ابزار رایگان وبلاگ

کینگ کنگ واقعی به خاطر «تغییرات آب‌وهوایی» منقرض شد
 
جندی شاپور (البرز)
علمی فرهنگی

بزرگ‌ترین میمون روی زمین حدود یک‌صد هزار سال پیش از بین رفت زیرا نتوانست خود را پس از تغییرات آب و هوایی که غذای مورد علاقه‌اش یعنی میوه‌های جنگلی را از بین برد به خوردن علف عادت دهد.

به گزارش گاردین، جیگانتوپیتکوس، پنج برابر یک انسان بالغ وزن داشت و قدش به حدود ۳ متر می‌رسید. تقریباً یک میلیون سال پیش، این حیوان عظیم‌الجثه در جنگل‌های نیمه‌استوایی جنوب چین و جنوب شرقی آسیا می‌زیست.

تاکنون تقریباً هیچ اطلاعاتی در مورد شکل آناتومی و رفتارهای این حیوان به دست نیامده است. تنها چهار قسمت از فسیل آرواره پایینی‌اش موجود است.

هرو بوکرنس محقق دانشگاه «توبینگن» آلمان می‌گوید: «این بقایای جزیی بسیارناکافی هستند که بگوییم این حیوان دوپا بوده است یا چهارپا و اینکه بخش‌های بدنش به چه صورتی بوده‌اند.»

در همین حال، دیلی میل گزارش داد دانشمندان مرکز تکامل انسانی و دیرینه‌شناسی درتوبینگن به همراه موسسه تحقیقات فرانکفورت مینای دندان به‌جا مانده از این حیوان را بررسی کردند تا نشان دهند که این راسته از جانوران محدود به نواحی جنگلی بوده‌اند.

ابعاد این جانور از ۱٫۸ متر تا ۳ متر و وزنش از ۲۲۰ کیلوگرم تا ۵۰۰ کیلوگرم متغیر است. نظریه‌های متعددی در مورد تغذیه این میمون وجود دارد. برخی دانشمندان عقیده دارند کاملاً گیاه‌خوار بوده است در حالی که برخی دیگر عقیده دارند گوشت‌خوار هم است.

اورانگوتان نزدیک‌ترین خویشاوند جیگانتوپیتکوس است اما اینکه آیا جیگانتوپیتکوس رنگ پوستی قرمز طلایی شبیه اورانگوتان داشته است یا مثل گوریل سیاه بوده است نامشخص است.

با آزمایش تغییرات جزیی در ایزوتوپ کربن یافته شده در فسیل دندان، دانشمندان نشان دادند که این حیوان بسیار کهن فقط در جنگل‌ها می‌زیسته است و یک گیاه‌خوار صرف بوده است.

این ویژگی‌ها مشکلی برای جیگانتوپیتکوس به وجود نیاورده بود تا اینکه عصر یخبندان از حدود ۲٫۶ میلیون سال تا ۱۲۰۰۰ سال پیش زمین را تحت تأثیر قرار داد.

طبق نظر بوکرنس طبیعت، تکامل، و شاید خودداری از خوردن غذاهای جدید، باعث نابودی میمون عظیم‌الجثه گردید. وی می‌گوید: «احتمالاً جیگانتوپیتکوس به دلیل جثه بزرگش به مقدار زیادی غذا نیاز داشته است. در طول پلیستوسن - دوران چهارم زمین‌شناسی که از ۱.۸ میلیون سال پیش تا ۱۰ هزار سال پیش ادامه داشت – مناطق جنگلی یکی پس از دیگری به علفزار تبدیل شدند که از ذخیره ناکافی غذایی برخوردار بودند.»

نتیجه این تحقیق که قرار است در یک نشریه علمی تخصصی به نام Quaternary International منتشر شود بیان می‌کند «جیگانتوپیتکوس احتمالاً دارای انعطاف‌پذیری زیست بومی نبوده و فاقد توانایی فیزیولوژیک برای دوام آوردن در برابر سختی‌ها و کمبود غذا بوده است.»

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

آیا فن‌آوری یاخته‌های بنیادی تنها امید باقی‌مانده برای نجات نسل کرگدن‌های سفید است؟

گروهی از دانشمندان و جانورشناسان از دانشگاه‌ها و وباغ‌وحش‌های جهان دست به دست هم داده‌اند تا شاید بتوانند از انقراض نسل کرگدن‌های سفید جلوگیری کنند. تنها سه نمونه از این کرگدن‌ها در جهان باقی مانده است.

به گزارش دیسکاوری نیوز، در نشستی که در ابتدای ماه جاری میلادی در وین برگزار شد، دانشمندان کشورهای آلمان، آمریکا، اتریش و جمهوری چک طرحی را ارائه داده‌اند که بر اساس آن می‌شود از بافت‌های زنده بدن این سه کرگدن باقی‌مانده در طبیعت استفاده کرد. استفاده از فن‌آوری یاخته‌های بنیادی، عمل لقاح مصنوعی و در نتیجه تولید مثل این کرگدن‌ها را می‌تواند چند برابر کند.

در این طرح قرار است نمونه‌های گامت (سلول‌های جنسی بالغ و قابل تکثیر) و همینطور سلول‌های بنیادین پرتوان از بدن این سه کرگدن برداشته شود. ممکن است در آینده بشود سلول‌های بنیادین را به شکل اندام خاصی هم پرورش داد.

این نخستین باری است که از فن‌آوری یاخته‌های بنیادین در جهت حفظ بقای جانوران استفاده می‌شود. بنابراین موفقیت در آن به معنای پیشرفت بسیار مهمی در حفظ جانورانی است که نسل آنها در معرض انقراض قرار دارد؛ انقراضی که اغلب مسبب آن انسان‌ها هستند.

به گزارش پراگ پست، این گروه از دانشمندان و جانورشناسان که در وین گردهم آمده بودند، عقیده دارند که تنها راه باقی مانده برای حفظ نسل کرگدن‌های سفید، فن‌آوری یاخته‌های بنیادی است. یکی از دانشمندان ژاپنی شرکت‌کننده در این گردهمایی، دکتر کاتسوکو هایشی، توانسته از سلول‌های بنیادی پوست موش‌های آزمایشگاهی، موش‌های تازه‌ای پرورش دهد. حالا تیمی از دانشمندان از سراسر جهان در تلاش‌اند که همین الگو را بر روی کرگدن‌ها اجرا کنند.

بعد از مرگ نولا، کرگدن سفید ۴۱ ساله باغ وحش سن‌دیگو در آمریکا و نابیر ۳۲ ساله در باغ وحش پراگ در سال ۲۰۱۵، حالا فقط سه راس از این کرگدن در جهان باقی مانده است.

این سه راس باقی مانده، یکی نر و دو ماده، در منطقه محافظت شده‌ای در کنیا زندگی می‌کنند. سن و همینطور سختی‌های جفت‌گیری، تولید مثل طبیعی برای این سه راس باقی مانده را تقریبا غیر ممکن کرده است. هر چند از نمونه‌های دی ان ای دوازده کرگدن سفید در بانک دی ان ای در سن دیگو و برلین نگهداری می‌شود. متخصصان از اطلاعات ژنتیکی موجود در این دی ان ها برای برگرداندن این جانوران به حیات وحش استفاده می‌کنند.

پروژه کرگدن سفید در حال حاضر شروع شده و قرار است نتایج آن سال آینده منتشر شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

«بازگشته» فیلمی است که از رمانی به همین نام اقتباس شده و تلاش برای زنده ماندن و قدرت خارق العاده روح انسانی را روایت می کند.

هیو گلاسِ دام گذار که نقش او را لئوناردو دی کاپریو ایفا می کند در جنگلهای سرد کوهستانی توسط یک خرس گریزلی دریده و زخمی می شود. همراهانش او را همانطور رها می کنند تا بمیرد اما تلاش وصف ناپذیر هیو گلاس برای زنده ماندن در نهایت به نتیجه می رسد. او مسیری طولانی و صعب العبور را با دشواری طی می کند تا به محل زندگی اش بازگردد و به سراغ کسانی برود که به او خیانت کردند.

آلخاندرو گونزالس ایناریتو کارگردان مکزیکی فیلم می گوید: «این داستان باید روایت می شد. سوژه های بسیاری هستند که امروز بازتاب خوبی پیدا می کنند. داستان به کنگاش در باره انتقام می پردازد. نوعی رابطه پدر و فرزندی که پسر از تبعیض های نژادی رنج می برد. ماجراجویی، استقامت و انعطاف محور اصلی فیلم است که درصحنه های اکشن و نیز لحظات احساسی به تصویر کشیده شده است.»

«بازگشته» ظرف شش ماه و تنها با استفاده از روشنایی روز فیلمبرداری شده است. کلیه مراحل فیلمبرداری درطول زمستانهای بلند و سردِ کانادا و نیز در جنوب آرژانتین انجام شده است.

لئوناردو دی کاپریو بازیگر نقش اول فیلم می گوید: «من هیچگاه در یک فیلم اینقدرتمرین نداشته ام. در روز تنها اندکی از فیلم جلو می رفت. ما در جلوی دوربین با فیلمبرداران تمرین های زیادی را انجام می دادیم تا بالاخره در ساعت پایانی به آنچه می خواستیم نزدیک می شدیم و سکانس مورد نظر فیلمبرداری می شد. کمی شبیه کار زنده تلویزیونی بود. فکر می کنم که نتیجه این سختکوشی و دقت در فیلم بخوبی پیداست.»

این اثر پرزحمت و ارزشمند جواب خود را گرفت. «بازگشته» در چهار بخش از جمله بهترین بازیگر مرد برای لئوناردو دی کاپریو نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب شد.

euronews 2016

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

آهن یکی از عناصر مغذی و ضروری بدن است و متأسفانه بسیاری از مردم به اندازه‌ی کافی دریافتش نمی‌کنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، کمبود آهن یکی از شایع ترین مشکلاتی است که اغلب در زنان دیده می شود. آهن برای تولید گلبول های قرمز حیاتی است. گلبول های قرمز، نوعی پروتئین است که به انتقال اکسیژن در سراسر بدن کمک می کند

علایم کمبود آهن

احساس خستگی

این مورد، رایج ترین علامت کمبود آهن هست. بسیاری از زنان به احساس خستگی، عادت کرده اند و اون رو یک امر عادی در زندگی خودشون می دانند و توجه نمی کنند که اگر این خستگی ناشی از کمبود آهن باشد بدین معنی است که اکسیژن کمتری به بافت های بدن شان می رسد و بدن انرژی کافی برای فعالیت و تمرکز بر روی کارها، نخواهد داشت. ضمن اینکه دچار ضعف و کج خلقی هم می شوند.

قاعدگی سنگین

اصلی ترین دلیل کمبود آهن در زنان، قاعدگی سنگین و زیاد هست. بعضی از زنان، مقدار زیادی خون رو در دوران قاعدگی از دست می دهند و فقط نیمی از این خون در روزهای غیر از قاعدگی جبران می شود. سپس قاعدگی بعدی شروع می شود و باز هم خون زیادی رو از دست می دهند. در صورت سنگین بودن قدعدگی باید به پزشک زنان مراجعه کرد.

رنگ پریدگی

هموگلوبین موجود در خون باعث قرمز شدن خون می شود و در نتیجه رنگ چهره ما، صورتی و گلگون می شود. اگر مقدار هموگلوبین خون کم باشد، مستقیماً بر روی رنگ صورت تأثیر می گذارد. مهم نیست که رنگ چهره ما روشن باشد و یا تیره چون این موضوع بستگی به ژنتیک ما دارد اما اگر داخل لبها، لثه ها و داخل پلک چشم ها، از حالت طبیعی همیشگی خود کمرنگ تر باشند ممکن است که دچار کمبود آهن شده باشیم.

تنگی نفس

اگر مقدار اکسیژن بدن ما کم باشد، هر قدر هم نفس عمیق بکشیم باز هم احساس کمبود هوا می کنیم. اگر در زمان انجام کارهایی که قبلاً به راحتی انجام می دادیم، دچار تنگی نفس شویم (مثلاً در زمان بالا رفتن از تعداد کمی پله)، احتمال کمبود آهن در ما وجود دارد.

تپش قلب

در اثر کمبود آهن، قلب ما مجبور هست که بیشتر کار کند. در نتیجه کارکرد بیش از حد قلب، ضربان قلب نامنظم شده و به مرور قلب بزرگتر می شود و حتی می تواند به نارسایی قلب منجر شود. در ضمن اگر شخصی بیماری قلبی داشته باشد، بسیار مهم هست که حتماً از نظر کمبود آهن مورد بررسی قرار گیرد تا مشکلات قلبی او بدتر نشوند.

سندرم پای بی قرار

۱۵% از افرادی که از سندرم پای بی قرار رنج می برند، دچار کمبود آهن هستند. هر قدر هم که این کمبود بیشتر باشد، علائم این سندرم هم بیشتر می شود.

سردرد

بدن ما، اکسیژن رو قبل از هر چیز برای مغز ما می فرستد. اما گاهی در اثر کمبود آهن، اکسیژنی که به مغز می رسد، از حد طبیعی کمتر است. بنابراین، سرخرگ های مغز ورم می کنند و منجر به سردرد می شوند.

اشتیاق به خوردن خاک و یخ

اشتیاق برای خوردن مواد غیر خوراکی مثل یخ، خاک، کچ و کاغذ، می تواند از علائم کمبود آهن باشد.

اضطراب بدون دلیل

کمبود اکسیژن باعث افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک می شود (مثل اینکه پا رو روی پدال گاز ماشین، نگه داشته باشیم). همچنین، قلب هم مجبور هست که برای جبران بیشتر فعالیت کند. این عوامل دست به دست هم می دهند تا حتی در مواقعی که دلیلی برای اضطراب وجود ندارد، فرد احساس آشفتگی کند.

ریزش مو

کمبود آهن، به خصوص در مراحلی که به کم خونی منجر می شود، ما تکمبود آهن، به خصوص در مراحلی که به کم خونی منجر می شود، می تواند باعث ریزش مو شود. علت این هست که بدن وارد شرایط بحرانی می شود و ترجیح می دهد که اکسیژن رو به جای اینکه صرف نگه داشتن موها کند، برای اعمال مهم تر بدن مورد استفاده قرار دهد. البته ریزش روزانه ۱۰۰ تار مو، طبیعی هست.

رژیم گیاهخواری یا خام گیاهخواری

آهن موجود در مواد غذایی مختلف با هم فرق می کند. بدن ما آهن ” Heme ” رو که در گوشت قرمز، ماکیان و ماهی وجود دارد، ۲ تا ۳ برابر بهتر از آهن غیر Heme که در منابع گیاهی یافت می شود، جذب می کند. پس یک فرد گیاهخوار باید توجه داشته باشد که مقدار کافی آهن مصرف کند. مثلاً باید از سبزیجاتی که برگ سبز تیره دارند، غلات کامل و حبوباتی که سرشار از آهن هستند استفاده کند و منابع غذایی مملو از ویتامین C مثل فلفل دلمه، توت ها و بروکلی رو همراه مواد غذایی خود استفاده کند تا جذب آهن رو بالا ببرد.

کم کاری تیروئید

کمبود آهن باعث کندی تیروئید می شود و اثرات کاهنده بر روی متابولیسم دارد. معمولاً شش نفر از هر ده نفر که به کم کاری تیروئید مبتلا هستند، از وجود این بیماری در خود بی اطلاعند. پس اگر احساس کردید که انرژی بدن تان کم هست، افزایش وزن بی مورد پیدا کرده اید یا حتی دمای بدن تان بدون دلیل خاصی، پایین هست، حتماً به پزشک مراجعه کنید.

بارداری

جنین در بدن مادر به آهن نیاز دارد و به قول معروف، آهن بدن مادر رو می دزدد. در زمان وضع حمل هم مادر، مقدار زیادی خون و آهن رو از دست می دهد. اگر فرد، چند قلو باردار باشد یا فاصله بارداری های وی کم باشد یا مرتباً دچار حالت تهوع شود، ممکن هست که نیاز به آهن بیشتری داشته باشد.

غیر طبیعی بودن زبان

کمبود آهن باعث تخریب سطح زبان می شود و بسیاری از افرادی که کمبود آهن دارند از زخم، التهاب و نرمی غیر طبیعی سطح زبان، شکایت می کنند. علت این هست که کمبود آهن باعث کاهش مقدار میوگلوبین بدن می شود. میوگلوبین نوعی پروتئین هست که سلامت ماهیچه ها رو حفظ می کند و زبان هم در واقع یکی از ماهیچه های بدن می باشد.

ابتلا به سلیاک یا بیماری التهابی روده

اگر فردی به بیماری سلیاک یا بیماری التهابی روده (مثل بیماری کرون) مبتلا باشد، حتی اگر به مقدار کافی آهن از طریق رژیم غذایی خود مصرف کند باز هم نمی تواند انواعی از مواد مغذی (از جمله آهن) رو جذب بدن کند. پس اگر فردی به هر یک از بیماری های گوارشی مبتلا باشد باید حتماً تحت نظر پزشک قرار گیرد.

با همه اونچه که گفته شد، باید مواظب باشیم که از اون سوی بام هم نیفتیم و در مصرف آهن زیاده روی نکنیم چون می تواند به اندام های داخلی صدمه بزند و ممکن هست که خطر ابتلا به دیابت، سکته قلبی و سرطان رو (به خصوص در افراد مسن) افزایش بدهد.

پزشکان بدون مرز

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بر اساس تحقیقات انجام شده به علت استفاده مردم از دئودرانت های آلومینیوم دار، غلظت عنصر آلومینیم در بافت اطراف پستان و زیر بغل افزایش می یابد که عامل بروز سرطان سینه محسوب می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آلومینیم به عنوان یک سم شناخته می شود که در بیشتر موارد منجر به ابتلا به آلزایمر و در مرحله ی بعد بروز سرطان می گردد.

دئودرانت ها تنها نمونه ای از مواد دارای آلومینوم سرطان زا می باشد و مواد دیگری مانند برخی غذاها و پاک کننده ها و حتی گاهی ضدآفتاب ها هم باعث ایجاد این مشکل بزرگ می شوند.

علاوه برالومینیوم مواد دیگری نظیر پارابن، پروپیلن گلیکول، DEA و برخی رنگ ها نیز در محصولات آرایشی بهداشتی وجود دارند که با اثر بر روی استروژن سبب ابتلا به سرطان سینه می شوند.

پیشنهاد می شود از دئودورانت هایی که حاوی آلومینیوم و دیگر مواد مضر ذکر شده نیستند استفاده کنید.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

اوستیا منطقه ای است که در دو طرف رشته کوه های قفقاز واقع شده. مردمان این منطقه ایرانی تبار هستند و به زبان اوستیایی یکی از زبان های ایرانی شرقی از خانواده هندواروپایی سخن می گویند. با وجود زیبایی وصف ناپذیر این منطقه و مردم خونگرم و مهمانوواز این خطه، کمتر کسی از روس ها برای استراحت به این نقطه سفر می کنند.

 در ایران نیز به غیر از کارشناسان حوزه روسیه و قفقاز، به ندرت کسی با این نام و این مردمان آشنایی دارد. کم لطفی به این منطقه در روسیه دلایل تاریخی دارد و در ایران تنها دلیل آن بی-اطلاعی از وجود چنین گوهری در همسایگی ماست. 
 

اینجا سرزمینی است که خود را ایرونی یا اِرونی می نامند و وقتی از محلی ها سوال می کنی به چه زبانی سخن می گویید، در جواب می گویند به زبان ایرونی. راستی که شنیدن این کلمه با احساسی لذت بخش همراه است. آثار باستانشناسی و اشتراکات فراوان فرهنگ این مردم با فلات ایران و آسیای مرکزی اثبات کننده نفوذ تیره های هندواروپایی و سکاها بوده است. سکاها گروهی از تیره سرمت ها هستند که توانستند نواحی گسترده ای از قفقاز شمالی یعنی دریای آزوف تا دریای مازندران را در اختیار بگیرند. سرمت ها از دید اسطوره ای پسران سلم در شاهنامه فردوسی هستند که برادر ایرانیان و تورانیان بوده اند. آلان ها در ادامهِ راه تیره های سکاها در قفقاز شمالی، کم و بیش هزار سال دوام آوردند. از دید تاریخی و باستانشناسی، سکاها، سرمت ها و آلان ها از هم جدا نبوده-اند. کوچ و زندگی کوچ نشینی بسیاری از تیره های سکاها را وادار به تغییر مکان می کند، اما در سرزمین قفقاز مرکزی همیشه گروهی ایرانی زبان به جای مانده اند.
وقتی از فرودگاه بسیار محقر اوستیای شمالی راهی شهر ولادیقفقاز شدیم، با وجود سرمای هوا و برف که در اکثر نقاط نشسته بود، روحِ شهر من را در خود گرفت و احساس نزدیکی زیادی با این مردم و این سرزمین کردم.


چشم انداز کوهستان های اطراف با لایه های برفی از همان ابتدا زیبایی این منطقه را به رخ می کشد. در این سفر دو روزه به اوستیای شمالی، فرصت را غنیمت شمردیم و یک روز کامل را در کوهستان و دره ها گذراندیم. همانطور که راهنما گفته بود، هیچ یک از دره ها و کوه ها به هم شباهت نداشتند. دره کورتاتینسک، دره داریال، دره کارمادون و دره خورشید هر یک منحصربفرد و زیبا، کو ها به رنگ قهوه ای، سرمه ای و خاکی برافراشته و سربلند، مایه افتخار مردم این منطقه هستند. روز اول را به آشنایی با شهر و دره داریال اختصاص دادیم و طعم و عطر خوراک اوستیایی را چشیدیم.
پیراشکی های اوستیا با خمیر نسبتا نازک، پهن و گرد در سراسر روسیه شهره هستند و تنوع زیادی دارند. با وجود اینکه سه نفر بیشتر نبودیم، اما سه پیراشکی تهیه شده از سیب زمینی، گوشت چرخ کرده و کلم قرمز سفارش دادیم که قاعدتا با وجود کباب گوسفندی تازه و بشقاب های پر از سبزی و پنیر محلی و پیش غذاهای دیگر بخش زیادی را همراه خود به هتل محل اقامت بردیم.
سفره این مردم رنگین و دلشان بزرگ است. راهنما بیش از ما هیجان سفارش غذاهای متنوع و آشنا کردن ما با عطر و طعم غذاها را داشت و جالب اینکه به رسم مهماننوازی شرقی ها، اجازه دست کردن در جیب را هم به ما نمی داد. تلاش ما برای نشان دادن رفتارهای توریستی و خرید از مغازه های کوچک روستایی بی ثمر بود و جالب تر اینکه وقتی به مغازه کوچکی در روستایی رفتیم و از زن سالخورده فروشنده نان خواستیم، سهم نان خود را به ما داد و وقتی فهمید که من اهل ایران هستم، بلافاصله تاکید کرد که ما از مهمان پول نمی گیریم.



روز دوم سفر را به گذر از کوه و دره اختصاص دادیم. در ارتفاع 2000 متری یا بیشتر، در دمای مثبت چهار درجه بدون وزش باد، حاضر می شوی از همه چیز بگذری و چندساعتی را در سکوت و آرامش و شکوه کوه ها سپری کنی. در هنگام صرف ناهار در رستورانی شبیه به باغچه های لواسان در اتاقکی اختصاصی کنار جوی خروشان آب به رسمی زیبا در میان این مردم پی بردیم. در میان این مردم، احترام به بزرگتر و والدین هنوز به دست فراموشی سپرده نشده. انتخاب غذا را به عهده راهنما گذاشتیم. مجددا سه پیراشکی با سه طعم مختلف سفارش داد که سمبل آسمان، خورشید و زمین است. پیراشکی ها را برش زده و صفحات گرد را روی هم به شکل پلکانی قرار داد. برای هر سه کمی از چای خوش عطر محلی ریخت و گفت «جام اول را به یاد خدا می نوشیم، چون اوست که به ما سلامتی، خیر و برکت عطا کرده و در همه حال حامی و نگهدار ماست». بعد از نوشیدن چای، تکه ای از پیراشکی برداشتیم. پس از مدتی، مجددا در استکان هر یک کمی چای ریخت و گفت «جام دوم را به یاد گئورگی مقدس حامی مسکو و قفقاز می نوشیم (در فرهنگ اسلامی گئورگی همان جرجیس پیامبر است). او حامی مسافران است و با دعای او، خداوند به ما خیر و برکت عطا می کند. و در نهایت جام سوم را برای سلامتی والدین بلند کرد. راهنما برای ما توضیح داد که در قفقاز پدر و مادر از جایگاه بالایی برخوردارند و احترام به بزرگتر را از کودکی نهادینه می کنند. احترام به بزرگتر تا اندازه ای مهم است که وقتی خانواده یا دوستان دور یک میز می نشینند، اگر بزرگتر جمع بایستد، سایرین هم به احترام او می ایستند. اگر در مراسم جشن و پایکوبی، بزرگتر به وسط میدان رقص برود، جوان ترها به احترامش می ایستند تا زمانی که او اجازه نشستن بدهد.
وصف دیده ها در این سفر کوتاه بسیار است، اما دیده ها را نمی توان به روی کاغذ آورد، فقط می توان لمس و احساس کرد. آرامش در خیابان ها و در رفتار گرم مردم به راحتی به چشم می خورد. برای این مردم زندگی همیشه آرام آرزو می کنم.

 Farzaneh Shafiee

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

درباره تارنما


به تارنمای جندی شاپور البرز خوش آمدید. دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد.
آخرین نوشتارها
نگارندگان



Alternative content


شروع کد ساعت -->

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 612
بازدید دیروز : 3752
بازدید هفته : 4364
بازدید ماه : 92193
بازدید کل : 2071320
تعداد مطالب : 2062
تعداد نظرات : 430
تعداد آنلاین : 3

وبلاگ

قالب