونی او در آن سال‌ها بودند.

با وجود علاقه‌اش به سینمای مستند گونه و رئالیست٬ با فیلم گزارش سینمای داستانی را هم تجربه کرد. این نخستین فیلم بلند داستانی کیارستمی بود و با وجود موفقیت نسبی فیلم از نگاه منتقدان٬ نزدیک به یک دهه مشغول ساختن فیلم کوتاه و مستند بود تا اینکه خانه دوست کجاست را ساخت.دوست داشت سینما را با فیلم بد و فیلم خوب تقسیم‌بندی کند یا به قول خودش فیلم "باورپذیر" و فیلم "باورناپذیر"."فیلم بد، فیلمی است که باور پذیر نیست و فیلم خوب فیلمی است که باور پذیر باشد. باور پذیر نه به این معنی که حتما باید سبک و سیاق رئال را در نظر بگیریم. در سینما فلینی را باور می کردیم با اینکه در سبک رئال کار نمی‌کرد و در ادبیات آثار مارکز باور پذیرند با اینکه بسیاری از آنها کاملا سوررئال اند. شرط اول این است که تماشاگر باید آن چیزی که ما به او ارائه می‌کنیم را باور کند."در بسیاری از کشورهای جهان برنامه‌های مرور آثار او برگزار شد و کارگاه‌های آموزش فیلم‌سازی‌اش به سرعت پر می‌شد. چندین کتاب به زبان‌های مختلف درباره‌اش نوشته شد و علاوه بر کسب معتبرترین جوایز سینمایی بارها خود در مقام داوری جشنواره‌های مهم نشست.

به گفته نزدیکانش با آنکه در ماه‌های پیش از عمل جراحی از نظر جسمانی شرایط مساعدی نداشت٬ اما همچنان مشغول فعالیت و در سفر بود.

احمد و بهمن دو پسر او هستند که بهمن نیز فیلمساز است.

سال‌ها پیش ژان لوک گدار درباره کیارستمی گفته بود: "سینما با دیوید وارک گریفیث آغاز می‌شود و با کیارستمی پایان می‌یابد."

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

یک ایرانی ـ آمریکایی با درآمد سالیانه بیش از ۹۴ میلیون دلار در صدر لیست مدیران پردرآمد در ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. این رده‌بندی به سفارش خبرگزاری آسوشیتدپرس تهیه شده است.

دارا خسروشاهی مدیرعامل ۴۷ ساله آژانس مسافرتی اینترنتی "اکسپدیا" (Expedia) در رده‌بندی درآمد سالیانه مدیران عامل شرکت‌های بزرگ در ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۵ میلادی جایگاه اول را به خود اختصاص داده است.

موسسه داده‌پرداز "اکوئیلار" (Equilar) در پژوهشی که به سفارش خبرگزاری آسوشیتدپرس انجام داده درآمد سالیانه خسروشاهی را در مجموع ۶/ ۹۴ میلیون دلار برآورد کرده است. در این مبلغ البته سهام و اعتبارات نیز مورد نظر قرار گرفته‌اند.

البته ارزش آن بخش از درآمد سالیانه خسروشاهی که به شکل سهام موجود است به چگونگی رشد بلندمدت ارزش سهام شرکت "اکسپدیا" وابسته است. اما با امضای یک قرارداد جدید ۴ ساله پیش‌بینی می‌شود که درآمد سالیانه این شرکت رشدی ۸۸۱ درصدی داشته باشد.

دارا خسروشاهی از سال ۲۰۰۵ میلادی مدیریت "اکسپدیا" را به عهده دارد. از زمان شروع کار او ارزش سهام این شرکت ۴۴۱ درصد رشد کرده است. تنها در سال گذشته میلادی ارزش سهام "اکسپدیا" ۴۶ درصد افزایش یافته است.

اما حضور مدیران دیگر رده‌بندی درآمد آسوشیتدپرس در کنار خسروشاهی کم‌رنگ‌تر به نظر می‌رسند. لسلی مون‌وس از "سی‌بی‌اس" با ۴/ ۵۶ میلیون دلار و فیلیپ دامن از "ویاکام" با ۱/ ۵۴ میلیون دلار درآمد در جایگاه‌های دوم و سوم قرار دارند.

رابرت ایگر مدیرعامل شرکت "دیزنی" با ۵/ ۴۳ میلیون دلار درآمد سالیانه در رده پنجم و ماریسا مایر مدیرعامل کمپانی "یاهو" با ۳۶ میلیون دلار در جایگاه هشتم قرار دارند.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

 بسیاری از نقاشی‌های آشنا برای کودکان دبستانی –به‌ویژه در کتاب‌های نظام قدیم آموزش و پرورش– همچون «روباه و خروس»، «چوپان دروغگو»، «حسنک کجایی؟»، «مرغابی‌ها و لاک پشت» و «روباه و زاغ» از آثار او بودند.پرویز کلانتری در شنبه روز نخست فروردین ۱۳۱۰ در زنجان زاده شد.

پدر و مادرش از اهالی طالقان بودند اما به دلیل شغل پدر سالها در زنجان اقامت داشتند، و پرویز نیز در زنجان متولد شد و تا سه سالگی در آن شهر زندگی کرد.وی از کودکی علاقهٔ خود را به رنگ‌ها نشان داد و به گفتهٔ خودش از کودکی با خط خطی کردن دیوار همسایه‌ها کشیدن نقاشی انتزاعی را تمرین می‌کرد. پدرش کارمند اداره راه و مادرش خانه‌دار بود. دوران تحصیل را در دبستان علامه و دبیرستان شرف تهران گذراند. کلانتری در سال ۱۳۳۰ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران شد و در سال ۱۳۳۸ در رشتهٔ هنرهای تجسمی دانش‌آموخته شد. او در دانشکده با همایون صنعتی‌زاده رئیس دانشکدهٔ هنرهای زیبا آشنا شد و این آشنایی موجب راهیابی او به مؤسسهٔ انتشاراتی فرانکلین ناشر کتاب‌های درسی و نشریهٔ پیک گشت. به این ترتیب به تصویرگری کتاب‌های درسی روی آورد.
کلانتری در سال ۱۳۳۴ به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمد و تا سال ۱۳۴۷ که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتقل شد، در آن سازمان فعالیت داشت.کلانتری در مراکز هنری از جمله دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران و کالج هنری کودکان در کالیفرنیا کار کرد و مدتی نیز مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران بود. وی نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی بسیاری در داخل و خارج از ایرانبرگزار کرد. یک اثر از آثار این نقاش برجسته، در فهرست تمبرهای ویژه سازمان ملل به چاپ رسیده‌است. هم چنین تابلوی مشهور شهر ایرانی از نگاه نقاش ایرانی او در مقر سازمان ملل در نایروبی قرار دارد.

از سال ۱۳۵۳ با شروع نقاشی‌های کاهگلی، دورهٔ تازه‌ای را در زندگی هنری خود آغاز کرد که تا امروز آن را ادامه داده‌است. تابلوهای او جلوه‌ای ملموس از زندگی مردمان کویر و ساحل را در خود دارد. او بیش‌تر با تابلوهای کاهگلیش شناخته می‌شود[۷] و حتی بسیاری او را پایه‌گذار سبک کاهگلی می‌دانند اما به گفتهٔ خودش پیش از او مارکو گریگوریان اولین کسی بود که این کار را کرد، هرچند شیوهٔ کلانتری برخلاف گریگوریان که کاملاً انتزاعی و مدرن بود، ملایم تر و طبیعی تر است. وی می‌گوید «من نقاش مناظر خاک آلود مملکتم هستم» به همین دلیل است که او در بیش تر کارهایش فضاها و نمادهای روستایی و بومی را تصویر می‌کرد. وی هم‌چنین از هنرمندان بنام مکتب سقاخانه بود.

او به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز پرداخت و چند مجموعه داستان منتشر کرد، کتاب‌های "ولی افتاد مشکل ها"،"چهار روایت" و "نیچه نه، فقط بگو مشد اسماعیل" ازجمله آثار اوست. از وی هم چنین مقالات هنری متعددی از این هنرمند درخصوص ارتباط هنر و هنرمند ایرانی، در نشریات ایرانی منتشرشده‌است.پرویز کلانتری، نقاش، تصویرگر و نویسنده، جمعه شب ۳۱ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۵ پس از ۸۵ سال زندگی پرثمر درگذشت. 

روحش شاد و قرین رحمت باد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مریم میرزاخانی، دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف است که بعد از رفتن به آمریکا و ادامه تحصیلات در سن ۳۱ سالگی صاحب کرسی استادی دانشگاه استنفورد شد.
او از دانش‌آموختگان دبیرستان فرزانگان تهران است که در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. او پس از اخذ کارشناسی ارشد در رشته ریاضی از دانشگاه شریف برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاروارد رفت.
از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده "ذهنِ جوان" برگزیده سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشته ریاضیات تجلیل شده است. او پیش از آن‌که از شهریور ۱۳۸۷ برای تدریس به دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا آمریکا نقل مکان کند در دانشگاه پرینستون آمریکا مشغول تدریس بوده است.
انتخاب اعضای جدید آکادمی ملی علوم آمریکا توسط اعضای فعلی آن و بر مبنای دستاوردهای برجسته و پیوسته در تحقیقات بدیع انجام می‌گیرد. این اعضا به عنوان «مشاور ملی» در علوم مهندسی و پزشکی شناخته می‌شوند. اعضای سابق این آکادمی دانشمندانی از جمله آلبرت اینشتین، توماس ادیسون و الکساندر گراهام بل هستند.
مریم میرزاخانی یکی از ۸۴ عضو جدید و ۲۱ عضو پیوسته خارجی آکادمی ملی علوم آمریکاست که امسال به عضویت در این سازمان غیر انتفاعی انتخاب شده است. وی در ماه آوریل سال آینده در واشنگتن به طور رسمی معرفی می‌شود.
صاحب جایزه فیلدز
مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی حائز نمره کامل شد. او نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت.
دکتر میرزاخانی در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد.
وی دو بار نیز برنده المپیادهای جهانی ریاضی بوده است. او بخاطر تحقیقاتش در زمینه دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای مدولی آن مورد تقدیر قرار گرفته است.

نام میرزاخانی سال ۲۰۱۴ بیش از همه در محافل علمی جهان مطرح شد. او در این سال به عنوان اولین زن دنیا برنده مدال فیلدز٬ معتبرترین جایزه جهانی در رشته ریاضی شد.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مینا بیسل (Mina Bissell) زیست‌شناس ایرانی آمریکایی است. شهرت وی به خاطر پژوهش دربارهٔ سرطان سینه است.

وی در سال ۲۰۰۷ موفق به دریافت جایزه پتزکولر شد. این جایزه به خاطر نتایج پژوهش وی در زمینه توانایی زیرمحیط‌های تغییرات سلولی، تبدیل شدن آنها به تومورها و امکان استفاده از یک سلول سرطانی برای رفتارهای عادی سلول‌ها به وی اهدا شد. بیسل نیز مدتی رئیس انجمن بیولوژی سلولی آمریکا بود.

مینا بیسل در تهران متولد شد. پس از اتمام دوره دبیرستان به تشویق یکی از دوستانش به آمریکا رفت و پس از رفتن به کالج برین مایر و کالج رادکلیف در رشته شیمی تحصیلات کارشناسی خود را به پایان رساند. وی پس از آن در مدرسه پزشکی هاروارد به تحصیل در رشته میکروبیولوژی و ژنتیک مولکولی در مقطع دکتری پرداخت.


بیسل در سال ۱۹۷۲ به آزمایشگاه ملی لارنس برکلی پیوستو در آنجا در سال‌های متمادی به عنوان کارشناس‌ارشد بیوشیمی، دانشمند ارشد، مدیر بخش زیست‌شناسی سلولی و مولکولی، مدیر بخش علوم زندگی، و دانشمند برجسته فعالیت کرد.

او عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا است و برنده جوایزی همچون جایزه ارنست اورلاندو لاورنس، کمک‌هزینه گوگنهایم و مدال افتخاری انجمن سرطان آمریکا شده است.

http://www2.lbl.gov/Science-Articles/Archive/sabl/2005/June/04-hope-era.html

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پل ورسک ۸۰ سال پیش در زمان رضاشاه ساخته شد. این پل از شگفتی‌های مهندسی راه‌آهن ایران است که در جنگ‌جهانی دوم به «پل پیروزی متفقين» معروف شد.از شگفتی‌های ساخت این پل عدم استفاده از هر‌گونه سازه فلزی در ساخت آن است.

این پل در مسیر راه آهن سراسری شمال - جنوب و در ارتفاع ۱۱۰ متری از ته دره، با دهانه ۶۶ متری و با وسایلی ابتدایی ساخته شد. این پل دو كوه عظيم و سخت‌گذر عباس‌آباد را به هم متصل می‌کند.ساخت پل ورسک از اواسط آبان سال ۱۳۱۳ آغاز شد و روز ۵ ارديبهشت ۱۳۱۵ به طور رسمی گشایش یافت. هزينه احداث پل ورسک ۲ ميليون و ۶۰۰ هزار ريال اعلام شد.

پیمان صدفی، پژوهشگر، که درباره تاریخچه این پل تحقیق کرده است، درباره اهمیت این پل می‌گوید: «پل ورسک در زمان جنگ‌جهانی دوم به‌خاطر نقشی که در كمک‌رسانی به اتحاد جماهير شوروی محاصره شده توسط آلمان هيتلری ایفا کرد معروف شد و لقب پل پيروزی گرفت. به قول فرماندهان متفقين اگر راه آهن ايران وجود نداشت، نقشه جهان به شكل ديگری بود.»پیمان صدفی درباره نتیجه تحقیقات خود از روند ساخت پل ورسک ادامه می‌دهد: «به دستور دولت آلمان، لاديسلاوس فون رابسوويچ، اهل اتریش، که در ایران به مهندس ورسک مشهور شده به همراه همسر و فرزندانش به ایران آمد تا يكی از سخت‌ترين كارهای دنيا را در سوادكوه به انجام برساند.

پل ورسک هنوز هم نماد مهندسی پيشرفته آلمانی‌ها و انجام كار محكم و درست است.»نظارت بر احداث این پل به مهندس ورسک (لاديسلاوس فون روبسويچ) سپرده شد. به همين دليل رابسويچ و خانواده‌اش حدود دو سال در خانه‌ای در پائين دست پل و در كنار رودخانه زندگی می كردند.روزنامه اطلاعات در تاریخ ۵ ارديبهشت سال ۱۳۱۵ به نقل از مهندس لاديسلاوس فون رابسويچ نوشت: «روزی كه اين مدل را برای احداث پل ورسك تهيه كردم مهندسان ديگر با نظر حيرت به آن نگريسته و اجرای نقشه و احداث آن را در شمار يكی از فتوحات علم مهندسی به حساب آوردند. امروز كه اين پل احداث شده، همه، من و رفقايم را تشويق و تحسين می‌‌كنند و آن را در شمار بهترين پل‌های قشنگ و شاهكار مهندسی می‌‌دانند.»به گزارش روزنامه "آفتاب یزد"، رضا‌شاه برای افتتاح پل ورسک شخصا به سوادكوه که زادگاه خودش نیز بود آمد.

در برخی روایت‌ها درباره روز افتتاح این پل آمده است که به دستور رضا شاه سرمهندس اتریشی این پل موظف شد تا در هنگام عبور اولین قطار زیر پل قرار بگیرد تا در صورت تخریب پل، اولین شخص کشته شده از این حادثه خود او باشد.

تصویری کمیاب از مهندس ورسک (لاديسلاوس فون رابسويچ). مهندس ورسک در سال ۱۹۳۸ ايران را ترک كرد و در كوران جنگ دوم جهانی ، پروژه های بسياری را در آلمان، نروژ و مصر اجرا کرد. رابسويچ در سال ۱۹۵۱ دكترای خود را از دانشگاه گراتس اتريش دريافت و بعدها به‌عنوان مشاور سازمان‌ملل در سال‌های ۱۹۵۶تا ۱۹۵۸ در ونزوئلا خدمت کرد.با شروع جنگ دوم جهانی و با توجه به احتمال ورود متفقین به ایران و استفاده آنان از راه‌آهن ایران، تصميم گرفته شد كه همه پل‌ها مين‌گذاری شوند. پل راه آهن ورسک نيز شامل اين دستور بود، اما پل‌ها هيچ‌گاه منفجر نشدند و متفقين پس از اطلاع از اين موضوع اقدام به خنثی كردن مين‌ها كردند.

محمد سجادی، وزير راه ایران میان سال‌های ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰ با اشاره به مین‌گذاری پل ورسک گفته بود: «با شنيدن اخبار وحشتناک از جبهه‌های جنگ شوروی، دستور مين‌‌گذاری پل ورسک و پل‌های مهم ديگر راه‌آهن داده شد و اين كار با دقت و به صورت محرمانه انجام پذيرفت. ليكن پس از اشغال ايران توسط متفقين، دستوری برای انفجار پل‌ها صادر نشد.»با گذشت حدود ۷۵ سال از ساخت پل ورسک، قطار تهران - ساری هر روز دو بار از روی این پل می‌گذرد.قطارهای گرگان و قطارهای باربری و سوختی نيز از روی پل ورسک می‌گذرند. پل ورسک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار مهندسی راه آهن ایران به ثبت ملی رسیده ‌است.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

  • بنا بر گزارش‌ها چند روز پیش از شهرآورد، با هماهنگی "سازمان مدیریت پسماند"، قرار شد به هر هوادار هنگام ورود به ورزشگاه آزادی یک کیسه زباله داده شود تا زباله‌ای چهره صندلی و سکوهای ورزشگاه را پس از بازی زشت نکند.

    خبرگزاری "ایسنا" در گزارشی با عنوان "آزادی؛ بزرگ‌ترین زباله‌دان تاریخ فوتبال ایران" نوشته که وضیعیت استادیوم آزادی پس از پایان شهرآورد همانند گذشته است. "تنها می‌توان افسوس خورد، آهی سرد کشید و هیچ نگفت".

    در ادامه این گزارش آمده در آخرین بازی ایران و کره جنوبی در ورزشگاه آزادی که با شکست کره همراه بود، تماشاگران کره‌ای درس بزرگی به ایرانیان دادند. پس از پایان بازی معدود تماشاگران کره‌ای در ورزشگاه آزادی ماندند و به جمع‌آوری زباله‌های ورزشگاه پرداختند.

    با وجود این درس بزرگ اما تصاویر پس از پایان شهرآورد سند محکمی است بر نادیده گرفتن شعار "ورزشگاه بدون زباله زیباست" که پیش از شهرآورد تبلیغ می‌شد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ایران اعلام کرده است که کاوش‌ها در محوطه باستانی سرچم در منطقه اورامان استان کردستان ایران به کشف روستایی منجر شده که تخمین زده می‌شود عمر آن به شش هزار سال پیش می‌رسد.

 امیر ساعدموچشی، سرپرست کاوش در این منطقه، اعلام کرده است که روستای کشف شده به عصر مس، چهار تا پنج هزار سال قبل از میلاد، تعلق دارد.

در این روستا آثار سفالی، سنگی و ابزار سنگی و بقایایی از معماری آن دوره کشف شده است.

 آقای ساعدموچشی گفته است تاکنون روستایی با این قدمت در منطقه اورامان کشف نشده بود و کشف تازه می‌تواند اطلاعات مفیدی درباره شیوه زندگی و فرهنگ آن دوره در اختیار پژوهشگران بگذارد.

به گفته این پژوهشگر باستان‌شناسی در کاوش‌هایی که در منطقه اورامان و به ویژه دره رودخانه سیروان انجام شده مکان‌های متعددی از دوره‌های پارینه سنگی، عصر مس، عصر آهن و همچنین دوران پس از اسلام کشف شده‌اند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

  • پیكر جواد لشگری، آهنگساز نامی با حضور اهالی موسیقی و دوستداران هنر از مقابل تالار وحدت تشییع شد. اولین اثری که از او منتشر شد، آهنگی به نام "فتنه" بود که شعر آن را رهی معیری سروده بود و با صدای دلکش در سال ۱۳۲۶ از رادیو ملی ایران پخش شد. این موسیقی‌دان از سال۱۳۳۲ تا ۳۵ سرپرست ارکستر ملی رادیو ایران بود و برای برنامه پرمخاطب "گلها" حدود ۳۵۰ آهنگ سرود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

دکتر فیروز نادری مدیر اکتشافات منظومه شمسی سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا، ناسا، در صفحه فیس‌بوک خود خبر داد که این سازمان یک سیارک را به نام «نادری» نامگذاری کرد.

این دانشمند متولد شیراز که اخیرا اعلام کرده بود بعد از ۳۶سال فعالیت در ناسا می‌خواهد بازنشسته شود، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ماه با انتشار پیامی در صفحه فیس ‌وک خود اعلام کرد که در مهمانی خداحافظی با ناسا خبردار شده که سیارک ۵۵۱۵ با نام ۱۹۸۹ EL1 به اسم «نادری» نامگذاری شده است.

فیروز نادری در این پیام می‌گوید که «پس از من این سیارک تا میلیاردها سال دور خورشید خواهد گشت».

نادری در پیام دیگری که ۱۲ فروردین در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرده درباره روند نام‌گذاری اجرام آسمانی می‌گوید که اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی مسئول نام‌گذاری‌ها است: «پیشنهاد نام‌گذاری سیارک به نام نادری توسط ناسا ارائه شده بود و کمیته نام‌گذاری اجرام کوچک سماوی این سازمان نیز بعد از بررسی موافقت خود را اعلام کرد».

سیارک «نادری» با قطر۱۰ کیلومتر هر ۴.۴ سال یکبار به دور خورشید می‌گردد. این سیارک هر۵ ساعت و ۲۰ دقیقه یک بار نیز به دور خودش در گردش است و در کمربند بین مریخ و مشتری در حرکت است

وی پیش از این معاون مدیر بخش‌های مختلف آزمایشگاه پیش‌رانش جت ناسا بود که در کارنامه خود مدیریت برنامه مریخ را از سال ۲۰۰۰ در دست دارد که تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه‌ریزی می‌کند.

صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا اخیرا در صفحه گوگل پلاس خود نوشت «باخبر شدیم آقای دکتر فیروز نادری مدیر ایرانی-آمریکایی کنونی بخش اکتشافات منظومه شمسی در اداره ملی هوانوردی و فضایی امریکا (ناسا) قصد دارند ... بعد از ۳۶ سال خدمت، از این سازمان خداحافظی ‌کنند....ما در سفارت مجازی تهران و دفتر امور ایران وزارت امور خارجه ایالات متحده از تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ایشان برای ارتقاء دانش و فناوری سپاسگزاری می‌کنیم و برای ایشان آرزوی موفقیت هرچه بیشتر داریم».

نادری تحصیلات متوسطه خود را در ایران به اتمام رساند و پس از آن به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق پی‌گرفت. وی دوره کارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیووا و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به اتمام رساند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

دکتر احمد رفسنجانی و گروهی از محققان دانشگاه مک‌گیل کانادا "فراماده‌ای" (metamaterial) ساخته‌اند که بر خلاف مواد متعارف وقتی کشیده می‌شوند بزرگتر می‌شوند.

 

مواد متعارف وقتی کشیده می‌شوند طولشان افزایش پیدا می‌کند و نازک‌تر می‌شوند اما این نوع ماده که در اصطلاح به آنها مواد "گسترنده با پایداری دوگانه" گفته می‌شود هنگامی که کشیده می‌شوند پهن‌تر شده و تا زمانی دوباره فشرده نشوند به حالت قبلی خود برنمی‌گردند.

دکتر رفسنجانی که نتایج تحقیق خود را جلسه ماه مارس انجمن فیزیک آمریکا مطرح کرد می‌گوید:

 اساس تغییر برگشت‌پذیر این ورقه‌های لاستیکی این است که اجزاء ریز این ورقه‌ها وقتی کشیده می‌شوند، می‌چرخند.

چرخش این اجزا، که در ویدیویی بالای این صفحه دیده می‌شود، اساس بسیاری از مواد گسترنده را تشکیل می‌دهد اما تغیییر شکل سریع ورقه‌هایی که دکتر رفسنجانی ساخته منحصر به فرد است.

دکتر رفسنجانی می‌گوید: "ما می‌خواستیم برای این اجزای چرخنده ساختاری پیدا کنیم که وقتی شکل آنها را تغییر می‌دهیم و گسترده می‌کنیم، این شکل تازه را بتوانند حفظ کنند."

از موارد کاربرد این ماده جدید می‌توان به قطعات سفینه‌های فضایی و لوله‌های ریزی (استنت) که برای رفع گرفتگی در رگ‌ها کار گذاشته می‌شوند اشاره کرد.

"مواد معمولی وقتی از یک طرف کشیده شوند در طرف دیگر جمع می‌شوند. ولی مواد گسترنده، به خاطر ساختار درونی آنها، وقتی از یک طرف کشیده شوند از عرض بزرگ می‌شوند."

دکتر رفسنجانی در پژوهش خود برای تولید ماده گسترنده (auxetic) از آجرکاری‌های برج دوقلوی خرقان الهام گرفته است.

برج‌ دوقلوی خرقان، دو برج آجری دوره سلجوقی که قدمت آن به هزار سال پیش بازمی گردد، با فاصله ۲۹ متر از یکدیگر در شهرستان آوج استان قزوین قرار دارند و نقوش هندسى آجرکارى‌های آن بی‌اندازه درخشان است.

به گفته دکتر رفسنجانی "نقش و نگارهای هنر اسلامی دائره‌المعارف عظیم هندسه است. روی دیوارهای این دو برج می توان حدود ۷۰ فرم معماری آجرکاری و خطاطی یافت."

دکتر رفسنجانی با برش لیزری ورقه‌های پلاستیک متوجه شد که دو طرح هندسی از میان طرح‌های برج خرقان، خاصیت نامتعارفی نشان می‌دهند، علاوه بر اینکه در تمام جهات قابلیت گسترش داشتند خیلی راحت می‌توانستند از حالت گسترده به حالت عادی یا بالعکس تغییر شکل بدهند.

دکتر رفسنجانی توضیح داد که این "پایداری دوگانه" (bistabile) کیفیتی نامتعارف است و تاکنون فقط چند مورد نمونه دیگر مثل آن دیده شده که با روش تا کردن شبیه اوریگامی ساخته شده بودند:

"ساخت این نوع طراحی بسیار ساده‌تر است و فقط به برش لیزری نیاز دارد. بر حسب دقت لیزر می‌توان قطعات بسیار کوچک یا قطعات بسیار بزرگی مثل ماهواره یا صفحات خورشیدی را تولید کرد."

دکتر رفسنجانی و همکارانش در عین حال متوجه شدند که با تغییر مبنای هندسی این فرم‌ها، مثلا تغییر دادن خطوط مستقیم به خطوط منحنی، می‌توان کیفیت این ورقه‌های پلاستکی را تغییر دهند.

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

عالم شکرستان شد ... 
تاباد چنین بادا...

شب رفت صبوح آمد... 
غم رفت فتوح آمد...

خورشید درخشان شد... 
تاباد چنین بادا..

عید آمد وعید آمد... 
یاری که رمید آمد...

عیدانه فراوان شد... 
تا باد چنین بادا...
مولانا

عید باستانی نوروز بر تمام ایرانیان مبارک باد.

به امید سلامتی برای تمامی ایرانیان

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

اوستیا منطقه ای است که در دو طرف رشته کوه های قفقاز واقع شده. مردمان این منطقه ایرانی تبار هستند و به زبان اوستیایی یکی از زبان های ایرانی شرقی از خانواده هندواروپایی سخن می گویند. با وجود زیبایی وصف ناپذیر این منطقه و مردم خونگرم و مهمانوواز این خطه، کمتر کسی از روس ها برای استراحت به این نقطه سفر می کنند.

 در ایران نیز به غیر از کارشناسان حوزه روسیه و قفقاز، به ندرت کسی با این نام و این مردمان آشنایی دارد. کم لطفی به این منطقه در روسیه دلایل تاریخی دارد و در ایران تنها دلیل آن بی-اطلاعی از وجود چنین گوهری در همسایگی ماست. 
 

اینجا سرزمینی است که خود را ایرونی یا اِرونی می نامند و وقتی از محلی ها سوال می کنی به چه زبانی سخن می گویید، در جواب می گویند به زبان ایرونی. راستی که شنیدن این کلمه با احساسی لذت بخش همراه است. آثار باستانشناسی و اشتراکات فراوان فرهنگ این مردم با فلات ایران و آسیای مرکزی اثبات کننده نفوذ تیره های هندواروپایی و سکاها بوده است. سکاها گروهی از تیره سرمت ها هستند که توانستند نواحی گسترده ای از قفقاز شمالی یعنی دریای آزوف تا دریای مازندران را در اختیار بگیرند. سرمت ها از دید اسطوره ای پسران سلم در شاهنامه فردوسی هستند که برادر ایرانیان و تورانیان بوده اند. آلان ها در ادامهِ راه تیره های سکاها در قفقاز شمالی، کم و بیش هزار سال دوام آوردند. از دید تاریخی و باستانشناسی، سکاها، سرمت ها و آلان ها از هم جدا نبوده-اند. کوچ و زندگی کوچ نشینی بسیاری از تیره های سکاها را وادار به تغییر مکان می کند، اما در سرزمین قفقاز مرکزی همیشه گروهی ایرانی زبان به جای مانده اند.
وقتی از فرودگاه بسیار محقر اوستیای شمالی راهی شهر ولادیقفقاز شدیم، با وجود سرمای هوا و برف که در اکثر نقاط نشسته بود، روحِ شهر من را در خود گرفت و احساس نزدیکی زیادی با این مردم و این سرزمین کردم.


چشم انداز کوهستان های اطراف با لایه های برفی از همان ابتدا زیبایی این منطقه را به رخ می کشد. در این سفر دو روزه به اوستیای شمالی، فرصت را غنیمت شمردیم و یک روز کامل را در کوهستان و دره ها گذراندیم. همانطور که راهنما گفته بود، هیچ یک از دره ها و کوه ها به هم شباهت نداشتند. دره کورتاتینسک، دره داریال، دره کارمادون و دره خورشید هر یک منحصربفرد و زیبا، کو ها به رنگ قهوه ای، سرمه ای و خاکی برافراشته و سربلند، مایه افتخار مردم این منطقه هستند. روز اول را به آشنایی با شهر و دره داریال اختصاص دادیم و طعم و عطر خوراک اوستیایی را چشیدیم.
پیراشکی های اوستیا با خمیر نسبتا نازک، پهن و گرد در سراسر روسیه شهره هستند و تنوع زیادی دارند. با وجود اینکه سه نفر بیشتر نبودیم، اما سه پیراشکی تهیه شده از سیب زمینی، گوشت چرخ کرده و کلم قرمز سفارش دادیم که قاعدتا با وجود کباب گوسفندی تازه و بشقاب های پر از سبزی و پنیر محلی و پیش غذاهای دیگر بخش زیادی را همراه خود به هتل محل اقامت بردیم.
سفره این مردم رنگین و دلشان بزرگ است. راهنما بیش از ما هیجان سفارش غذاهای متنوع و آشنا کردن ما با عطر و طعم غذاها را داشت و جالب اینکه به رسم مهماننوازی شرقی ها، اجازه دست کردن در جیب را هم به ما نمی داد. تلاش ما برای نشان دادن رفتارهای توریستی و خرید از مغازه های کوچک روستایی بی ثمر بود و جالب تر اینکه وقتی به مغازه کوچکی در روستایی رفتیم و از زن سالخورده فروشنده نان خواستیم، سهم نان خود را به ما داد و وقتی فهمید که من اهل ایران هستم، بلافاصله تاکید کرد که ما از مهمان پول نمی گیریم.



روز دوم سفر را به گذر از کوه و دره اختصاص دادیم. در ارتفاع 2000 متری یا بیشتر، در دمای مثبت چهار درجه بدون وزش باد، حاضر می شوی از همه چیز بگذری و چندساعتی را در سکوت و آرامش و شکوه کوه ها سپری کنی. در هنگام صرف ناهار در رستورانی شبیه به باغچه های لواسان در اتاقکی اختصاصی کنار جوی خروشان آب به رسمی زیبا در میان این مردم پی بردیم. در میان این مردم، احترام به بزرگتر و والدین هنوز به دست فراموشی سپرده نشده. انتخاب غذا را به عهده راهنما گذاشتیم. مجددا سه پیراشکی با سه طعم مختلف سفارش داد که سمبل آسمان، خورشید و زمین است. پیراشکی ها را برش زده و صفحات گرد را روی هم به شکل پلکانی قرار داد. برای هر سه کمی از چای خوش عطر محلی ریخت و گفت «جام اول را به یاد خدا می نوشیم، چون اوست که به ما سلامتی، خیر و برکت عطا کرده و در همه حال حامی و نگهدار ماست». بعد از نوشیدن چای، تکه ای از پیراشکی برداشتیم. پس از مدتی، مجددا در استکان هر یک کمی چای ریخت و گفت «جام دوم را به یاد گئورگی مقدس حامی مسکو و قفقاز می نوشیم (در فرهنگ اسلامی گئورگی همان جرجیس پیامبر است). او حامی مسافران است و با دعای او، خداوند به ما خیر و برکت عطا می کند. و در نهایت جام سوم را برای سلامتی والدین بلند کرد. راهنما برای ما توضیح داد که در قفقاز پدر و مادر از جایگاه بالایی برخوردارند و احترام به بزرگتر را از کودکی نهادینه می کنند. احترام به بزرگتر تا اندازه ای مهم است که وقتی خانواده یا دوستان دور یک میز می نشینند، اگر بزرگتر جمع بایستد، سایرین هم به احترام او می ایستند. اگر در مراسم جشن و پایکوبی، بزرگتر به وسط میدان رقص برود، جوان ترها به احترامش می ایستند تا زمانی که او اجازه نشستن بدهد.
وصف دیده ها در این سفر کوتاه بسیار است، اما دیده ها را نمی توان به روی کاغذ آورد، فقط می توان لمس و احساس کرد. آرامش در خیابان ها و در رفتار گرم مردم به راحتی به چشم می خورد. برای این مردم زندگی همیشه آرام آرزو می کنم.

 Farzaneh Shafiee

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پژوهشگر ایرانی، برنده جایزه‌ی "فیزیک بنیادی سی‌ام‌اس".جندی شاپور البرز

 جایزه‌ی "فیزیک بنیادی سی‌ام‌اس" از اسماعیل اسکندری، دانشجوی مقطع دکتری در "پژوهشگاه دانش‌های بنیادین ایران" به عنوان یکی از معدود "محققان برجسته" در حوزه‌ی فیزیک بنیادی تقدیر کرد.اسماعیل اسکندری، دانشجوی مقطع دکتری در "پژوهشگاه دانش‌های بنیادی" ایران، موفق به کسب جایزه‌ی "فیزیک بنیادی سی‌ام‌اس" شد.

به گزارش وب‌سایت رسمی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی ایران، اسکندری موفق شد جایزه‌ی "شناسایی استعدادهای برتر" در سال ۲۰۱۵ را به خود اختصاص دهد.

"پژوهشگاه دانش‌های بنیادی" یکی از مهم‌ترین مراکز تحقیقاتی ایران است که از سال ۱۳۶۷ تاسیس شده است. این موسسه به چندین پژوهشکده تقسیم می‌شود که در شاخه‌های مختلف علوم ریاضیات، فیزیک،علوم کامپیوتر، علوم شناختی، ذرات و شتابگرها، فلسفه تحلیلی، نجوم، علوم محاسباتی و علوم نانو فعالیت دارد.

جایزه‌ی فیزیک بنیادی سی‌ام‌اس، هر سال دو جایزه به محققان برگزیده اهدا می‌کند. یکی از این جوایز یک بورس تحقیقاتی است که به یکی از محققان جوان و مستعد در حوزه‌ی فیزیک بنیادی تعلق می‌گیرد. جایزه‌ی دیگر، شناسایی و معرفی استعداهای برتر این حوزه است که سالانه به تعداد انگشت‌شماری از برجسته‌ترین محققان جوان اهدا می‌شود.

وب‌سایت رسمی جایزه، از اسماعیل اسکندری به دلیل تحقیقات‌اش در حوزه‌ی ذره‌ی بنیادین دارای جرم تقدیر کرده و این جایزه را به او داده است.

جایزه‌ی "فیزیک بنیادی سی‌ام‌اس" از سوی سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای موسوم به "سرن" اهدا می‌شود.

"سرن" بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آزمایشگاه فیزیک ذره‌ای در جهان است که فعالیت‌اش را از سال ۱۹۵۴ در ژنو سوئیس آغاز کرد. درحال حاضر بیست کشور اروپایی عضو رسمی این موسسه‌ی معتبرند و نزدیک به ۸ هزار محقق از سراسر جهان در این موسسه مشغول به کار و تحقیق‌اند.

حوزه‌ی اصلی فعالیت این پژوهش‌گاه، ساخت افزارهای شتاب‌دهنده‌ی ذرات و دیگر زیربناهایی است که برای پژوهش‌های فیزیک ضروری است. "جهان وب" یا همان "سه دبلیو" معروف پیش از نشانی‌های اینترنتی (World Wide Web)نیز اولین‌بار در پژوهشگاه سرن زاده شد.

درحال حاضر بخش مهمی از نیرو و بودجه تحقیقاتی "سرن" در حوزه‌ی "برخورددهنده هاردونی بزرگ" یا همان "ال‌اچ‌سی" مصرف می‌شود. این پروژه عظیم تحقیقاتی در سال ۲۰۰۸ بعد از بیست سال برنامه‌ریزی و آماده‌سازی مقدماتی، به شکل رسمی کلید خورد.

هدف از این طرح تحقیقاتی، آزمون "مدل استاندارد ذرات"، بررسی نظریه‌ی "ابرتقارن" و همچنین نظریه مهم "وحدت بزرگ" و کشف ذره‌ی بنیادی "هیگز" است.

DW

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

قدیمی‌ترین ورزش بدن‌سازی جهان .جندی شاپور البرز 

دانشنامه بروک‌هاوس Brockhaus Enzyklopädie با استناد به تحقیقات دانشگاه ورزش آلمان واقع در شهر کلن، ورزش زورخانه‌ای را در کتاب ویژه ورزش، قدیمی‌ترین ورزش بدن‌سازی جهان معرفی کرده است.ورزش باستانی سابقه‌ای طولانی در تاریخ چندهزار ساله ایران دارد و برگرفته از آئین‌ها و رسوم پیش از ورود اسلام به ایران است.آیین‌های پهلوانی و زورخانه‌ای در سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث معنوی یونسکو به ثبت جهانی رسیده است.

dw

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پيكر محمدعلى سپانلو، شاعر معاصر ، مترجم، منتقد ادبى و عضو كانون نويسندگان ايران ، ساعت ٩ صبح امروز ٢٤ ارديبهشت از خانه هنرمندان تهران تشييع شد و در قطعه نام آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

در مراسم تشییع جنازه مرحوم سپانلو  با پخش فيلم شعرخوانى اين شاعر همراه بود، برخی چهره های سرشناس ادبی و هنری همچون محمود دولت آبادى، عبدالعظيم زرين كوب، جواد مجابى، ليلى گلستان، جعفر پناهى، يغما گلرويى، بهمن فرمان آرا و فرزانه طاهرى حضور داشتند.

حاضران در مراسم پلاکاردهایی با عکس‌ها و شعرهایی از محمدعلی سپانلو را با خود همراه داشتند. «بچه‌ای آمد‌، دو پول سفید روی پلک سیه شعر نهاد‌«، و «تو آن مسافر موعودی که پیشگوی روح کتاب‌ها بودی»، از جمله نوشته‌هایی که در این مراسم به چشم می‌خورد.

محمدعلى سپانلو شاعر، نويسنده و مترجم ايرانى، دوشنبه شب در٧٥ سالگى بر اثر سرطان ريه در بيمارستانى در تهران چشم از جهان فروبست.

مجموعه شعرهای رگبارها، پياده روها، نبض وطنم را مى گيرم و قايق سوارى در تهران و ترجمه آثارى از نويسندگان مطرح جهان همچون آلبر كامو و ژان پل سارتر از آثار باقیمانده اين نویسندۀ معاصر در ادبيات فارسى است. سپانلو همچنین به عنوان بازیگر در چند فیلم از جمله آرامش در حضور دیگران ساخته ناصر تقوایی بازی کرده است.

مراسم بزرگداشت محمدعلى سپانلو امروز پنجشنبه، در مسجد امام رضا واقع در ميدان نيلوفر تهران برگزار مى شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

عشایر سیستان و بلوچستان

کوچ بهاره عشایر سیستان و بلوچستان با جمعیتی بیش از ۱۸ هزار و ۹۸۴ خانوار و با داشتن حدود ۹۰۰ هزار راس دام به مراتع سرسبز استان و خارج از این استان آغاز شد. 

برداشت کرفس

برداشت هشت هزار و ۴۰۰ تن محصول کرفس از ۱۲۰ هکتار سطح زیر کشت در شهرستان طارم جهت تامین نیاز استان زنجان، صدور به سایر استان‌ها و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آغاز شده است. 

تانک آینده

رونمایی از تجهیزات جدید نیروی زمینی ارتش 


روز عطار نیشابوری

بیست و پنجم فروردین (۱۲ آوریل) روز بزرگداشت عطار نیشابوری بود. فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار کدکنی نیشابوری مشهور به عطّار نیشابوری (زادهٔ ۵۴۰ در کدکن – درگذشتهٔ ۶۱۸ هجری قمری در شادیاخ نیشابور) یکی از عارفان و شاعران پرآوازه ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. 

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

سالی
نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه
سالی
نوروز
بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.
سالی
نوروز
همراه به درکوبی مردانی
سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را
وتاقچه گناه
دیگربار
با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.
در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
به ناگاه
فراز خواهدشد
دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهدشد
وبهار
درمعبری از غریو
تاشهر
خسته
پیش باز خواهدشد
سالی
آری
بی گاهان
نوروز
چنین آغاز خواهدشد

 

احمد شاملو 

نوروز ، یادگار ماندگار یاران دیروز این دیار
و پاسداشت پاکی ها ، نیکی ها و پهلوانی ها بر همه ایرانیان نیکوسرشت خجسته باد . . .

 
ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           
تو این را دروغ و فِسانه مخوان ...
آیین ها و آداب هایی که در پیشانیِ جشن های باستانی ایرانیان نمودار شده است بی گمان با خردورزی و اندیشه همراه بوده و پس از گذرِ هزاره ها با اندکی دگرگونی به ما رسیده است. این آیین های کهن یک شبه پدیدار نشده که بتوان آن را به سادگی و آسودگی از دل مردم پاک کرد. نیاکان پاک نهاد ما برای ماندگاری فرهنگ و شناسه یِ (:هویت) ایرانی، چه خون دل هایی که نخورده، رنج های فراوانی که نکشیدند و چه جان فشانی و جان بازی ها که نکرده اند. آن هنگام که در برابر دَد منشی های (:وحشی گری های) بیگانگان تاب نیاورده و در میدان نبرد و رزم باختند، این فرهنگ سِترگ و نازش خیز ایرانیان بود که در برابر دشمنان استوار و پابرجا ماند و حتا آنان را شیفته و دلبسته ی خویش کرد.
یکی را همی تاج شاهی دهد /  یکی را به دریا به ماهی دهد (فردوسی)
به گزارش اَمرداد، نُمادهای خوان (:سفره) نوروزی هرکدام رازهای سر به مُهر و فلسفه ای ژرف را در پشت پرده داراست که نتیجه ی خردمندی و خردگرایی و هوشمندی پدران و مادران پاک سرشت ما بوده است. در بخش نخست این گزارش ماهی را از دیدگاه باستان شناسی واکاوی و بررسی کردیم. اینک از نگاهی دیگر به این نماد زیبا می پردازیم :
نخست بهتر است کمی درباره ی ماهی بدانیم که چگونه جانوری است. در فرهنگ واژگان معین می خوانیم : ماهی ها رَده ای از جانوران آبزی هستند که پست ترین مهره داران به شمار می آیند. هستی برانشی در دوره ی نمو جنینی بقیه ی جانوران مهره دار از جمله انسان و همچنین صفات دیگری که مهره داران بسیار خوب در دوره ی جنینی نشان می دهند ثابت می کند که ماهی ها نیاکان (:اجداد) همه ی مهره داران دیگر می باشند. ماهی ها به شوَند (:دلیل) سازش با زندگی در آب ریخت (:شکل) بدنشان از دیگر مهره داران جدا است و این سازش بیشتر در ریخت بدن و باله ها که اندام های حرکتی جانورند و دستگاه تنفس، حاصل گشته است. ریخت ماهی ها  همگی «دوکی» است و از این روی برای جنبش در آب سراسر مناسب است. اعضای حرکتی ماهی ها شامل هفت باله است که سه تای آن فرد و دو زوج می باشند. با له های فرد عبارتند از باله ی دمی، باله ی پشتی و باله ی شکمی. باله های زوج نیز شامل یک زوج باله ی شکمی و یک زوج باله ی سینه ای. در ماهی های پولک دار (:فلس دار) ، سوی خواب پولک ها از جلو به پس (:عقب) است و بدین روی به آسانی در آب شنا می کنند.
ماهی در چکامه ها و ادب پارسی نیز نمود بسیار روشنی دارد :
دام هر بار ماهی آوردی /  ماهی این بار رفت و دام ببرد (سعدی)
عاشق چو برون فتاد از عشق بسوخت /  یا در آب است یا در آتش ماهی (واعظ قزوینی)
مبر آبم اگر گشتم چو ماهی صید این دریا /  که صد چون من به دام آرد کسی کو می کشد شستم (خواجوی کرمانی)
همه احوال دنیایی چنان ماهی است در دریا / به دریا در ترا ملکی نباشد ماهی ای غازی (ناصرخسرو)
بمانده ماهی از رفتن بناکام / تو گفتی ماهیی است افتاده در دام (ویس ورامین).
بر روی فرش های دست بافت کهن ایرانی نیز نگاره های بسیاری از ماهی دیده می شود که همه ی این ها نشان از نمود این جانور در فرهنگ ایرانی و باشَندگی در این سرزمین اهورایی است.
اکنون دیدگاه تنی چند از کارشناسان در رشته های گوناگون را در زیر بخوانید :
شهرزاد اسدی، استوره شناس در این باره به اَمرداد گفت : « نماد ماهی در پیشینه ی فرهنگ ایران بسیار دیرینه است. ما اگر بخواهیم در فرهنگ های هم سنگ (:موازی) هم برآوردی داشته باشیم همانند فرهنگ میان رودان (:بین النهرین) که پیوند تنگاتنگی با فرهنگ ایرانی به ویژه ایلامی دارد، می بینیم که آن جا هم نُماد ماهی بسیار ویژه (:خاص) و برجسته است. همچنین اگر بخواهیم بر سر خوان نوروزی (:سفره هفت سین) روشنگری (:تفسیر) کنیم، می دانیم که نماد، نمادِ آناهیتا است. اینک چرا ماهی با آناهیتا در پیوند است. باز هم با نگرش و دست آویزی (:استناد) به پیشینه های کهن، می بینیم هرآن چه که کمابیش باشَنده هایی که در آب می زیَند با آناهیتا در پیوند است و بهتر آن است  که این را همگانی کنیم (:عمومیت دهیم) و بگوییم با ایزد آب ها در پیوند است. برای نمونه، ما در فرهنگ میان رودان می بینیم که لاک پشت و حتا غورباغه که در واقع باشنده های آبزی هستند نماد ایزد آب به شمار می آیند، و ما در نقش و نگاره های سفالینه ها که یک سرچشمه ی (:منبع) بسیار توانگر(:غنی) هستند برای آگاهی از باورهای کهن هرچند که با پنداشت و گمان باشد رو به رو هستیم. باز می بینیم که در این نمادها نقش های غورباغه ای و لاک پشتی ریخت و ماهی شکل هستی یافته است و ما نمی توانیم آن ها را نادیده بگیریم. زیرا که در فرهنگ سفال ایران یا حتا میان رودان، نگاره ی یک خط پر از چین و شکن (:مواج)، نماد آب است. نگاره ی یک خط شکسته نماد کوه است و دیگر نمونه ها. که این ها نمادهای طبیعی ما هستند و فراگِرد پیرامون (:محیط اطراف) ما. و بی چون و چرا بازتاب  دهنده ی اندیشه ها و باورها و دیدگاه های مردم باستان است. پس با همین سخن کوتاه آگاه می شویم که ماهی نماد کهن است و دیرینگی دارد».
این کارشناس ارشد فرهنگ و زبان های باستانی و استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش افزود : « ماهی در کشور چین در آغازسال نو آزاد می شود و ما آن را در تنگ می گذاریم، این ها بماند. در این جا سخن میانگفت (:معترضه) می گذارم و آن این است که بسیاری از فرهنگ ها و داشته های فرهنگی جهان فراگیر (:شمول) است، ویژه ی ایران نیست. از سویی دیگر نیز با طبیعت در پیوند است و بسیاری از باورها و داشته های فرهنگی وابسته به یک کشور نیست. در بسیاری از کشورهای دیگر ماهی به چشم می خورد. آن دارد آزاد می کند و ما درتنگ بلور می گذاریم. کما این که ما هنوز هم این باور را داریم که ماهی ها را مانند سبزه که به دل آب می سپاریم و یا دردل طبیعت رها می کنیم ، آن ها را نیز در جایی مانند رودخانه بیاندازیم. این هم خودش نهاده ی (:قضیه) مهمی است برای ما».
اسدی ادامه داد : « بنا به سفرنامه هایی که ارزش فراوانی دارد و در دست است و بسیاری از گوشه های (:زوایای) فرهنگی ما را در درازای زمان نشان می دهد، می بینیم که به سپندینگیِ (: تقدس) آب اشاره دارد  برای نمونه به سپندیگی آب سعدی در شیراز و ماهی های که درون آن است. و این دیرینگی اش بسیار بیشتر از سد (:صد) سال است. دست کم بنا بر سرچشمه های نوشتاری (:منابع کتبی). آب کاریز (:قنات) سعدی از کوهی سرچشمه می گیرد که باستانی است و داستان های فراوانی را به دنبال دارد. بوم (:منطقه) سعدی و دژ (:قلعه) بندر ساسانی است. و بازتاب این نهاده را نه در سرچشمه های ایرانی، که درسفرنامه ها و دفترهای برون مرزی می بینیم که آنان از این جایگاه بازدید کرده و دیده های خود را به نگارش درآورده اند. پس این نشان از آن دارد که دیرینگی پیوند ماهی با آب و ارزش و اهمیتش بسیار بیشتر از چند سده است. انسان یک آفریده ی نمادگراست، بوده و هست و خواهد بود و ازآن گریزی نیست. پیمایش (:حرکت) ماهی درتنگ بلور نماد جنب و جوش و جنبندگی (:تحرک) و زندگی است».
این زبان شناس در پاسخ به این پرسش که برخی می گویند ماهی با سین آغاز نمی شود و پیوندی با خوان نوروزی ندارد به اَمرداد گفت : « آتشدان و اسپند هم سین ندارند، ولی ما در خوان جای می دهیم و آن فدیه (:قربانی) گیاهی است که دارد انجام می شود و ارزش فدیه در باورهای کهن است و ماهی هم سین ندارد، ولی می تواند نماد یکی از ایزدان برجسته ی ایران کهن و به نام آناهیتا باشد. این را واشکافی می کنیم و بسیاری از آن ریز کالاهایی (:اقلامی) که ما بر سر خوان نوروزی (سفره هفت سین) می گذاریم هم اکنون شاید دیرینگی اش به باستان نرسد مانند ماهی. ولی چه ایرادی دارد، هرچند که اشاره کردیم که باور به ماهی و پیوندش با ایزد آب بسیار تنگاتنگ است وکهن. اما اگر این که در آن روزگار ماهی بر سر خوان نوروزی گذاشته می شده و بسیار چیزهای دیگری که داریم، هیچ پیوندی ندارد. تنها یک سری ریزکالاهای گیاهی بوده، دانه هایی که پرورش می دادند، پیشکش می کردند و در واقع پیش نمونه بوده است. و به این سان آزمایش می کردند (:محک می زدند) و بیشترخوراکی بوده است. با این همه هیچ ایرادی ندارد، فرهنگ پویایی اش به این است که در درازای زمان دگرگون می شود و به دید من به سوی رسایی و پختگی پیش رفته و نه به سوی پسرفت. و این نشان دهنده ی این است که هنگامی من می آیم ماهی را بر خوان می چینم در واقع یک نماد در خوان نوروزی  که شاید دیرینگی هم نداشته باشد، سین هم نداشته باشد، ولی ایرادی ندارد. مانند تخم مرغ که سین ندارد و بر خوان می گذاریم و در روزگار کهن هم بوده و در نگاره های پارسه (تخت جمشید) هم در نوروز بازتاب داشته است. سخن من این است که هیچ ایرادی ندارد که باستانی باشد یا نه. چرا ما می آییم به هر چیزی گیر می دهیم هر داستانی که در هازمان (:جامعه) امروز باب می شود به آن دامن می زنیم».
اسدی در پایان افزود : « اینک یک فرهنگ چینی ستیزی باب شده در میان روشنفکران ما. این بد نیست که ما داریم برمی گردیم به داشته های خودمان. اما در این میان باید بسیار هشیار باشیم که همه چیز را نبازیم و بر باد ندهیم.  هم اکنون یک سری گفت وگوهایی می شود که می خواهیم با زیست بوم آشتی کنیم، به ماهی ها که آفریده های زنده اند توجه کنیم.در صورتی که این یک نهاده ی جداگانه است. و نباید به ژرفای (:عمق) این متن آسیب برسانیم . زیرا به فرهنگ خودمان چنین کرده ایم و این یک فاجعه است. به هر روی ماهی پیوندی تنگاتنگ با ایزد آب دارد و بودنش هم بر سر خوان نوروزی نیاز است و بسیار هم زیبا است. اگر کسانی دلسوز هستند و زیست بوم را دوست دارند راه کاری نشان دهند نه این که با این آیین های کهن ما ستیز کنند. این که کاری هم ندارد».
احمد نوری (آریاچهر) پژوهشگر جشن های ایرانی نیز در همین زمینه به اَمرداد گفت : « کف زمین در آب به درستی نماد جنبش و زایش و زندگی است، مانند جنینی می ماند که در شکم مادر به جنب و جوش می افتد و ما می دانیم که ایزد آناهیتا پروردگیِ زایش و باروری را بر دوش دارد».
نویسنده ی دفتر نوروز ادامه داد : « ماهی از آن گروه از جانوران سپند در فرهنگ ایرانی است. در اوستا چندین جا نام «کَرَه» گفته شده به نیکی و آفریده های خوب. در نوشته های پهلوی مانند بُندَهش هم به نیکی از آن یاد شده و سپندینگی مینُوی (:معنوی) دارد. یکی از نمادهای ماهی نماد ایزد آناهیتا است. زیرا در پیوند با آب است و زندگی نیز در پیوند با آن است. ما در بخش های دیگری از اوستا نیز مانند یشت ها به نام ماهی برمی خوریم».
این پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران در بخش دیگری از سخنانش افزود : « ماهی نمود نیک و سپندی به ویژه در یادمان های تاریخی ما دارد. برای نمونه درگچ بری های آتشکده های ساسانی ماهی به دست آمده است. از سویی دیگر، ماهی وابسته به ماه اسپند که ماه «حوت» است و در باروهای (:بروج) دوازده گانه بازتاب دارد که واپسینش ماهی است. همچنین ماهی از نمادهای گاهشماری نیز است».
آریا چهر درباره هفت سین نیز به اَمرداد گفت : « هفت سین کنونی با روزگار باستانی دیگرگونه بوده است. هرچند بن مایه و جان مایه ها همان هفت سین و یکی است، ولی چیزهایی که کنون در خوان می گذارند آن چیزهای باستانی نیست، دگرگون شده است. ماهی هم نماد ایزد آناهیتا و هم نماد وهومن است. زیرا در خوان باستانی یک نماد از جانوران می گذاشتند مانند تخم مرغ، پنیر که نماد وهومن باشد و نگهدار جانوران است. درست است که ماهی سرخ پیوندی با هفت سین ندارد، ولی دست کم از روزگار صفویه گواهی های (:مدارک) آن را در خوان نوروزی می بینیم و به تازگی به وجود نیامده است. درست است که در خوان نوروزی همه ی مردم ایران دیده نشده و این به شوَند (:دلیل)کمبود آب در ایران و نبود رودخانه ها در همه جاهای کشور بوده  و همچنین پرورش ماهی در همه جا فراگیر نبوده است. به هر روی ماهی  به درستی و نیکی ریشه ی باستانی دارد که نمادهای گاهشماری و ایزد آناهیتا و وهومن نمونه های آن است. زیرا همان گونه که گفته شد، هفت سین باستانی گونه ای دیگر بوده است. ما در بازمانده های (:آثار) باستانی نیز نگاره های آن را داریم و می تواند در باستان هم به عنوان نماد بوده باشد. در کل هفت سین باستانی همان هفت سِپندان بوده که امشاسپندان (فروزه های سپند) را در بر می گرفته است».
یک کارشناس زیست بوم و کُنشگر (:فعال) نیز درباره چگونگی بهره از ماهی به اَمرداد گفت : « ماهی را می توان پس از چند روز که در خوان نوروزی گذاشت با هماهنگی مدیران شهری به آبدانک ها (:حوضچه ها) برد، مانند شیراز که آبدانک سعدی و حافظیه و مجموعه وکیل را دارد و صحنه ی زیبایی هم به یادگار می گذارد. در بوستان ها نیز شهرداری می تواند در استخرها و آبدانک ها ماهی ها را بریزد که زیبایی ویژه ی خود را دارد».
علی اکبر کاظمینی ادامه داد : « ولی ریختن ماهی در دریاچه ها و تالاب ها درست نیست. زیرا که گونه ی مهاجر و غیر بومی به شمار می آید و با آن آب و هوا سازگاری ندارد و نمی توانند خود را با شرایط محیط سازگار کنند و می میرند. ماهی ها درگذشته در آبدانک های خانه های قدیمی ماندگار بوده و زنده می ماندند. اکنون با زندگی در آپارتمان ها شرایط دگرگون شده و فضا برای ماهی ها نیست و با کمبود نور و شرایط هوا رنگ آن ها دگرگون خواهد شد و بهتر است به بوستان ها و آبدانک ها برده شوند».
دبیر موسسه ی 13 فروردین در بخش دیگری از سخنان خود به ما گفت : « باید مدیران شهری برنامه ریزی کنند و جایگاه هایی را به مردم شناسایی (:معرفی) کنند تا ماهی ها را به آن جا سپرد که از میان نروند. به هر روی باید چندین گروه و با کار کارشناسی و راه کارهای درست از مرگ آنان پیشگیری کرد. نه آن که آیین ها و باورهای مردم را گرفت و با آن ستیز کرد. باید راه کارهای پذیرفتنی (:منطقی) را پیشنهاد کرد نه در پی زدودن (:حذف) آن باشیم که کاری نادرست و نشدنی است».
کاظمینی در پایان افزود : « می توان در خانه های تاریخی با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی که در استان پارس (:فارس) هم فراوان است و همگی استخر یا آبدانک دارند آب ریخت و آن ها را درآن جا نگه داری کرد و به زیبایی های آن ها هم افزود و آیین دیرینه ی ایرانی را هم زنده کرد. در واقع نماد این استخرها و آبدانک های خانگی ، ماهی بوده که آمیخته ای از آب و طبیعت است. از سویی دیگر، ماهی ها نخستین جانداران در سیر رسایی و تکامل زیست بوده اند و پس از آن پرندگان و پستانداران به هستی آمدند و ماهی نماد فرهنگ ایرانی است و زیبنده ی خوان نوروزی».
در پایان به باور نگارنده، ماهی و دیگر نمادهای خوان نوروزی هرکدام دفتری است از خرد و شناخت و دانایی (:معرفت) نیاکان پاک سرشت ما که با خون و رگ ایرانیان تندیده شده و از گذر هزاره ها و نامهربانی ها به در آمده و هیچ کس و گروهی یارای از میان بردنش را ندارد. و باز هم بایسته یادآوری است که همین نماد ماهی جای پرداخت و کار بسیاری دارد که در این جستار نمی گنجد.
 
خبرنگار اَمُرداد – سیاوُش آریا
ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در حالی که بارش برف در شمال عربستان سعودی باعث خوشحالی مردم این منطقه شده، یک عالم مذهبی عربستان، در فتوایی ساختن آدم برفی را حرام اعلام کرد.

همچنین در پی بارش اولین برف زمستانی در مریوان، جشنواره آدم برفی برگزار شد.

به گزارش "تلگراف" محمد صالح المنجد مفتی عربستان سعودی گفته طبق قوانین اسلام مردم نباید آدم برفی به شکل انسان یا حیوان بسازند.

البته این عالم اسلامی در سخنان خود ساختن مجسمه‌های برفی حتی برای بازی و سرگرمی را نیز مجاز ندانسته است.این فتوای جنجالی باعث واکنش گسترده جوانان عربستان سعودی در شبکه‌های اجتماعی شده است.

در روزهای اخیر بارش برف در برخی مناطق شمالی عربستان باعث خوشحالی ساکنان این منطقه شده است این در حالیست که دردیماه ۱۳۹۳ و در پی بارش اولین برف زمستانی در مریوان جشنواره آدم برفی برگزار شد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

بازی با توپ پلاستیکی برای بسیاری از پسران و دختران ایرانی یکی از ماندگارترین ‌خاطرات دوران کودکی و نوجوانی‌شان است. کوچه، بچه‌های محل و یک توپ پلاستیکی ...

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در موزه ملی ایران از از اشیای تاریخی منطقه "خوروین" رونمایی شد. این گنجینه تاریخی که حدود ۵۰ سال پیش به صورت غیرقانونی از ایران خارج شده بود، پس از سال‌ها دعوای حقوقی، اخیرا از بلژیک به ایران بازگردانده شد.

از ۳۴۹ شیئی تاریخی منطقه "خوروین" با قدمتی بیش از چند هزار سال، شنبه ۲۷ دی ماه در موزه ملی ایران رونمایی شد.سرانجام پس از گذشت ۳۳ سال دعوای حقوقی در محاکم مختلف، این گنجینه تاریخی ۴ دی ۹۳ از بلژیک به ایران بازگردانده شد.در این مجموعه گران‌بها، ۲۱۵ شیئی سفالی و ۱۲۷ اثر مفرغ وجود دارد.سال‌ها پیش، این آثار تاریخی از محوطه باستانی خوروین در استان البرز در منطقه ساوجبلاغ توسط یکی از اتباع فرانسه جمع‌آوری و به کشور بلژیک منتقل شده بود.

این اشیاء متعلق به ۲۸۰۰ تا ۳۲۰۰ سال پیش هستند و هنر ایران در دوره مادها و هخامنشیان را نشان می‌دهند.به گفته مسعود سلطانی‌فر، رئیس سازمان میراث فرهنگی ایران، اقامه دعوی برای بازگرداندن این اشیا از سال ۱۳۶۰ آغاز شد و به مدت ۳۳ سال ادامه داشت. در این مدت دوبار دادگاه های بلژیک علیه ایران رای دادند تا سرانجام در مهرماه ۱۳۹۲ دیوان عالی کشور درخواست استیناف ایران را پذیرفت و درپی آن رای دادگاه پیشین لغو و حکم استرداد اشیاء به ایران صادر شد.

آن‌طور که مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی ایران می‌گوید، این مجموعه تاریخی پس از فهرست‌برداری در دادگاه بلژیک، به سفارت ایران در بلژیک منتقل شد. سپس برای پیشگیری از ارائه ادعاهای احتمالی دیگر، بلافاصله با پرواز چارتری از بلژیک به ایران بازگردانده شد.مهناز گرجی رییس موزه ملی ایران می‌گوید: «کارهای مطالعاتی و پژوهشی روی این آثار تاریخی در دست انجام است. باید بدانیم که این آثار هر کدام چه کاربردی داشتند.»

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

 
ماجراي BMW در خيابان‌هاي تهران ريشه در تاريخ اين شهر دارد. در سال‌هاي دهه 60 و حتي اوايل دهه70، BMW‌هاي قديمي هنوز در شهر اتومبيل قشر مرفه محسوب مي‌شدند.
بعدها برندهاي ژاپني و كره‌اي شهر را زير چرخ‌هاي‌شان گرفتند اما ميان جوان‌ها گروهي ظهور كردند كه 2002 BMW را با ديزاين اسپرت زيباترين خودروي جهان مي‌دانستند. اين روزها كه جديدترين مدل‌هاي BMW در تهران نگاه‌ها را خيره مي‌كنند، از BMW تمام خاطرات گذشته هم تكرار مي‌شود؛ تنها پس از مرور اين همه خاطره با BMW در شهر است كه خبر «طراح BMW يك ايراني است» آدم را شگفت‌زده مي‌كند! با آقاي نادر فقيه‌زاده، طراح شركت معروف BMW آشنا شويد. زندگي يك ایرانی موفق در صنعت خودرو نادر فقيه‌زاده، متولد 1977 يعني همان 1355 در تهران است. وقتي 9 ساله بود به همراه خانواده‌اش راهي كشور آلمان شد.
 
 
بعد از گرفتن ديپلم به دانشگاه رفت و مدرك فوق ليسانس خود را در رشته طراحي خودرو از دانشگاه فورتزهايم Pforzheim آلمان دريافت كرد. او دوره طراحي صنعتي را در كمپاني مرسدس بنز گذراند و از همان‌جا همكاري خود را با شركت‌هاي بزرگي همچون مرسدس بنز و BMW آغاز كرد. در سال 2001 به گروه طراحان BMW پيوست و كريس بنگل معروف، بزرگ‌ترين طراح تاريخ BMW كسي بود كه نادر فقيه‌زاده را مستقيما به تيم طراحي آن شركت برد. نادر در سال 2001 درجه كارشناس ارشد را در طراحي خودرو از آن خود كرد و از آن پس در مسابقات طراحي خودرو در شركت BMW حضور فعال داشت. او امتياز طراحي چندسري از اتومبيل‌هاي اين كمپاني بزرگ را نيز از آن خود كرده است. طراحي داخلي سري 7 BMW و طراحي بدنه نسل جديد سري 6 همان كمپاني از جمله كارهاي او در اين زمينه است. فقيه‌زاده اكنون يكي از 20 طراح مشهور BMW به حساب مي‌آيد و در كنار طراحان بزرگي همچون Adrian von Hooydonk، Karim habib و... كار مي‌كند.
 
 
راه يافتن نادر به شركت‌هايي همچون بنز و BMW خيلي دور از ذهن نبود. در پايان هر ترم تحصيلي، نمايشگاه‌هايي از كارها و پروژه‌هاي دانشجويان در دانشگاه محل تحصيل او برگزار مي‌شد و مهمانان شناخته شده و صاحبنامي از شركت‌هاي بزرگ خودروسازي آلمان از آن نمايشگاه‌ها ديدن مي‌كردند. دانشجوي ترم چهار فوق‌ليسانس طراحي خودرو بود كه در يكي از همين نمايشگاه‌ها از سوي 2شركت بزرگ BMW و پورشه به همكاري دعوت شد. او به‌دليل علاقه بيشتري كه به طراحي‌هاي BMW داشت اين شركت را انتخاب كرد.
 
 
او هم‌اكنون 2سري طراحي توليد شده در بازار دارد، سري6 و 7 BMW. اگرچه شركت BMW معتقد است طراحان داخلي خودرو نبايد به طراحي بدنه بپردازند و طراحان بايد در يك زمينه متمركز شوند اما نادر توانسته توانايي خود را در هر 2 بخش طراحي داخلي و طراحي بدنه به نمايش بگذارد و اين امتيازي است كه هر طراحي از آن برخوردار نيست.
 
 
طراحان BMW سرمايه‌هاي اين شركت هستند؛ آن‌ها بايد بسيار رازدار باشند و در مورد فعاليت‌هاي بخش طراحي شركت با كسي صحبت نكنند؛ نادر هم بسيار رازدار است و به همين دليل تا‌كنون كمتر از او چيزي خوانده يا شنيده‌ايد. يك دانشجوي طراحي صنعتي وقتي طرح‌هاي جديد BMW را با دقت مشاهده مي‌كرد امضاي شخصي به نام نادر توجه او را به‌خود جلب كرد و نادر فقيه‌زاده از آنجا شناسايي شد.
 
منبع :baharnews
ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در جریان کاوش‌های باستان شناسی در جنوب بازار تهران، اسکلت انسانی متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد کشف شد. محمد اسماعیل اسماعیلی جلودار، سرپرست گروه باستانی شناسی گفت: "این کشف منحصر به فرد سابقه سکونت در محدوده شهری تهران را تا هفت هزارسال به عقب می‌برد."

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، سرپرست گروه باستان شناسی گفته است که آثار به دست آمده، پس از انجام آزمایش‌ها و اقدامات حفاطتی به موزه ملی ایران فرستاده و به نمایش عمومی گذاشته می‌شود.

سیدمحمد بهشتی، رئیس پژوهشکده میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگو با روزنامه شهروند گفت: "آنچه در کاوش‌های باستان‌شناسی در این منطقه از تهران به‌دست آمده، بسیار جالب توجه و مهم است. تا پیش از این قدیمی‌ترین اثری که در تهران به‌دست آمده بود متعلق به‌ هزاره اول پیش از میلاد یعنی سه‌هزار ‌سال پیش بود و این اسکلت، تاریخ تهران را بیش از دو برابر افزایش داده است."

به گفته کارشناسان میراث فرهنگی این کاوش‌ها از زمانی آغاز شد که دختری که اتفاقی در محدوده کارگاه فاضلاب مولوی عبور می‌کرده، متوجه تعدادی سفال در میان خاک‌های فاضلاب می‌شود، او این سفال‌ها را به سازمان میراث فرهنگی می‌برد و پس از آن گروهی از باستان‌شناسان به این محدوده اعزام می‌شوند و در کاوش‌ها به این اسکلت چند‌هزار ساله و مجموعه دیگری از آثار با ارزش تاریخی می‌رسند.

در این کاوش که در خیابان مولوی حدفاصل میدان‌های محمدیه تا قیام انجام شده علاوه بر بقایای این اسکلت که با زانوان خمیده و دستانی که از آرنج به سمت بالا جمع شده، آثار دیگری شامل قطعات فراوان سفال‌های ساده و لعابدار از دوره‌های صفوی و قاجار، مصالح آجری و سنگی و تزیینات کاشی‌کاری، اشیای استخوانی و تکه ظرف‌های شیشه‌ای به دست آمده است.

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

کاخ سفید  اعلام کرد آزیتا راجی، ایرانی-آمریکایی را به عنوان نخستین زن سفیر ایالات متحده در استکهلم نامزد کرده است.

کاخ سفید خانم آزیتا راجی را یک استراتژیست بازرگانی، و یکی از مدیران پیشین بازار بورس نیویورک معرفی کرده که تخصص و تجربه‌‌اش در بازارهای مالی و اقتصاد جهانی، و تفکر استراتژیکش را در بسیاری از وظایف رهبری در بخش خصوصی به‌کار گرفته – از جمله در مشاغلی همچون ریاست هیأت امنا، بنیان‌گذار همراه، و نیز مشاور در شوراهای ملی و کمیته‌های منصوب مانند کمیسیون ریاست جمهوری برای بورسیه‌های کاخ سفید، کالج برنارد در دانشگاه کلمبیا، برنامه‌ سرمایه‌گذاری تجاری اجتماعی در کالج بازرگانی دانشگاه کلمبیا، گالری ملی پرتره‌ها در انستیتوی اسمتسونین، مشارکت ملی برای زنان و خانواده‌ها، و بسیاری از نهادهای دیگر.

در بیانیه کاخ سفید همچنین اشاره شده که خانم راجی در کارزار انتخاباتی آقای اوباما در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱)، معاون رئیس بودجه ملی و رئیس صندوق پیروزی در ایالت‌های مردد بود. وی همچنین از سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) عضو هیأت مشورتی کمیته ملی حزب دموکرات بوده است.

آزیتا راجی کارشناسی معماری و زبان فرانسه، و کارشناسی ارشد بودجه را از دانشگاه کلمبیا در نیویورک اخذ کرده و تحلیلگر معتمد مالی و عضو کمیته برتون وودز است.

خانم راجی متولد تهران است و سال‌های کودکی و نوجوانی را در ایران و کشورهای اروپای غربی گذرانده است. او مدرک دیپلمش را از دبیرستان بین‌المللی لوزان سوئیس دریافت کرد، و در آنجا علاوه بر موفقیت‌های درسی، در رشته‌های اسکی و شطرنج‌ هم رقابت می‌کرد. خانم راجی در ۱۷ سالگی در آمریکا وارد دانشگاه شد. وی در کشورهای خاورمیانه، آمریکای لاتین، اروپای غربی و خاوردور زندگی، تحصیل و کار کرده و علاوه بر فارسی و انگلیسی، به زبان فرانسه هم تسلط دارد.

کاخ سفید می‌گوید خانم راجی آگاهی جهانی و دیدگاه فرهنگی گسترده‌اش را در زندگی و شغلش به‌کار گرفته است. وی اینک با خانواده‌اش ساکن شمال کالیفرنیاست.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

رخدادنگاران بر اين باورند كه «ماركوس‌آنتونيوس» -یکی از سران دومین حکومت سه نفره روم در روم باستان- با آهنگ به چنگ آوردن ايران‌زمين و دست‌نشانده كردن پارتيان، بزرگترين لشكركشي باختر(:غرب) را در برابر ايرانيان رهبري كرده است. اين لشكركشي كه در روز ١٧ امرداد ٢٠٥١ سال پيش-٣٧ پ.م-  آغاز شده است در پايان با شكست روميان از سپاهيان اشكاني به انجام رسيد. 

اُرد بزرگ پادشاه پارت‌ها، پس از نابودي سپاه كراسوس، كردارهاي جنگي و سياسي خود را در آسياي كوچك سوريه و فلسطين دنبال كرد و پيروزي‌هاي با ارزشي به‌دست آورد. فرمانده‌ي سپاهيان اشكاني در اين نبردها در دست «پاكور» فرزند اُرد بود. اما اين شاهزاده‌ي جوان پارتي در برابر سپاهيان رومي شكست خورد و اندوه بزرگي را براي اُرد، شاه بزرگ پارتي به‌جا گذاشت. اُرد در ٢٠٥١ سال پيش-٣٧ پ.م-، پسر ديگرش فرهاد-فرهاد چهارم- را جانشين خود كرد و به سود او از تخت شاهي كناره‌گيري كرد. اما فرهاد به دنبال برادركشي وحشتناكي كه انجام داد از جان پدر سالخورده‌ي خود نيز نگذشت و او را نيز به‌سرنوشت برادران گرفتار كرد. 
بدين‌گونه فرهاد چهارم از همان آغازشاهي تخت و تاج را در خون پدر و برادران آلود. حتا برخي از بزرگان كه هموند(:عضو) مجلس مَهستان بودند يا به‌فرمان شاهنشاه اشكاني كشته شدند يا راه فرار را در پيش گرفتند. يك تن ازبزرگان به نام «مونه‌زوس»‌ كه از دوستان نزديك پاكور بود و گويا تا اندازه‌اي به همين شوند(:سبب) بدگماني فرهاد را برانگيخته بود، به آنتونيوس پناه برد. آنتونيوس هم جانبداري از او را بهانه كرد و به دنبال پيوند و ياري پادشاه ارمنستان، درصدد برآمد از ناخرسندي مردم سود جويد و با بركناري يا كشتن فرهاد، سرزمين پارت را به‌گمان خويش دست نشانده‌ي روم سازد. ماركوس‌ آنتونيوس سرانجام با سپاه بسيار بزرگي كه به گفته‌ي پلوتارك آسيا را به لرزه مي‌آورد و حتا خبرهاي آن هندي‌هاي آن‌ سوي باختر را مي‌ترساند راهي جنگ با پارت شد.

وي از راه ميان‌رودان به ايران نتاخت تا دچار سرنوشت «كراسوس» در جنگ حران شود بلكه راه ارمنستان و آذربايجان را در پيش گرفت تا از سواره‌نظام اشكاني و خدنگ(:تير) سربازان پارتي كمتر آسيب ببيند. پيشرفت او در آغاز برق‌آسا بود و به زودي مادِ آذربايجان را از سپاه اشغالگر خويش پر كرد. اما رويارويي با لشكر پارت و به‌ويژه شيوه‌ي جنگ و گريز آن‌ها، كشتار بسياري را به سپاه روم وارد آورد.  افزون برآن فرا رسيدن زمستان در كنار نبود خوراك براي لشكر انبوه روم دشواري‌هاي بسياري ايجاد كرد.

سردار عاشق پيشه‌ي رومي كه مي‌خواست زمستانش را در خاك مصر و در كنار «كلئوپاترا»–ملكه‌ي مصر- بگذارند با شتاب، حتا بي‌آنكه توانسته باشد درفش‌هاي رومي و مردان دربندي را كه پارت‌ها از لشكر كراسوس به‌دست آورده بودند از آن‌ها پس بگيرد، راه عقب‌نشيني را در پيش گرفت. اين در حالي بود كه در راه بازگشت از جنگ و گريز دسته‌هاي سپاه فرهاد چهارم آسيب‌هاي بسيار ديد. افزون‌بر اين با وجود كوشش او در در نگه‌داري يك‌پارچگي سپاه، از بروز اسهال خوني و نوعي بيماري رواني واگيرداري كه ميان اردوي او گسترش يافت جايي براي آرامش و يك‌پارچگي در سپاه او نماند. بدين‌گونه آنتونيوس پس از دادن تلفات سنگين، كه نزديك به ٢٥٠٠٠ تن از سپاه ١١٠٠٠٠ نفري او را از ميان رفت، از راه ارمنستان به سوريه بازگشت و در فنيقيه، در مكاني ميان صيدا و بيروت، كلئوپاتراي زيبا را در كنار خويش يافت. از اين شكست روم كه ماركوس آنتونيوس نمي‌خواست آن را شكست بداند، چنان دست‌آوردهايِ جنگي(: غنيمت) هنگفتي به ايرانيان رسيد كه در تقسيم آن فرمانرواي آذربايجان از بهره‌‌اي كه فرهاد به او داد ناخرسند شد و بي‌آنكه ابروي خويش را خم كند از شاه رنجيد. اين آزردگي، فرمانرواي آذربايجان را واداشت تا سوداي جنگ با پارت را دوباره در آنتونيوس برانگيزد.

آنتونيوس نيز براي جبران شكست گذشته‌ي خويش –كه خودش آن را شكست نمي‌خواند- به پشت‌گرمي فرمانرواي آذربايجان، در ٢٠٤٨ سال پيش-٣٧ پ.م-  آهنگ لشكركشي ديگري به ايران  كرد. اين لشكركشي دوم به‌زيان استقلال ارمنستان انجاميد. اما اينكه پادشاه آن-«ارته‌وزد»- به‌دست آنتونيوس و بيش‌تر از روي نيرنگ، به دام افتاد و دربند شد، براي فرهاد مايه‌ي خرسندي نيز شد. افزون‌براين، آنتونيوس كه همزمان با اين لشكركشي درگير مبارزه با قيصر «اوكتاويوس» بود ناگزير به بازگشت به آسياي كوچك شد و دوباره رخداد‌هاي سه سال پيش در لشكركشي نخستش دامن او را گرفت. سربازان پارتي بلايي بر سر سپاهيان رومي آوردند كه حتا آنتونيوس بارها در راه بازگشت به حالِ سربازانش گريست. از آن گذشته اين كردار آنتونيوس در لشكرشي دومش به ايران، شوندي شد بر آن‌كه فرمانرواي آذربايجان از خشم و كين فرهاد در امان نماند و ارمنستان نيز دوباره هم‌پيمان پارت شود. «آرتاشس» پادشاه تازه به تخت نشسته‌ي آن كه گويا از سوي اشكانيان در برابر روم نيرومند و برانگيخته(:تحريك) مي‌شد در آن‌جا همچون قهرمان ملي شناخته شد. بدين‌گونه، فرهاد چهارم از دو لشكركشي ماركوس آنتونيوس، كه بزرگان پارتي او را در برابر وي برانگيخته(:تحريك) بودند آسيب زيادي نديد و با اين پيروزي برگ زرين ديگري را پس از نبرد «حَران» و شكست كراسوس به تاريخ پارت‌ها افزود. رومي‌ها از اين رخداد درس بزرگي گرفتند، مزه‌ي شكست از سپاهيان فرهاد چنان تلخ در جان آن‌ها نشست كه هرگز آن را فراموش نكردند و تا پايان دوران زمام‌داريشان هرگز چنين لشكر بزرگي را به سرزمين‌هاي خاوري و آسيا نياوردند. 

امرداد نیوز

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

رامين گلستانيان، دانشمند ايرانی موفق به دريافت جايزه ۲۰۱۴ هول‌وک در رشته فيزيک شد. آقای گلستانيان که در حال حاضر در دانشگاه آکسفورد است، کارشناسی فيزيک را در دانشگاه صنعتی شريف و کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشگاه تحصيلات تکميلی زنجان به پايان برده است.

جايزه موسوم به هول‌وک «Helweck» با تلفظ انگليسی و الوک با تلفظ فرانسه، به ياد فيزيکدان فرانسوی «برنار الوک» نامگذاری شده و از سال ۱۹۴۵ به صورت مشترک توسط انجمن‌های فيزيک فرانسه و بريتانيا به فيزيکدانانی که طی ۱۰ سال به طور مداوم کار و تحقيقی برجسته در حوزه فيزيک انجام داده باشند، اهدا می‌شود.

فرنارد الوک که اين جايزه به اسم او نامگذاری شده، مدير آزمايشگاه کوری بود که در زمان اشغال فرانسه توسط آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شکنجه و کشته شد.

اين جايزه به دليل فعاليت‌های آقای گلستانيان در زمينه مواد نرم فعال و به خصوص شناگران ميکروسکوپی و ذرات کولوييدی فعال به وی اهدا می‌شود. مراسم رسمی اعطای جايزه قرار است روز پنجم شهريورماه برگزار شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

دوبی، سرزمین مدرن و پیشرفته آن سوی آب‌های خلیج فارس که حاکمانش تا دو سه سال پیش برای جذب سرمایه‌گذار و گردشگر ایرانی از هیچ تلاشی مضایقه نمی‌کردند، ‌مدتی است به منبع اخبار ناخوش برای ایرانیان ‌تبدیل شده است؛ از ادعاها و زیاده‌خواهی‌هایی که حاکمان آن دیار درباره جزایر ایرانی مطرح می‌کنند تا آزار و اذیت گردشگرانی که با هزینه‌های سنگین از ایران راهی آنجا می‌شوند.

به گزارش «تابناک»، در روزهای گذشته، اخباری از شیخ‌نشین دوبی مخابره شد که حکایت از آن داشت که جذابیت‌های مصنوعی این شهر داغ ساحلی برای ایرانیان، جایش را به نا‌امنی داده و بی‌دلیل نیست که هر ساله از حجم ایرانیانی که برای تفریح به آنجا سفر می‌کنند، کاسته شده است. 

بنا بر‌ این اخبار، اواخر هفته گذشته، دو گردشگر زن ایرانی در ساحل جمیره، یکی از سواحل معروف دوبی مورد تهدید و تجاوز سه مردی که خود را پلیس معرفی کرده بودند، قرار گرفته‌ و ‌‌پس از پنج ساعت پول‌هایشان نیز دزدیده ‌و‌‌ رها شدند؛ رخدادی تلخ که با توجه به شهرت محل وقوع رویداد، حکایت از نا‌امنی شدید دوبی برای گردشگران دارد. 

به گزارش ایسنا، در سال ۲۰۱۳ شمار گردشگران ایرانی که به دوبی سفر کردند، ۱۴.‌۱ درصد کاهش داشت و به عدد ۲۷۸ هزار تن در کل سال رسید که معنای آن، رقم خوردن بزرگ‌ترین کاهش سالانه‌ گردشگر در دوبی به دست ایرانیان بود؛ کاهشی که اگر در مقام قیاس آن با گردشگران ایرانی وارد شده به دوبی در سال ۲۰۱۱ برآییم، بسیار چشمگیر است. 

در آن سال، ایرانیان با ثبت عدد ۴۷۷ هزار مسافر ورودی به دوبی، رتبه چهارم را در زمینه صدور گردشگر به دوبی داشتند که در قیاس با امروز، تقریبا به نصف کاهش یافته است. اتفاقی که نقش بحران اقتصادی و سقوط ارزش پول کشورمان در آن بسیار چشمگیر است؛ اما جدای آن، نحوه برخود بد اماراتی‌ها با گردشگران ایرانی و کاهش امنیت این شهر کشور هم در آن سهم بسزایی دارد، تا جایی که می‌بینیم نرخ سفر گردشگران ایرانی به دیگر مقصدهای رایج گردشگری جهان تا این اندازه کاهش نشان نمی‌دهد.این در حالی است که طی سال‌های گذشته، توسعه برخی مناطق گردشگری در دوبی، گسترش شدید خطوط هوایی این کشور و عواملی از این دست، علی القاعده باید به افزایش تمایل گردشگران در سفر به این خطه همراه شود که برای ایرانیان این گونه نبوده است. 

بدین ترتیب، می‌شود حدس زد که وقوع حوادثی نظیر آنچه برای دو گردشگر ایرانی در هفته گذشته رخ داده، تا چه اندازه در تغییر ذائقه گردشگران ایرانی نقش داشته است؛ آنجا که چند تن پس از مصرف مواد مخدر، راهی ساحل جمیره شده و دو گردشگر ایرانی را می‌ربایند و بی‌مقصد خاصی، با خودرویی که حامل دو زن دزدیده شده است، با خیال آسوده در آن اطراف گشت می‌زنند و نگرانی از دستگیر شدن ندارند! 

اوج نا‌امنی هنگامی قابل درک می‌شود که بدانیم جیغ و فریاد زنان ربوده شده در نیمه‌های شب به گوش ‌کسی نمی‌رسد تا مردان روبند زده به راحتی نیت شوم خود را عملی کنند و از تهدید گردشگران آزار دیده برای مراجعه نکردن ایشان به پلیس هم ابایی نداشته باشند؛ جالب‌تر اینکه مردان جوان اماراتی بر خلاف آنچه در تصویر‌سازی از ایشان اعلام می‌شود، از دزدیدن اموال و پول زنان آزار دیده هم صرف‌نظر نمی‌کنند تا ثابت شود که خوبی‌های این دیار، سراب‌‌ است و بس. 

اگر به این موارد شوم، لغو اقامت و اخراج برخی هموطنانمان در چند سال اخیر، انسداد سرمایه ایرانیان به دلایل واهی همچون تحریم، برخورد بد پلیس در اماکنی مانند فرودگاه با ایرانیان و اقدامات عجیب و غریب دیگر را به آن بیفزاییم‌ و به یاد آوریم که پس از همه رخدادهای ‌ریز و درشت روی داده، واکنش درخوری از سوی مقامات ایرانی نشان داده نشد، درخواهیم یافت چرا زشتی‌های این خلیفه‌نشین برای گردشگران ایرانی به ‌دست‌درازی هم رسیده است. 

اینجاست که جا دارد، منتظر واکنش رسمی مسئولان کشورمان به این دست اتفاقات باشیم و در کنار آن از هموطنانی که قصد سفر به دیار برج‌های سر به فلک کشیده و ماشین‌های گران قیمت تولید شده در غرب را دارند، بخواهیم پیش از سفر به این دیار، تصور خود را از این دیار تغییر داده و آن گونه نپندارند که هیچ خطری در آنجا در کمینشان نیست!

 

واقعا تا کی می خواهیم پولهای ایرانی خود را صرف آبادی کشور های عربی اطرافمان کنیم ؟

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

زیگرید لطفی، مترجم آثار ادبیات معاصر فارسی به زبان آلمانی در نهم شهریور در تهران درگذشت.

خانم زیگرید لطفی، زاده آلمان و دارای درجه دکترا در رشته زبان و ادبیات از دانشگاه گوتینگن آلمان بود.

او پس از ازدواج با محمدحسن لطفی، مترجم سرشناس آثار افلاطون و فلوطین، در شصت سال گذشته در ایران زندگی می‌کرد.

پس از درگذشت محمدحسن لطفی در سال ۱۳۷۸، خانم لطفی همچنان در ایران ماند.

یکی از نخستین ترجمه‌های او داستان "به کی سلام کنم؟" نوشته سیمین دانشور بود که در مجموعه داستان‌های کوتاه فارسی با عنوان "در نفس اژدها" (Im Atem des Drachen) در سال ۱۹۸۱ منتشر شد.

در همین مجموعه، داستانی نیز از کتاب "در این ولایت" علی‌اشرف درویشیان با ترجمه زیگرید لطفی منتشر شده است.

در سال ۱۹۹۷ میلادی انتشارات بِک آلمان مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه صادق هدایت را با عنوان "آفتاب‌پرست" به زبان آلمانی منتشر کرد که مترجم چهار داستان از آن زیگرید لطفی بود؛ از آن جمله داستان‌های "سگ ولگرد" و "تاریکخانه".

با این همه خانم لطفی به عنوان مترجم در ایران چندان شناخته شده نبود؛ تا آن که با ترجمه رُمان "جای خالی سلوچ" نوشته محمود دولت‌آبادی به زبان آلمانی منتشر شد.

انتشار این کتاب در سال ۱۹۹۱ میلادی در کشورهای آلمانی زبان، نام او را در کنار نویسنده کتاب در میان علاقه‌مندان با ادبیات فارسی مطرح کرد.

زیگرید لطفی چند سال پس از آن، متن کوتاه شده رُمان "کلیدر" دولت‌آبادی را نیز به زبان آلمانی ترجمه کرد که در سال ۱۹۹۷ میلادی در یک جلد منتشر شد.

آقای دولت‌آبادی در گفت‌وگویی با خبرگزاری دانشجویان ایران ضمن درگذشت خانم لطفی گفت: "زیگرید لطفی اولین کسی بود که کارهای مهم مرا به آلمانی برگرداند. قبل از او دکتر رهنما ترجمه کارهای کوچک را آغاز کرده بود و پیش از او بزرگ علوی."

او افزود: زیگرید لطفی آن‌قدر به رمان کلیدر علاقه داشت که می‌گفت می‌دانم عمرم کفاف نمی‌دهد همه کتاب را ترجمه کنم. به ناشر گفته بود بگذار مجلد آخر را ترجمه کنم، ولی ناشر گفته بود سه مجلد دیگر چه می‌شود؟ دوست داشتم می‌توانست مجلد آخر (جلد ۹ و ۱۰) را ترجمه کند، ولی متأسفانه این اتفاق نیفتاد و از دنیا رفت."

زیگرید لطفی در معرفی ادبیات داستانی معاصر ایران در کشورهای آلمانی‌زبان نقشی مهم داشت. ترجمه‌های او از دو رُمانِ "جای خالی سلوچ" و "کلیدر" محمود دولت‌آبادی به زبان آلمانی، سرآغاز و راهگشای انتشار آثار دیگری از ادبیات معاصر فارسی در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی بود.

ترجمه رمان همسایه‌ها نوشته احمد محمود و چند داستان کوتاه از زویا پیرزاد به زبان آلمانی از دیگر کارهای او بود. 

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

«جواهرات پارسی»، عنوانی است که در وبسایت قطار عقاب طلایی دانوب برای سفر به ایران برگزیده شده است. این قطار با ۱۳ واگن مجلل با روکش‌های چوبی، به سبک قطارهای دهه ۵۰ میلادی طراحی شده است.

ایران این روزها نسبت به گردشگران غربی پذیراتر است، همین باعث شد که ما هم به فکر برنامه‌ریزی بیفتیم.»

این جمله مارچلا بکه، مدیر فروش شرکت نوستالوژیا، است که قرار است یک قطار مسافربری دولوکس اروپایی را از مجارستان به ایران بفرستد.  شرکت او که زیرمجموعه راه آهن دولتی مجارستان است، تصمیم گرفته است اولین سفر این قطار خصوصی با خدمات ۵ ستاره را ۲۵ مهر ماه امسال از بوداپست آغاز کند.قطار «عقاب طلایی دانوب»، پس از گذشتن از رومانی، بلغارستان و ترکیه، با حدود ۷۰ گردشگر به ایران وارد می‌شود و به زنجان می‌رسد.

«جواهرات پارسی»، عنوانی است که در وبسایت قطار عقاب طلایی دانوب برای سفر به ایران برگزیده شده است. این قطار با ۱۳ واگن مجلل با روکش‌های چوبی، به سبک قطارهای دهه ۵۰ میلادی طراحی شده است.

بلیت قطار بین ۱۰ هزار تا ۲۳ هزار دلار به فروش رفته است و شرکت برگزار کننده به علاقمندان اعلام کرده که بلیت‌های ۲۰۱۴ تمام شده است. اما علاقمندان نگران نباشند چون ۵ سفر هم برای سال ۲۰۱۵  برنامه‌ریزی شده است.

مسافران این قطار که بیشتر انگلیسی و استرالیایی هستند، پس از زنجان عازم یزد شده و از آنجا به اصفهان و شیراز می‌روند تا آنگونه که در وبسایت قطار عقاب طلایی دانوب آمده، از حافظیه، مجموعه وکیل و پرسپولیس، مهمترین سایت باستانی ایران، بازدید کنند.

در این سفر، مهمانداران با ورود به ایران، پذیرایی با مشروبات الکلی را متوقف کرده و فقط نوشابه‌های غیرالکلی سرو خواهند کرد.

قطار عقاب طلایی دانوب، در مسیر بازگشت، مسافران خود را پس از دو هفته سرانجام در تهران پیاده می‌کند تا با هواپیما به کشورهای خود بازگردند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

رامین گلستانیان، فیزیک‌دان ایرانی و استاد دانشگاه آکسفورد، برنده نشان "هول‌وک" از انجمن‌های فیزیک بریتانیا و فرانسه شد. این یکی از مدال‌های معتبر جهانی در این رشته است.

نشان Holweck، از جوایز عمده جهانی در رشته فیزیک است که هر سال در انتخاب مشترک انجمن فیزیک بریتانیا و انجمن فیزیک فرانسه به یک فیزیک‌دان می‌رسد.

این نشان که جایزه نقدی هم به همراه دارد، یکی از چهار مدالی است که این دو انجمن به فیزیک‌دانان می‌دهند و به طور چرخشی به پژوهشگرانی داده می‌شود که در بریتانیا و فرانسه مستقر هستند.

طبق اعلام انجمن‌های فیزیک بریتانیا و فرانسه، این نشان به دلیل "نقش پیش‌تاز رامین گلستانیان در زمینه مواد نرم فعال و به خصوص شناگران میکروسکوپی و ذرات کولوییدی فعال" به او می‌رسد.

به نوشته وبسایت انجمن فیزیک ایران، آقای گلستانیان کارشناسی فیزیک را در دانشگاه صنعتی شریف خوانده و سپس برای کارشناسی ارشد و دکتری، در دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان ادامه داده است.

او پس از آن مدتی در هیات علمی همان دانشگاه بوده است.

این فیزیک‌دان در حال حاضر استاد فیزیک دانشگاه آکسفورد است.

این جایزه به یادبود "فرناند هول‌وک"، فیزیک‌دانی که در زمان اشغال فرانسه توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم در دست گشتاپو شکنجه و کشته شد، به اسم او نام‌گذاری شده است.

جایزه و نشان رامین گلستانیان هفته آینده روز چهارشنبه ۲۷ اوت در مراسمی در فرانسه به او داده می‌شود.

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در قرن سوم هجری پس از حمله اعراب به ایران، نیاکان پارسیان امروز هند به دلیل آزار و اذیت مذهبی از سوی مسلمانان به هند کوچ کردند. جمعیت پارسیان هند حدود صدهزار نفر برآورد می‌شود. بسیاری از آنان هرگز ایران را ندیده‌اند.جامعه پارسیان زرتشتی در هند، که نیاکانشان صدها سال پیش از ایران به هند کوچ کردند، هنوز آئین‌ها و باورهای خود را پاس می‌دارند. در قرن سوم هجری پس از حمله اعراب مسلمان به ایران، نیاکان پارسیان امروز هند به دلیل آزار و اذیت مذهبی از سوی مسلمانان به هند کوچ کردند. جمعیت پارسیان هند در حال حاضر حدود صدهزار نفر برآورد می‌شود و اکثر آن‌ها در شهر بمبئی زندگی می‌کنند.

با گذشت حدود ۱۲۰۰ سال از کوچ پارسیان به‌ هند، نوادگان آن‌ها بسیاری از سنن ایرانی را حفظ کرده‌اند.بسیاری از این پارسیان هرگز ایران را ندیده‌اند.در کتاب "قصه سنجان" به زبان بهمن پسر کیقباد که از جمله معدود نوشته‌های بازمانده از ادبیات پراکنده و اندک زرتشتیان به زبان پارسی است، نیاکان پارسیان هند سفر مخاطره‌آمیزی از ایران به هند داشته‌اند. قصه تلخ و دردناک کوچ بخشی از ایرانیان زرتشتی به هند، نسل به نسل و سینه به سینه روایت شده تا سرانجام مردی از نسل آن مهاجران، این روایت شفاهی را به نظم درآورده است.بهمن کیقباد حدود سال ۱۶۰۰ میلادی منظومه "قصه سنجان" را نوشته است. او در این منظومه تاکید کرده روایت کوچ پارسیان زرتشتی از ایران به هند که سینه به سینه منتقل شده را از موبدان مورد اطمینان شنیده و به نظم درآورده است.

او همچنین نوشته که در این روایت دردناک از هر صد تنها یکی را نوشته و اصل روایت مفصل‌تر است.این گروه از پارسیان زرتشیتی پس از شکست ساسانیان از مسلمانان از ترس مسلمانان ابتدا به کوه‌های خراسان پناه بردند و حدود ۱۰۰ سال در این کوه‌ها زندگی کردند. آن‌گاه به سوی جزیره هرمز روانه شدند. در "قصه سنجان" آمده: مقام و جای و باغ و کاخ و ایوان / همه بگذاشتند از بهر دینشان / به کوهستان همی ماندند صد سال/ چو ایشان را بدین‌گونه شده حال / ابا دستور و بهدین یگانه / بسوی شهر هرمز شد روانه.پارسیان زرتشتی که نمی‌خواستند مورد اذیت و آزار مسلمانان قرار بگیرند، چند سالی هم در جزیره هرمز باقی ماندند (حدود ۱۵ سال) تا این‌که پای مسلمانان به جزیره هرمز هم باز شد. وقتی اوضاع را ناگزار دیدند، با صلاحدید بزرگان قوم خویش روانه هندوستان شدند. در "قصه سنجان" آمده: زن و فرزند در کشتی نشاندند / به‌سوی هند کشتی تیز راندندآن‌طور که در کتاب "قصه سنجان" آمده کشتی در دریا دچار طوفان می‌شود. پارسیان زرتشتی در کشتی طوفان‌زده، آتش بر می‌افروزند، گرد آتش جمع می‌شوند و برای رهایی از این مصیبت "دست به دعا" می‌برند.

 

به هر تقدیر دریا آرام می‌گیرد و پارسیان زرتشی کشتی را به سوی گجرات هند می‌رانند.پارسیان پس از رسیدن به گجرات از "جادی رانه" حاکم گجرات "پناه" می‌جویند. حاکم گجرات با چند شرط به آن‌ها اجازه اقامت می‌دهد، از جمله این‌که جنگ‌افزارهایشان را از خود دور کنند و خلع سلاح شوند. پارسیان شرایط حاکم گجرات را می‌پذیرند.حاکم گجرات قطعه زمینی در دشتی وسیع به پارسیان می‌دهد تا بتوانند در آن بنایی فراهم کنند و آتش بهرام را در آن روشن نگهدارند. پارسیان این دشت وسیع و سرسبز را آباد می‌کنند و آن را به یاد سرزمین خود در ایران "سنجان" نام می‌نهند.پارسیان هند تا قرن‌ها پس از مهاجرت به هند از طریق نامه ارتباط خود با موبدان زرتشتی در ایران را حفظ کردند.

پروفسور جکسون شرق‌شناس آمریکایی درباره کوچ پارسیان از ایران به هند می‌نویسد: «در سال ۷۱۶ میلادی یعنی ۶۵ سال پس از کشته شدن یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، وارد سنجان هندوستان شدند.»در "قصه سنجان" آمده: تو ای آب و ای باد و ای کوه و خاک / زما گوی بدرود بر مام پاک / بگو نام نیک تو پاینده باد/ دل ما زمهر تو تابنده باد/ مرنج ار ز تو روی برتافتیم / سوی کشور هند بشتافتیم / سپاس و درود تو داریم پاس / ترا نیک خواهیم و هوده شناس/ بیاد تو یک شعله روشن کنیم / بنام تو یک گوشه گلشن کنیم.زرتشتیان حدود ۴۵ آتشکده‌ی بزرگ و مهم در سراسر هند ساخته‌اند. آن‌ها در هند به نیکوکاری و پاکیزگی شهره‌اند.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

سیمین بهبهانی شاعر و غزلسرای نامی ایران در سن ۸۸ سالگی بامداد روز سه شنبه ۲۸ مردادماه در بیمارستانی در تهران درگذشت. این شاعر نامدار از چندی پیش در بیمارستان بستری و به اغما رفته بود.

سیمین بهبهانی روز ۲۸ تیر ماه ۱۳۰۶ در تهران به دنیا آمد. پدرش عباس خلیلی مدیر روزنامه اقدام بود. مادرش فخر عظما ارغون شاعر و سردبیر روزنامه آینده ایران بود. سیمین در سال ۱۳۲۵ با حسن بهبهانی ازدواج کرد و با آنکه در سال ۱۳۴۹ از او جداشد، اما نام خانوادگی بهبهانی را از همسر اول برای خود نگاه داشت. سیمین در دانشکده حقوق  دانشگاه تهران تحصیل کرد و به مدت ۳۰ سال از ۱۳۳۰ تا ۱۳۶۰ در آموزش و پرورش به شغل دبیری اشتغال داشت.

درسال ۱۳۴۸ عضو شورا ی شعر و موسیقی شد و از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود. سیمین به پاس فعالیت هایش شهرت جهانی یافت و جوایز لیلیان هیلمن- داشیل هامت و نیز نشان کارل فون اوسی یتسکی آلمان را در سال ۱۳۷۸ دریافت کرد.

سیمین بهبهانی علاوه بر عمری پربار در شعر و شاعری و ۲۰ مجموعه شعر که نخستین آنها در سال ۱۳۳۰ و تازه ترین آنها در سال ۱۳۹۰ انتشار یافت . غزل های سیمین بیشتر مورد استقبال خوانندگان سرشناس و ملی ایران قرار گرفته و شعر «دوباره می سازمت وطن» او از اشعار کلاسیک زبان فارسی است.

نخستین شعرهای سیمین که در ۱۴ سالگی سروده بود در روزنامه نوبهار به مدیریت ملک الشعراء بهار به چاپ رسید و «سه تار شکسته» نخستین مجموعه شعر سیمین در سال ۱۳۳۰ انتشار یافت. بیش از ۳۰۰ ترانه سروده شده توسط سیمین از سوی خوانندگان سرشناس و آهنگسازان مشهور در رادیو ایران اجرا شده است. مجموعه شعرهای «جای پا»، «چلچراغ»، «مرمر»، «رستاخیز»، «دشت ارژن»، «یک دریچه آزادی»، و «خطی زسرعت و آتش» همگی در ایران انتشار یافته است. «مجموعه اشعار سیمین بهبهانی» آخرین اثر سیمین بهبهانی درسال ۱۳۹۰ از سوی نشر نگاه منتشر شده است.

شجریان خواننده سرشناس  غزل «چرا رفتی» سیمین را به تازگی اجرا کرده است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مهاجرت نخبگان این مرز و بوم آماری تکان دهنده دارد.نمی دانم واقعا هزینه ها و خسارات مالی این گونه از دست دادن این ذخایر ارزشمند از سوی کدام سازمان یا نهاد ایرانی محاسبه اندازه گیری و مورد مطالعه قرار می گیرد .ما تا کنون با کدامین نمودار مقایسه ای در مورد کاهش یا افزایش نرخ مهاجرت ایرانیان در طول این سالها برخورد کرده ایم؟آیا دلایل آن مورد بررسی قرار گرفته است؟این نخبگان شاید از صدها معدن و ذخایر ملی کشور ارزشمندترند.آنها کسانی هستند که می توانند نسل آینده ایران را متحول کنند .آنها ذخایر ژنتیکی هوش و استعداد فوق العاده ایرانیند که ما به سادگی از کنار آنها می گذریم .مطمئن هستم که حتی یک نفر آنان ارزشی ده ها برابر منابع ما دارد .آنها سازندگان دانش و فرهنگ ما می توانند باشند همانطور که اکنون جوانان سایر کشور ها از استعداد آنها در دانشگاه هایشان بهره مند می شوند .چند درصد مردم از چنین هوشی بهره برده اند که ما براحتی و دو دستی آنان را تقدیم بیگانگان می کنیم.این درد را چگونه باید حل کرد؟البته نیازی به آمار نیست در همین بخش فقط با مروری به فرهیختگان ایرانی که در خارج به سر می برند و من هر از چند گاهی بعد از غرور آفرینی و جهانی شدن آنان از طریق سایتهای خارجی با آنها آشنا می شوم و مطالب مرتبط و تصاویر آنان را در این تارنما(بخش ایران زمین و شخصیتهای به یاد ماندنی) قرار می دهم ،می تواند به خیل دانشمندان و نخبگان ایرانی موجود در خارج کشور پی برد.درست است که این افتخار است که ما تعداد زیادی استاد دانشگاه ، هنرمند و در کل فرهیخته در سراسر جهان داریم ولی چرا قادر به نگهداری آنها در کشور مادریشان نیستیم؟

جندی شاپور البرز.پیمان کیان

محل کار و فعالیت برخی مدال آوران ریاضی ایرانی (برندگان مدال های المپیادریاضی از سال 71 تا 85)

 منبع جدول ذیل :بی بی سی نیوز 

کسری رفیعی

استاد گروه ریاض دانشگاه اوکلاهاما در آمریکا

رامین تکلوبیغش فارغ التحصیل دانشگاه جان هاپکینز آمریکا و استاد دانشگاه پرینستون
محمد مهدیان دکترا مهندسی ریاضی از دانشگاه ماساچوست آمریکا
افشین عبداللهی دکترای مهندسی برق از دانشگاه کالیفرنیا آمریکا و دستیار ساخت کامپیوتر پیشرفته در این دانشگاه
مریم میرزاخانی ریاضیدان و استاد دانشگاه استنفورد آمریکا
رویا بهشتی زواره استاد دانشگاه تکنولوژی ماساچوست آمریکا و استاد ریاضی دانشگاه واشنگتن
محمد جواهری استاد ریاضیدان دانشگاه ترینیتی هارتفورد آمریکا
کیوان مالحی استاد ریاضی دانشگاه آمریکایی و آلمانی ژاکوب برمن
ایمان افتخاری استاد علوم ریاضی دانشگاه هاروارد آمریکا
علیرضا صالحی‌گل‌سفیدی استاد علوم ریاضی دانشگاه کالیفرنیا در آمریکا
هادی سلماسیان استاد علوم ریاضی و آمار دانشگاه اوتاوای آمریکا
محسن بهرام‌گیری دکترای علوم ریاضی دانشگاه ماساچوست آمریکا
محسن بیاتی فوق دکترای فناوری اطلاعات از دانشگاه استنفورد و عضو تیم تحقیقاتی شرکت مایکروسافت
امید امینی پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه بزرگترین مرکز علمی - پژوهشی فرانسه
شاهد حاجی‌علی‌احمد دکترای علوم ریاضی در دانشگاه میشیگان آمریکا و عضو گروه تحقیقاتی شرکت مایکروسافت
جواد لوایی‌یانسی دکترای مکانیک از دانشگاه فناوری کالیفرنیا و برنده جایزه بهترین پایان‌نامه سال دانشگاهی آمریکا
علی شوریده استادیار اقتصاد دانشگاه نیویورک
مازیار میررحیمی دکترای ریاضی و مهندسی کنترل از دانشگاه پاریس فرانسه
ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مریم میرزاخانی ریاضیدان ایرانی – آمریکایی و استاد ریاضی دانشگاه استنفورد اولین زنی است که نشان معتبر فیلدز را دریافت می کند. نشان فیلدز را «جایزه نوبل ریاضیات» می دانند. نشان فیلدز برای قدردانی از کمک خانم میرزاخانی به درک قرینگی سطوح منحنی به وی اعطا شد.

نشان فیلدز سال ۲۰۱۴ به مریم میرزاخانی، استاد ریاضیات دانشگاه استنفورد تعلق گرفت. از سال ۱۳۱۵ که جایزه باپرستیژ فیلدز برای قدردانی از ریاضیدانان درنظرگرفته شد، این اولین بار است که یک زن جایزه را از آن خود می کند.

خانم میرزاخانی درباره دریافت جایزه گفت: «این افتخاری بزرگ برای من است. خوشحال می شوم اگر این جایزه مشوقی باشد برای دانشمندان و ریاضیدانان زن جوان. اطمینان دارم که زنان بسیاری در سال های آینده این جایزه را از آن خود خواهند کرد.»

نشان فیلد که عنوان رسمی آن «مدال بین المللی برای کشفیات برجسته در ریاضی» است، روز چهارشنبه ۲۲ مرداد در کنگره اتحادیه بین المللی ریاضیات به مریم میرزاخانی داده می شود. میزبان مراسم امسال، شهر سئول کره جنوبی است. خانم میرزاخانی بعد از پاول کوهن، دومین استاد دانشگاه استنفورد است که نشان فیلد را دریافت می کند. پاول کوهن در سال ۱۳۴۵ این جایزه را از آن خود کرد.

تحقیقات خانم میرزاخانی در زمینه هندسه و سیستم های دینامیک، به ویژه کمک او به درک بهتر قرینگی سطوح منحنی همچون کره، سطح دونات و اجسام هذلولی جایزه امسال را نصیب او کرد. هرچند کارهای خانم میرزاخانی «ریاضیات محض» عمدتاً تئوری است، در فیزیک و تئوری کوآنتوم هم کاربرد دارد.

جان هنسی، رئیس دانشگاه استنفورد از سوی دانشگاه این پیروزی را به مریم میرزاخانی تبریک گفت و اظهار داشت:

«دستآوردهای علمی مریم مایه مباهات ما و دپارتمان ریاضی دانشگاه است. امیدواریم این جایزه الهامبخش ریاضیدانان بسیاری باشد.»

مریم میرزاخانی در تهران زاده و بزرگ شده است. کوچکتر که بود، رویای نویسنده شدن را در سر داشت. اما در دوران دبیرستان اشتیاق به حل مسائل ریاضی اثبات قضیه های ریاضی و هندسه نظرش را عوض کرد.

دنیای ریاضیات هنگامی با نام مریم میرزاخانی آشنا شد که او در سال های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ دوبار پیاپی در المپیک بین المللی ریاضی مدال طلا را ربود. او در مسابقه سال ۱۳۷۴ نمره کامل را کسب کرد.  خانم میرزاخانی در سال ۱۳۷۸ مدرک کارشناسی ریاضیات را از دانشگاه صنعتی شریف کسب کرد و سپس به دانشگاه هاروارد رفت و تحت راهنمایی استاد کرتیس مک مولن – که خود از برندگان نشان فیلد بود – دکترای ریاضی اش را گرفت.

خانم میرزاخانی سپس سال ها در زمینه های مختلف ریاضی پژوهش کرد، تا این که در سال ۱۳۸۷ به سمت استادی ریاضیات در دانشگاه استنفورد رسید. وی با همسر و دختر سه ساله اش زندگی می کند.

نشان فیلدز به ابتکار ریاضی ‌دان کانادایی جان چارلز فیلد پاگرفت. این جایزه‌ هر چهار سال یکبار در جریان کنگره اتحادیه جهانی ریاضیات به ریاضیدانان زیر چهل سال اعطا می شود که کار ارزنده‌ای در زمینه ریاضیات انجام داده باشند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

 پایگاه اینترنتی "اقتصاد نیوز" از ایده ساده‌ای پرده برداشته که دردسر پهن و جمع کردن چادر را هم از راننده می‌گیرد. این وبسایت، شخصی را توصیف می‌کند که با یک خط موبایل و یک صندلی کنار خیابان نشسته و کارش پوشاندن پلاک خودروهایی است که مجوز ورود به طرح را ندارند.

 

البته این "پوشش" نه با پارچه و دستمال، بلکه به کمک موتورسوارهایی انجام می‌گیرد که پشت خودرو طوری حرکت می‌کنند که پلاک برای دوربین‌ها قابل تشخیص نباشد.

به نوشته "اقتصاد نیوز" این کار تنها ۲۰ ثانیه وقت موتورسوار را می‌گیرد و برای صاحب خودرو پنج هزار تومان آب می‌خورد.

از قرار معلوم مشتری آنقدر زیاد است که "روزی یک میلیون تومان کاسب هستند. هر موتوری ۱۵۰ هزار تومان می‌گیرد و مابقی هم درآمد فردی است که این شغل را مدیریت می‌کند."

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

فریبرز رئیس‌دانا عضو کانون نویسندگان ایران و مدیر نشر نگاه که در سال‌های اخیر وظیفه انتشار آثار سیمین بهبهانی را به‌عهده داشته است، شامگاه پنجشنبه (۱۶ مرداد، ۷ اوت) به خبرگزاری‌های ایرانی گفت که خانم بهبهانی به کما رفته و حالش رضایت‌بخش نیست.

رئیس‌دانا افزود: «من تا آخرین لحظه از وقت ملاقات در بیمارستان بودم. ریه خانم بهبهانی آب آورده است. ایشان هم‌اکنون در بخش سی‌سی یو به کما رفته است.»

سیمین بهبهانی که در میان ایرانیان به "مادر ایران" و "غزل‌بانوی ایران" شهرت دارد، بامداد روز پنجشنبه به بیمارستان منتقل شد.

سیمین بهبهانی (خلیلی) غزلسرای برجسته و مبارز ایرانی روز ۲۸ تیر سال ۱۳۰۶ خورشیدی در خانواده‌ای فرهنگی دیده بر جهان گشود. پدرش عباس خلیلی، شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه "اقدام" و مادرش فخرعظما ارغون از زنان پیشروی زمان خود بود و شعر نیز می‌سرود.

سیمین در سال ۱۳۲۵ خورشیدی با حسن بهبهانی ازدواج کرد و در سال ۱۳۴۹ از حسن بهبهانی جدا شد. اما نام خانوادگی بهبهانی را برای همیشه حفظ کرد. شاعره نامدار ایرانی اندکی پس از جدایی با منوچهر کوشیار ازدواج کرد.
او از سال ۱۳۳۰ به‌عنوان آموزگار آغاز به کار کرد و در سال ۱۳۳۷ در حالی که در دانشکده ادبیات نیز قبول شده بود، وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد.

خانم بهبهانی به‌مدت سی سال تا سال ۱۳۶۰ خورشیدی به‌عنوان دبیر دبیرستان‌های تهران به‌کار اشتغال داشت و به‌رغم تحصیل در رشته حقوق قضایی در این رشته فعالیت نکرد.

وی در عین‌حال در سال ۱۳۴۶ در کنار هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، یدالله رویایی، بیژن جلالی و فریدون مشیری به عضویت شورای شعر و موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران در آمد.

در سال ۱۳۷۸ مدال "کارل فون اوسی‌یتسکی" از سوی سازمان جهانی حقوق‌بشر در برلین به خانم بهبهانی اهدا شد. وی همچنین در همین سال جایزه "لیلیان هیلمن / داشیل هامت" سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر را نیز دریافت کرد.

در سال ۱۳۹۲ (۲۰۱۳) نیز جایزه "یانوش پانونیوش" مجارستان با حضور بانوی شعر فارسی در شهر پچ این کشور به وی تقدیم شد.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

حسین معدنی گرامی، خوشحالی و لبخندهایت را در پیروزی های تیم ایران فراموش نمی کنیم .یادت جاودان و روحت قرین آرامش باد.

خوشا بحال کسانی که مردم براستی از نبودشان از ته قلب می گریند.

 

تصاویر از تابناک

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

خیابان "استقلال" یکی از معروف‌ترین خیابان‌های شهر استانبول است.خیابانی که نوازنده‌های خیابانی جزئی جدا نشدنی از آن هستند. خواننده‌ها و نوازنده‌های ایرانی زیادی هم این روزها در این خیابان دیده می‌شوند.

هر چه میزان حمایت مردم از نوازنده‌های خیابانی در ایران کم است، در مقابل نوازنده‌های ایرانی خیابان "استقلال" از درآمدی که از این راه دارند، راضی هستند. بسیاری از آن‌ها مسافرانی هستند که برای دیدن این شهر به ترکیه آمده‌اند و به این فکر افتاده‌اند تا از این طریق خرج سفرشان را هم در بیاورند.این روزها در خیابان "استقلال" خواننده‌ها و نوازنده‌های ایرانی زیادی دیده می‌شوند. آن‌ها از "محمد نوری" می‌خوانند، موسیقی راک اجرا می‌کنند و از نوازنده‌های پر طرفدار این خیابان هستند. هر بار با نواختن موسیقی و خواندن ترانه‌ای جمعیت بسیاری گرد آن‌ها حلقه می‌زنند.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 26 صفحه بعد

درباره تارنما


به تارنمای جندی شاپور البرز خوش آمدید. دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد.
آخرین نوشتارها
نگارندگان



Alternative content


شروع کد ساعت -->

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 3960
بازدید دیروز : 2361
بازدید هفته : 17939
بازدید ماه : 67602
بازدید کل : 1932368
تعداد مطالب : 2060
تعداد نظرات : 425
تعداد آنلاین : 3

وبلاگ

قالب